تحلیل جایگاه مقوله (( حق دسترسی به اطاعات )) در اسناد بین المللی و ارتباط آن با میزان مشارکت شهروندان

حق دسترسی به اطلاعات یکی از بنیادی ترین حقوق بشر است، زیرا بدون آگاهی، هیچ جامعه ای نمی تواند آزاد، مسئول و مشارکت جو باشد. این حق به مردم امکان می دهد بدانند چه تصمیم هایی درباره زندگی شان گرفته می شود، منابع عمومی چگونه خرج می شود، چه قوانینی در حال تدوین است و چه کسانی مسئول اجرای آن ها هستند. در واقع، دسترسی به اطلاعات همان اکسیژن دموکراسی است؛ اگر این اکسیژن قطع شود، جامعه دچار خفگی سیاسی و اجتماعی می شود.
اهمیت این حق در اسناد بین المللی نیز به خوبی دیده می شود . در اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده ۱۹ به صراحت می گوید هر فرد حق دارد اطلاعات را جست وجو ، دریافت و منتشر کند . این عبارت ساده ، پایه ای برای بسیاری از قوانین و معاهدات بعدی شده است. در میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز همین حق تکرار شده و تاکید شده که دولت ها باید شرایطی فراهم کنند تا مردم بتوانند آزادانه به اطلاعات دسترسی داشته باشند . این اسناد نشان می دهند که جامعه جهانی به این نتیجه رسیده است که بدون شفافیت ، هیچ حقی قابل تحقق نیست . حق دسترسی به اطلاعات ارتباط مستقیم و جدایی ناپذیری با آزادی بیان دارد . آزادی بیان تنها به معنای حق بیان نیست ؛ بلکه شامل حق دانستن نیز می شود . کسی که اطلاعات ندارد، نمی تواند نظر آگاهانه بدهد، نمی تواند نقد کند، نمی تواند تصمیم بگیرد و نمی تواند در امور عمومی مشارکت داشته باشد. آزادی بیان بدون دسترسی به اطلاعات، پوسته ای خالی است. وقتی اطلاعات در دسترس نباشد، مردم مجبور می شوند بر اساس شایعات ، حدس و گمان یا اطلاعات ناقص تصمیم بگیرند و این امر نه تنها به زیان جامعه است ، بلکه به زیان خود حاکمیت نیز خواهد بود ، زیرا بی اعتمادی و سوءظن را افزایش می دهد. حق مشارکت نیز به شدت به دسترسی به اطلاعات وابسته است. مشارکت سیاسی و اجتماعی زمانی معنا دارد که مردم بدانند در جامعه چه می گذرد. اگر مردم ندانند بودجه چگونه تقسیم می شود، چه طرح هایی در حال اجراست ، چه مشکلاتی در تخصیص بودجه وجود دارد و چه راه حل هایی پیشنهاد شده، چگونه می توانند در تصمیم گیری ها مشارکت کنند. مشارکت بدون آگاهی، مشارکتی صوری و بی اثر است. اما وقتی اطلاعات آزادانه منتشر شود، مردم می توانند تحلیل کنند، نقد کنند، پیشنهاد بدهند و در فرآیند تصمیم سازی نقش واقعی داشته باشند. به همین دلیل است که بسیاری از کشورها قوانین دسترسی آزاد به اطلاعات را تصویب کرده اند تا مشارکت عمومی تقویت شود.
حق دسترسی به اطلاعات همچنین از فساد اداری جلوگیری می کند و این خود یکی از مهم ترین پایه های مشارکت و آزادی بیان است. وقتی اطلاعات پنهان باشد ، زمینه برای سوءاستفاده از قدرت فراهم می شود . اما وقتی همه چیز شفاف باشد ، مردم می توانند عملکرد مسئولان را زیر نظر بگیرند و همین نظارت عمومی باعث می شود که تصمیم ها دقیق تر ، عادلانه تر و مسئولانه تر گرفته شود . این نظارت ، اعتماد عمومی را تقویت می کند و اعتماد ، شرط لازم برای مشارکت فعال است . از سوی دیگ ر، حق دسترسی به اطلاعات به مردم کمک می کند تا از حقوق خود آگاه شوند . بسیاری از مردم نمی دانند چه حقوقی دارند، چه قوانینی از آن ها حمایت می کند و چگونه می توانند از این حقوق دفاع کنند.
اطلاعات، ابزار توانمندسازی است. جامعه ای که آگاه باشد، کمتر قربانی تبعیض، فساد یا سوءاستفاده می شود. این آگاهی، مردم را از تماشاگران منفعل به شهروندانی فعال تبدیل می کند. جایگاه این حق در اسناد بین المللی نشان می دهد که جامعه جهانی آن را نه یک امتیاز، بلکه یک ضرورت می داند. این حق، پایه بسیاری از حقوق دیگر است. بدون آن، آزادی بیان ناقص می ماند، مشارکت بی معنا می شود، عدالت اجرا نمی شود و دموکراسی شکل نمی گیرد. به همین دلیل، بسیاری از نهادهای بین المللی از کشورها می خواهند که قوانین شفافیت را تقویت کنند، اطلاعات را در دسترس عموم قرار دهند و از محدودیت های غیرضروری خودداری کنند.
حق دسترسی به اطلاعات یک حق فردی نیست؛ یک حق جمعی است که به سلامت جامعه، کارآمدی حکومت و پایداری دموکراسی کمک می کند. جامعه ای که اطلاعات در آن آزادانه جریان دارد، جامعه ای است که در آن مردم می توانند تصمیم های آگاهانه بگیرند، از حقوق خود دفاع کنند، در امور عمومی مشارکت کنند و به آینده امیدوار باشند. این حق، پایه ای برای ساختن جامعه ای آزاد، عادلانه و پاسخ گو است و هرچه بیشتر تقویت شود، کیفیت زندگی سیاسی و اجتماعی نیز بالاتر خواهد رفت.