ابهام در قوانین و سیاست های شرکت متا و پلتفرم اینستاگرام ؛ تحلیل نقش الگوریتم های تشخیص محتوا در ایجاد خطا

ابهام در قوانین و سیاست های شرکت متا و اینستاگرام زمانی مسئله ساز می شود که بدانیم این پلتفرم ها بر زندگی دیجیتال میلیون ها کاربر و هزاران کسب وکار کوچک تاثیر مستقیم دارند، اما چارچوب هایی که رفتار کاربران را تعریف می کند همیشه روشن، قابل پیش بینی یا قابل فهم نیست؛ قوانین اینستاگرام در ظاهر تحت عنوان «استانداردهای جامعه» منتشر شده اند، اما این استانداردها اغلب کلی، تفسیر های سراسر حاشیه و بدون مثال های دقیق هستند و همین باعث می شود کاربران ندانند چه رفتاری دقیقا مجاز است و چه رفتاری ممکن است منجر به حذف محتوا یا بسته شدن پیج شود؛ دلیل اصلی این ابهام آن است که شرکت متا تلاش می کند قوانینی بنویسد که در همه کشورها، فرهنگ ها و شرایط سیاسی قابل اجرا باشد و همین تلاش برای جهانی سازی، قوانین را به سمت عباراتی مبهم و قابل تفسیر سوق می دهد؛ از سوی دیگر، اینستاگرام نمی خواهد بیش از حد شفاف باشد، زیرا شفافیت کامل می تواند راه سوءاستفاده را باز کند ؛ همین ترکیب پیچیده از محافظه کاری، فشارهای بین المللی و نیاز به انعطاف پذیری باعث می شود قوانین عمدا در سطحی مبهم باقی بمانند.
در کنار این ابهام ساختاری، نقش الگوریتم های تشخیص محتوا نیز در ایجاد خطا بسیار پررنگ است؛ اینستاگرام برای مدیریت حجم عظیم محتوا نمی تواند تنها به نیروی انسانی تکیه کند و بخش بزرگی از تصمیم گیری ها را به هوش مصنوعی می سپارد؛ این الگوریتم ها بر اساس الگوهای آماری، تشخیص تصویر، تحلیل متن و رفتار کاربران عمل می کنند، اما همیشه قادر نیستند تفاوت میان محتوای آموزشی، طنز، انتقادی یا مخرب را تشخیص دهند؛ برای مثال ممکن است یک تصویر هنری به عنوان برهنگی نامناسب شناسایی شود، یا یک پست خبری درباره خشونت به عنوان محتوای خطرناک حذف شود، در حالی که هدف آن اطلاع رسانی بوده است؛ این خطاها زمانی بیشتر می شوند که الگوریتم ها تحت فشار برای واکنش سریع قرار می گیرند و به جای بررسی دقیق، بر اساس شباهت های سطحی تصمیم می گیرند؛ علاوه بر این، الگوریتم ها در برابر زبان های مختلف، لهجه ها، اصطلاحات محلی و زمینه های فرهنگی عملکرد یکسانی ندارند و همین موضوع باعث می شود برخی جوامع بیشتر در معرض خطا قرار بگیرند. نبود شفافیت در قوانین و عملکرد الگوریتم ها پیامدهای گسترده ای برای کاربران و کسب وکارها دارد؛ کاربران عادی احساس می کنند در فضایی فعالیت می کنند که قوانینش نامرئی و غیرقابل پیش بینی است و هر لحظه ممکن است بدون هشدار با محدودیت جدی ( همچون بسته شدن دائمی پیج ) مواجه شوند؛ این وضعیت حس ناامنی، بی اعتمادی و بی عدالتی ایجاد می کند و کاربران را از بیان آزادانه خود بازمی دارد؛ برای کسب وکارها، نبود شفافیت به مراتب خطرناک تر است، زیرا فعالیت اقتصادی آن ها به ثبات و پیش بینی پذیری نیاز دارد؛ وقتی یک فروشگاه آنلاین نمی داند چه نوع محتوایی ممکن است باعث بسته شدن پیج شود، نمی تواند استراتژی بازاریابی مطمئن طراحی کند و هر تصمیم ناگهانی پلتفرم می تواند به از دست رفتن مشتریان، توقف فروش و آسیب به اعتبار برند منجر شود.
این بی ثباتی باعث می شود کسب وکارها مجبور شوند زمان و هزینه زیادی صرف بازسازی پیج، ارتباط با مشتریان و تولید دوباره محتوا کنند و در نهایت احساس کنند سرمایه گذاری روی اینستاگرام ناامن است. در مجموع ، ابهام در قوانین و خطاهای الگوریتمی متعدد ، نه تنها تجربه کاربران را مختل می کند، بلکه اعتماد به پلتفرم را کاهش می دهد و اکوسیستم اقتصادی آن را آسیب پذیر می سازد؛ تا زمانی که شرکت متا سازوکارهای شفاف تر، قابل فهم تر و انسانی تری برای مدیریت محتوا ارائه نکند، این چرخه بی اعتمادی و نارضایتی ادامه خواهد داشت و کاربران همچنان در فضایی فعالیت خواهند کرد که مرزهایش نامعلوم و پیامدهایش غیرقابل پیش بینی است.