پارادوکس توحید عملی: چرا حکمرانی عقلانی سکولار به «مشیت الهی» نزدیک تر است؟

17 بهمن 1404 - خواندن 8 دقیقه - 104 بازدید


یک بازخوانی انتقادی از رابطه توسعه، عقلانیت و خداباوری

چکیده

در گفتمان های رایج الهیاتی، خداباوری غالبا با اقرار زبانی و انجام مناسک مذهبی سنجیده می شود. این مقاله با اتکا به مبانی حکمت متعالیه و فلسفه سیاسی مدرن، استدلال می کند که این تعریف ناقص است. فرضیه اصلی این پژوهش آن است که خداوند، نه تنها شارع دین، بلکه خالق قوانین تکوینی (فیزیک، اقتصاد، جامعه شناسی) است. بنابراین، جوامعی که بر مدار عقلانیت، علم و نظم حرکت می کنند (مانند مدل های توسعه یافته اسکاندیناوی یا شرق آسیا)، فارغ از برچسب سکولار خود، در عمل حکمرانی، انطباق بیشتری با «سنت الله» و صفات الهی همچون عدل و نظم دارند. در مقابل، نظام هایی که با نام دین، اصول علمی و عقلی را نقض می کنند، دچار نوعی «کفر عملی» به قوانین هستی هستند. این مقاله با تفکیک میان «توحید لفظی» و «توحید وجودی»، نتیجه می گیرد که توسعه یافتگی مبتنی بر عقل، پیش شرط تحقق جامعه ی الهی است و نه مانع آن.

۱. مقدمه

جهان امروز با پارادوکسی معنادار مواجه است: کشورهایی که در قوانین اساسی خود کمترین اشاره را به مذهب دارند، اغلب بالاترین سطوح عدالت اجتماعی، نظم عمومی، رفاه و کرامت انسانی را محقق کرده اند. در مقابل، جوامعی که مدعی حکومت دینی هستند، بعضا در گرداب فساد، بی نظمی و فقر دست وپا می زنند. این تضاد، پرسشی بنیادین را پیش می کشد: آیا ممکن است سکولاریسم عقلانی، مسیری مطمئن تر برای تحقق «اراده ی تکوینی خداوند» باشد؟

فرضیه ی ما این است که «عقل»، پیامبر درونی و ابزار کشف قوانین خداوند در طبیعت است. نادیده گرفتن علم (اقتصاد، مدیریت، مهندسی) به بهانه ی توکل یا تقدس، در واقع جنگ با مکانیزم هایی است که خداوند جهان را بر آن استوار کرده است. این مقاله تلاش می کند اثبات کند که وفاداری به حقیقت علمی، مرتبه ای از وفاداری به خداوند است و جوامع توسعه یافته، «ظرف» توحید را ساخته اند، حتی اگر به «مظروف» آن (عرفان آگاهانه) توجه کمتری داشته باشند.

۲. مبانی نظری: خدا به مثابه «حقیقت» و «قانون»

برای درک این پارادوکس، ابتدا باید تعریف خود را از خداوند و نحوه مداخله او در جهان اصلاح کنیم.

۲-۱. دو کتاب خداوند: تکوین و تشریع

در الهیات عقلی، خداوند دو تجلی یا «کتاب» دارد:

کتاب تشریع: وحی و دستورات اخلاقی/فقهی (مانند قرآن یا انجیل).

کتاب تکوین: جهان هستی و قوانین حاکم بر آن (قوانین فیزیک، ریاضیات، روابط علت و معلولی، اصول اقتصادی).

غفلت بزرگ جوامع مذهبی عقب مانده، تمرکز افراطی بر کتاب تشریع و رها کردن کتاب تکوین است. این در حالی است که کتاب تکوین، «سنت الله» است که قرآن تاکید دارد «هرگز تغییری در آن نخواهی یافت» (فاطر: ۴۳). وقتی یک جامعه اصول علم اقتصاد (رابطه نقدینگی و تورم) را نادیده می گیرد، عملا در حال نقض قوانین کتاب تکوین است.

۲-۲. اصالت «الحق»

یکی از نام های خداوند «الحق» است. بنابراین، هر حرکتی که منطبق بر واقعیت (Fact) و حقیقت علمی باشد، حرکتی در جهت خداست. ساختن پل های مستحکم، سیستم قضایی شفاف و توزیع عادلانه ثروت، همگی اعمالی «حق مدارانه» هستند. در مقابل، مدیریت رانتی، ساختار غیرشفاف و تصمیمات غیرعلمی، مصداق «باطل» هستند. از این منظر، مهندسی که بر اساس محاسبات دقیق (ریاضیات خلقت) پلی می سازد، عابدتر از کسی است که با تسبیح گردانی اما بدون دانش، پلی سست بنا می کند.

۳. تحلیل تطبیقی: توحید ژاپن و دانمارک در برابر کفر توسعه نیافتگی

با نگاهی به جوامع توسعه یافته ای نظیر دانمارک یا ژاپن، می توان تجلی صفات الهی را در ساختارهای اجتماعی آنان مشاهده کرد، هرچند این جوامع خود را مذهبی ندانند.

۳-۱. تجلی صفت «العدل»

عدالت از مهم ترین صفات خداوند است. کشورهای اسکاندیناوی با ضریب جینی پایین، فرصت های برابر آموزشی و سیستم های تامین اجتماعی کارآمد، مفهوم «عدالت» را از یک واژه انتزاعی به یک واقعیت ملموس تبدیل کرده اند. در این جوامع، کرامت انسان (که مورد تاکید ادیان است) توسط ساختارها تضمین می شود. آیا اجرای عدالت، ولو با انگیزه های سکولار، رضایت «خداوند عادل» را در پی ندارد؟

۳-۲. تجلی صفت «النظم»

خداوند مبدا نظم است و جهان را بر اساس ریاضیات دقیق آفریده است. جوامعی مانند ژاپن یا آلمان که نظم را در فرهنگ و مدیریت خود نهادینه کرده اند، در حال بازتاب دادن این صفت الهی هستند. هرج ومرج، بی قانونی و شلختگی مدیریتی در جوامع توسعه نیافته، دقیقا در تضاد با ذات منظم هستی است.

۴. چالش نیت: آیا «قصد قربت» شرط است؟

منتقدان استدلال می کنند که چون این جوامع اعمالشان را «برای خدا» انجام نمی دهند (فقدان نیت الهی)، اعمالشان فاقد ارزش معنوی است. این استدلال از دو جهت قابل نقد است:

اصالت نتیجه در تکوین: در عالم ماده، قوانین خداوند بر اساس عملکرد واکنش نشان می دهند، نه صرفا نیت. اگر شما دستتان را در آتش کنید و نیت کنید نسوزید، خواهید سوخت (قانون تکوینی). اگر بذر بکارید و درست آبیاری کنید، حتی اگر خدا را قبول نداشته باشید، محصول خواهید داد. خداوند رزق و پاداش دنیوی را به کسانی می دهد که قوانینش را رعایت کنند (کلا نمد هولاء وهولاء - اسراء: ۲۰).

خدمت به خلق: پیامبران تاکید کرده اند که «الخلق عیال الله» (مردم خانواده خدا هستند). حکومتی که درد و رنج انسان ها را کاهش می دهد، فساد را کم می کند و امنیت را تامین می کند، در حال خدمت به عیال الله است. این خدمت، ارزشی ذاتی دارد.

۵. نتیجه گیری: لزوم بازگشت به عقلانیت به عنوان مقدمه دین داری

این مقاله نتیجه می گیرد که دوگانه ی «سکولاریسم/دین داری» با تعریف رایج آن گمراه کننده است. تقسیم بندی واقعی باید میان «عقلانیت/جهل» و «نظم/آشوب» باشد. کشورهایی که بر اساس عقلانیت و علم حرکت می کنند، «جسم توحید» را ساخته اند. آن ها ظرفی آماده دارند که قابلیت پذیرش مظروف معنویت را دارد (همان طور که بحران معنا در این جوامع نشان دهنده تشنگی برای مرحله بعد است). اما جوامعی که عقل را به نام دین قربانی کرده اند، هم دنیا را باخته اند و هم دین را؛ چرا که فقر و فساد، ریشه های ایمان را می خشکاند.

مسیر صحیح برای یک انسان یا جامعه ی خواهان حقیقت، پذیرش بی قید و شرط عقلانیت ابزاری، علم مدرن و نظم اجتماعی است. تنها پس از ساختن این «بستر عقلانی» است که می توان از معنویت و عرفان سخن گفت. بدون عقل، دین به خرافه و توحید به بت پرستی مدرن تبدیل می شود.


منابع و مراجع (References)

Avicenna (Ibn Sina). (2005). The Metaphysics of The Healing (Al-Shifa). Translated by M.E. Marmura. Brigham Young University Press. (For the discussion on Necessary Being and the nature of Truth/Haqq).

Weber, M. (2002). The Protestant Ethic and the Spirit of Capitalism. Penguin Classics. (Analyzing the link between rational conduct, efficiency, and religious ethos).

Acemoglu, D., & Robinson, J. A. (2012). Why Nations Fail: The Origins of Power, Prosperity, and Poverty. Crown Business. (Regarding the necessity of inclusive institutions and order for prosperity).

Mutahhari, M. (1985). Divine Justice (Adl-e Elahi). Qom: Sadra Publications. (Explaining the inherent laws of nature and divine justice).

Inglehart, R., & Norris, P. (2011). Sacred and Secular: Religion and Politics Worldwide. Cambridge University Press. (Data on secularization and human well-being metrics).

Rawls, J. (1971). A Theory of Justice. Belknap Press. (For the structural definition of justice similar to the "divine justice" manifest in society).

Nasr, S. H. (1993). The Need for a Sacred Science. SUNY Press. (Critiquing modern science but acknowledging the order of nature as a sign of God, used here to argue for the sanctity of natural laws).