رسانه های دیجیتال و نظارت تکنولوژیک ؛ تاثیر الگوریتم ها و کلان داده ها بر نظارت رفتار کاربران

12 بهمن 1404 - خواندن 4 دقیقه - 46 بازدید






دانشگاه پیام نور (همه مراکز)




رسانه های دیجیتال امروز به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی روزمره تبدیل شده اند و الگوریتم ها و کلان داده ها نقشی اساسی در شکل دهی به رفتار کاربران و نظارت بر آن ایفا می کنند. در این فضا، هر کلیک، جست وجو، لایک، توقف چندثانیه ای روی یک ویدئو یا حتی الگوی حرکت در صفحات، به داده ای تبدیل می شود که توسط پلتفرم ها جمع آوری و تحلیل می گردد. این داده ها نه تنها برای بهبود تجربه کاربری یا ارائه خدمات شخصی سازی شده استفاده می شوند، بلکه به ابزاری قدرتمند برای نظارت، پیش بینی و حتی هدایت رفتار کاربران بدل شده اند. الگوریتم ها با تحلیل حجم عظیمی از داده ها می توانند تشخیص دهند که کاربر چه چیزی را دوست دارد ، از چه موضوعاتی دوری می کند ، چه زمانی بیشترین فعالیت را دارد و چه نوع محتوایی می تواند او را بیشتر در پلتفرم نگه دارد. این توانایی، قدرتی بی سابقه به شرکت های فناوری داده است؛ قدرتی که به آن ها اجازه می دهد جریان اطلاعات را کنترل کنند، اولویت های کاربران را شکل دهند و حتی بر تصمیم های اجتماعی و سیاسی آن ها اثر بگذارند. در واقع، الگوریتم ها نه تنها رفتار کاربران را رصد می کنند، بلکه با پیشنهاد محتوا ، تنظیم فید خبری و نمایش هدفمند تبلیغات، رفتار آن ها را هدایت می کنند.

 این نظارت تکنولوژیک در ظاهر بی خطر و حتی مفید به نظر می رسد، اما در عمق خود پرسش های جدی اخلاقی و اجتماعی ایجاد می کند. یکی از مهم ترین نگرانی ها، مسئله حریم خصوصی و حفظ و صیانت از آن است. کاربران اغلب نمی دانند چه میزان از داده هایشان جمع آوری می شود، چگونه تحلیل می شود و برای چه اهدافی مورد استفاده قرار می گیرد. شفاف نبودن این فرآیند باعث شده نوعی عدم توازن قدرت میان کاربران و پلتفرم ها شکل بگیرد؛ جایی که شرکت ها تقریبا همه چیز را درباره کاربران می دانند، اما کاربران از سازوکارهای پشت پرده بی خبرند. این عدم توازن می تواند به سوءاستفاده از داده ها، دستکاری افکار عمومی یا حتی تبعیض الگوریتمی منجر شود. از سوی دیگر، کلان داده ها امکان پیش بینی رفتار کاربران را فراهم کرده اند. پلتفرم ها می توانند بر اساس الگوهای رفتاری گذشته، حدس بزنند کاربر در آینده چه خواهد کرد یا چه چیزی را ترجیح خواهد داد. این پیش بینی ها اگرچه برای ارائه خدمات بهتر مفید است، اما می تواند به محدود شدن انتخاب ها و ایجاد «اتاق های پژواک» منجر شود؛ یعنی کاربر تنها محتوایی را ببیند که مطابق با علایق قبلی اوست و از مواجهه با دیدگاه های متفاوت محروم شود.

 این وضعیت نه تنها آزادی فکری را کاهش می دهد، بلکه می تواند قطبی سازی اجتماعی را تشدید کند. نظارت تکنولوژیک همچنین پیامدهای سیاسی دارد. داده های رفتاری کاربران می تواند برای هدف گیری تبلیغات سیاسی، شکل دهی به افکار عمومی یا حتی تاثیرگذاری بر انتخابات استفاده شود. نمونه های جهانی نشان داده اند که چگونه تحلیل داده ها و الگوریتم ها می توانند به ابزارهایی برای نفوذ سیاسی تبدیل شوند. این مسئله ضرورت نظارت قانونی و اخلاقی بر عملکرد پلتفرم ها را برجسته می کند.

رسانه های دیجیتال و نظارت تکنولوژیک واقعیتی اجتناب ناپذیر در جهان امروز هستند. الگوریتم ها و کلان داده ها می توانند تجربه کاربران را بهبود دهند، خدمات را هوشمندتر کنند و ارتباطات را آسان تر سازند، اما در عین حال می توانند آزادی انتخاب، حریم خصوصی و استقلال فکری را تهدید کنند. چالش اصلی جامعه این است که میان بهره گیری از مزایای فناوری و جلوگیری از سوءاستفاده از آن تعادل برقرار کند. این تعادل تنها زمانی ممکن است که شفافیت، مسئولیت پذیری و آگاهی عمومی در مرکز سیاست گذاری های دیجیتال قرار گیرد و کاربران نیز با افزایش سواد رسانه ای، نقش فعال تری در حفاظت از حقوق خود ایفا کنند.