عصر انتظار؛ فروپاشی باطل در ساحت روان و تاریخ
مفهوم ((انتظار)) در اندیشه شیعی، صرفا یک آموزه آینده نگر یا باور آخرالزمانی نیست؛ بلکه ساختاری عمیق از معناست که هم زمان روان فرد، اخلاق اجتماعی و جهت حرکت تاریخ را سامان می دهد. قرآن کریم، با طرح قانون غلبه نهایی حق، انتظار را از حالت تعلیق منفعل خارج کرده و آن را به یک فرآیند فعال تحول انسان و جامعه تبدیل می کند.
آیه شریفه بنیادین این نگاه، آیه شریفه ۸۱ سوره مبارکه اسراء است:
وقل جاء الحق وزهق الباطل ان الباطل کان زهوقا
این آیه، بنا بر تصریح مفسران شیعه، تنها گزارشی از یک رخداد تاریخی نیست، بلکه بیانگر سنتی قطعی در نظام هستی است؛ سنتی که تحقق کامل آن، در روایات اهل بیت(ع)، به عصر قیام قائم آل محمد(عج) تطبیق داده شده است.
در تفسیر روایی، امام باقر(ع) می فرماید:
((هنگامی که قائم ما قیام کند، دولت باطل از میان می رود و این آیه به تمامی تحقق می یابد.)) (نقل به مضمون، تفسیر نورالثقلین)
از منظر عرفانی، کلمه ی ((حق)) در این آیه تنها یک نظم بیرونی یا ساختار سیاسی نیست، بلکه حقیقتی است که باید در نفس انسان تجلی یابد. به تعبیر حکمت اسلامی، هر ظهور اجتماعی، مسبوق به یک انقلاب درونی است. از همین روست که امام صادق(ع) انتظار را نه یک حالت ذهنی، بلکه یک وضعیت وجودی می داند: من سره ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر و لیعمل بالورع و محاسن الاخلاق: (هر کس دوست دارد از یاران قائم باشد، باید منتظر باشد و به پرهیزکاری و اخلاق نیکو عمل کند.)
این روایت، انتظار را مستقیما با تحول اخلاقی و روانی فرد پیوند می زند. در روان شناسی معنوی، این پیوند معنادار است؛ زیرا باطل پیش از آن که در جامعه ساقط شود، باید در ذهن و روان انسان مشروعیت خود را از دست بدهد. باورهای ناکارآمد، توجیه های دروغین، و عادت های ظالمانه، همگی صورت هایی از باطل درونی هستند که مانع آمادگی انسان برای عدالت می شوند.
قرآن در آیه ی شریفه ی ۱۷ سوره مبارکه ی رعد نیز به همین قاعده اشاره می کند:
فاما الزبد فیذهب جفاء واما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض
باطل، چون کف روی آب، پرحجم لیکن ناپایدار است؛ و حق، هرچند آرام، ماندگار. این آیه از منظر روان شناختی، توصیف فرایند فروپاشی معناهای کاذب در دوره های بحران است؛ دوره هایی که انسان، ناگزیر، با حقیقت روبه رو می شود.
انتظار مهدوی، در چنین چارچوبی، پاسخی به بحران معنای انسان معاصر است. روایات، انتظار را ((افضل الاعمال)) معرفی کرده اند، نه به دلیل تعلیق در آینده، بلکه به سبب تحمل آگاهانه رنج اکنون در افق معنا. امام علی(ع) می فرماید:(( الانتظار للفرج من اعظم الفرج: انتظار فرج، خود بزرگ ترین گشایش است.))؛ زیرا روان انسان را از بن بست نیهیلیسم رها می کند.
در نهایت، می توان گفت عصر انتظار، پیش از آن که عصر ظهور باشد، عصر آماده سازی انسان برای ظهور حق است؛ عصری که در آن، باطل نه با شعار، بلکه با آگاهی، اخلاق و اصلاح درون از میان می رود. تحقق وعده قرآن، زمانی کامل می شود که انسان، پیش از دیدن فروپاشی باطل در جهان، اجازه دهد باطل در درون او فرو بریزد.
در پناه امام مهدی عج پایدار و مانا باشید، به منه و کرمه.
و من الله التوفیق و الیه مستعان