شناسایی آگاهانه دانش آموزان؛ مسئولیتی حرفه ای در تحقق عدالت آموزشی
یکی از مهم ترین چالش های معلمان در کلاس درس، به ویژه در مقطع ابتدایی، شناسایی دانش آموزان نیازمند توجه خاص آموزشی است. دوره ابتدایی، حساس ترین مرحله شکل گیری بنیان های یادگیری، شخصیت و نگرش تحصیلی کودکان به شمار می رود و هرگونه بی توجهی یا تشخیص نادرست در این مقطع می تواند پیامدهای بلندمدتی در مسیر تحصیلی و حتی اجتماعی دانش آموزان به همراه داشته باشد. ازاین رو، شناخت علمی و دقیق دانش آموزان، بدون برچسب زنی نادرست، این امکان را فراهم می سازد که بازآموزی، بازپروری و مداخله بهنگام آموزشی به عنوان راهکاری موثر مورد توجه قرار گیرد و گام های اصلاحی مناسبی برداشته شود.
در این میان، معلم نقشی کلیدی و تعیین کننده دارد. معلم به عنوان مدیر کلاس درس باید با تکیه بر اصول علمی مدیریت کلاس، از جمله مولفه های نظریه کونین، دارای آگاهی محیطی، توجه همزمان به تمامی دانش آموزان و رویکرد پیشگیرانه نسبت به مشکلات آموزشی و رفتاری باشد. چنین نگاهی به معلم کمک می کند تا رفتار، عملکرد و پیشرفت تحصیلی همه دانش آموزان، به ویژه افرادی که نیازمند توجه و شناخت بیشتری هستند، به درستی رصد شده و مسیر اصلاح و بهبود یادگیری آنان به صورت هدفمند طراحی شود.
با نگاهی علمی می توان دانش آموزان نیازمند توجه خاص آموزشی را در چند گروه مشخص دسته بندی کرد.
۱. فقر یا تغذیه آموزشی: برخی دانش آموزان به دلیل عدم ارائه متناسب محتوای درسی با سبک یادگیری خود یا محرومیت از محیط های غنی یادگیری دچار افت تحصیلی می شوند. در این موارد، مشکل اصلی نه در توانایی های شناختی دانش آموز، بلکه در کمبود فرصت های یادگیری، تجربه و تنوع روش های آموزشی نهفته است. با اصلاح شیوه های تدریس و ایجاد موقعیت های یادگیری فعال، می توان بخش زیادی از این مشکلات را جبران کرد.
۲. مشکلات هیجانی و عاطفی: گروهی از دانش آموزان به دلیل تجربه استرس، اضطراب، افسردگی، تعارضات خانوادگی یا طلاق والدین دچار افت تمرکز و پسرفت تحصیلی می شوند. این دانش آموزان اغلب بیش از آموزش مستقیم، نیازمند درک، حمایت عاطفی و ایجاد احساس امنیت در فضای کلاس هستند و همکاری موثر میان معلم، خانواده و مشاور مدرسه در این زمینه ضروری است.
۳. دانش آموزان دیرآموز: این دانش آموزان معمولا در تمامی مواد درسی با ضعف مواجه اند و از نظر بهره هوشی حدود یک انحراف معیار پایین تر از میانگین دانش آموزان عادی قرار دارند. با این حال، آنان با تمرین، تکرار، صبر معلم و استفاده از روش های آموزشی متنوع مانند آموزش چندحسی، دست ورزی و فعالیت های عملی، قادر به جبران بخش قابل توجهی از عقب ماندگی تحصیلی خود هستند.
۴. دانش آموزان دارای مشکلات یادگیری ویژه: این گروه شامل دانش آموزانی است که با وجود بهره هوشی بهنجار یا حتی بالاتر از متوسط، در مهارت های تحصیلی خاص مانند خواندن، نوشتن و ریاضی دچار مشکل هستند. این اختلالات که ریشه در بدکارکردی های عصب شناختی دارد، نیازمند شناسایی زودهنگام، توانبخشی شناختی و مداخلات آموزشی هدفمند است تا از تشدید افت تحصیلی جلوگیری شود.
در مجموع، شناسایی دانش آموزان نیازمند توجه خاص آموزشی، اقدامی صرفا تشخیصی یا مقطعی نیست، بلکه فرایندی آگاهانه، مستمر و مبتنی بر شناخت علمی است. توصیه می شود معلمان با افزایش آگاهی حرفه ای خود، از قضاوت های عجولانه و برچسب زنی پرهیز کرده و به جای تمرکز بر ضعف ها، بر توانمندی ها و قابلیت های بالقوه دانش آموزان تمرکز کنند. بهره گیری از روش های متنوع تدریس، توجه به تفاوت های فردی، تعامل سازنده با خانواده ها و استفاده از ظرفیت مشاوران آموزشی می تواند نقش بسزایی در اصلاح مسیر یادگیری این دانش آموزان ایفا کند. بی تردید، معلمی که با آگاهی، صبر و شناخت مطلوب وارد کلاس درس می شود، زمینه ساز تحقق عدالت آموزشی و تربیت نسلی توانمندتر و امیدوارتر خواهد بود.