Shahnaz Alim
42 یادداشت منتشر شدهتحلیل ایدئولوژی سخت و سرسختی شناختی
ایدئولوژی سخت و سرسختی شناختی: تحلیلی روان شناختی بر مبنای آدام گرانت،لیئور ازمگراد آذرخش مکری و علوم شناختی
چکیده
این مقاله به بررسی این ایده بنیادین می پردازد که «هسته اصلی ایدئولوژی سخت، سرسختی شناختی است». با اتکا به نظریه های آدام گرانت در کتاب دوباره فکر کن، ازمگراد در مغز ایدئولوژیک ،تحلیل های بالینی دکتر آذرخش مکری، و پژوهش های علوم شناختی، نشان داده می شود که ایدئولوژی زمانی خطرناک می شود که فرد توانایی بازنگری، انعطاف و تحمل ابهام را از دست بدهد. مقاله توضیح می دهد که چرا چسبندگی به باورها بیش از خود باورها اهمیت دارد، چگونه هیجان و هویت در این چسبندگی نقش دارند، و چرا سرسختی شناختی می تواند به تعصب، قطبی سازی و خشونت ایدئولوژیک منجر شود.
مقدمه
ایدئولوژی در معنای کلاسیک خود مجموعه ای از باورها، ارزش ها و چارچوب های تفسیری است که به فرد کمک می کند جهان را معنا کند. اما ایدئولوژی زمانی خطرناک می شود که از یک «ابزار فهم» به یک «هویت غیرقابل تغییر» تبدیل شود.
آدام گرانت در کتاب Think Again استدلال می کند که مشکل اصلی ایدئولوژی های سخت، محتوای آن ها نیست، بلکه سرسختی شناختی ای است که آن ها را غیرقابل نقد می کند.
دکتر آذرخش مکری نیز در سخنرانی های خود تاکید می کند که «وقتی کسی به یک باور چسبیده، مهم نیست آن باور چیست؛ مهم این است که بفهمیم چرا چسبیده است.»
این مقاله تلاش می کند این دو دیدگاه را در چارچوب علوم شناختی و روان شناسی معاصر تحلیل کند.
۱. سرسختی شناختی: تعریف و سازوکارها:
سرسختی شناختی (Cognitive Rigidity) به ناتوانی ذهن در تغییر دیدگاه، بازنگری باورها یا تعدیل راهبردهای فکری در مواجهه با شواهد جدید گفته می شود. این ویژگی با موارد زیر همراه است:
- تفکر سیاه و سفید
- تحمل پایین ابهام
- مقاومت در برابر شواهد مخالف
- چسبندگی به قواعد ذهنی حتی وقتی ناکارآمد شده اند
- ناتوانی در تغییر «مجموعه ذهنی» (Mental Set)
پژوهش های عصب روان شناختی نشان می دهند که کاهش انعطاف در شبکه های پیش پیشانی و افزایش اتکا به شبکه های عادت (استریاتوم) در این پدیده نقش دارند.
۲. ایدئولوژی چگونه سخت می شود؟
ایدئولوژی در ابتدا یک «نقشه شناختی» است؛ اما وقتی فرد:
- آن را بخشی از هویت خود می کند
- از آن برای کاهش اضطراب استفاده می کند
- از آن برای ایجاد قطعیت بهره می گیرد
- یا آن را سپر دفاعی در برابر پیچیدگی جهان می سازد
ایدئولوژی از حالت «چارچوب» به حالت «دگم» تبدیل می شود.
در این مرحله، فرد دیگر باور را «نمی پذیرد»؛ بلکه «از آن محافظت می کند».
۳. آدام گرانت: ایدئولوژی سخت محصول ناتوانی در دوباره فکر کردن
گرانت در دوباره فکر کن توضیح می دهد که انسان ها سه حالت ذهنی دارند:
- ذهن واعظ: دفاع از باور
- ذهن دادستان: حمله به باور مخالف
- ذهن سیاستمدار: جلب تایید دیگران
اما حالت سالم تر، ذهن دانشمند است:
آمادگی برای بازنگری، آزمون فرضیه ها و پذیرش خطا.
ایدئولوژی سخت زمانی شکل می گیرد که فرد در حالت واعظ/دادستان گیر می کند و توانایی «بازاندیشی» را از دست می دهد.
این همان سرسختی شناختی است.
۴. دکتر مکری: مسئله اصلی «چسبندگی» است، نه «باور»
دکتر مکری از زاویه بالینی توضیح می دهد که چسبندگی به باور معمولا ریشه هیجانی دارد:
- ترس از ابهام
- ترس از اشتباه بودن
- نیاز به کنترل
- تجربه های گذشته
- زخم های هویتی
به همین دلیل است که مکری می گوید:
«وقتی کسی به یک باور چسبیده، مهم نیست آن باور چیست؛ مهم این است که بفهمیم چرا چسبیده.»
این «چرا» همان نقطه ای است که ایدئولوژی را سخت می کند.
۵. سازوکارهای روان شناختی چسبندگی به باور
۱. هویت یابی با باور
وقتی باور تبدیل به هویت می شود، نقد آن تهدید به فروپاشی «خود» است.
۲. نیاز به قطعیت
ایدئولوژی های سخت پاسخ های ساده و قطعی می دهند؛ ذهن مضطرب این را ترجیح می دهد.
۳. سوگیری تاییدی
فرد فقط شواهد تاییدکننده را می بیند و بقیه را رد می کند.
۴. اقتصاد شناختی
بازاندیشی انرژی می خواهد؛ سرسختی شناختی انرژی را ذخیره می کند—به قیمت حقیقت.
۵. دفاع در برابر اضطراب
باور سخت مثل یک «پناهگاه روانی» عمل می کند.
۶. چرا سرسختی شناختی «هسته ایدئولوژی» است؟
ایدئولوژی بدون سرسختی شناختی می تواند:
- پویا
- قابل گفت وگو
- قابل اصلاح
- و سازگار با شواهد جدید باشد
اما وقتی سرسختی شناختی وارد می شود:
- ایدئولوژی تبدیل به دگم می شود
- فرد در برابر نقد واکنش دفاعی نشان می دهد
- شواهد مخالف را تحریف یا انکار می کند
- و در نهایت، تعصب و قطبی سازی شکل می گیرد
به همین دلیل، گرانت می گوید:
«ایدئولوژی سخت، محصول سرسختی شناختی است.
۷. پیامدهای فردی و اجتماعی
فردی:
- کاهش رشد شخصی
- افزایش تعارض در روابط
- کاهش یادگیری
- افزایش اضطراب و خشونت دفاعی
اجتماعی:
- قطبی سازی
- تعصب
- خشونت ایدئولوژیک
- ناتوانی جامعه در اصلاح خود
و اما مطالعه اجمالی داشته باشیم از کتاب «مغز ایدئولوژیک» لیئور ازمیگراد
کتاب مغز ایدئولوژیک حاصل سال ها پژوهش عصب روان شناختی ازمیگراد درباره این پرسش است که:
چرا بعضی ذهن ها بیشتر مستعد ایدئولوژی های سخت، تعصب و افراط گرایی هستند؟
او برخلاف تحلیل های سیاسی یا جامعه شناختی، از زاویه علوم شناختی و مغز وارد می شود و نشان می دهد که:
🧠 ۱. ایدئولوژی قبل از آن که «باور» باشد، یک «سبک پردازش مغزی» است
ازمیگراد می گوید افراد افراطی یا ایدئولوژیک، قبل از اینکه به یک باور خاص برسند، نوعی ساختار ذهنی و شناختی دارند که آن ها را مستعد چسبیدن به باورهای سخت می کند.
این ساختار شامل:
- سرسختی شناختی (Cognitive Rigidity)
- تحمل پایین ابهام
- نیاز به نظم و قطعیت
- الگوهای پردازش سریع اما غیرانعطاف پذیر
به بیان ساده:
«ایدئولوژی از مغزی شروع می شود که نمی تواند به راحتی مسیر فکری اش را تغییر دهد.»
۲. سرسختی شناختی پیش بینی کننده قدرتمند افراط گرایی است
در پژوهش های تجربی، زمیگراد نشان می دهد:
- افرادی که در تست های شناختی انعطاف پذیری پایین دارند
- بیشتر جذب ایدئولوژی های سخت، گروه گرایی افراطی و تعصب می شوند
این یافته مهم است، چون نشان می دهد:
ایدئولوژی سخت نتیجه محتوای باور نیست؛ نتیجه ساختار ذهن است.
این دقیقا همان چیزی است که آدام گرانت و دکتر مکری روی آن دست گذاشته اند.
۳. مغزهای ایدئولوژیک جهان را ساده سازی می کنند
زمیگراد توضیح می دهد که مغزهای سخت گیر:
- پیچیدگی را تهدید می بینند
- ابهام را برنمی تابند
- به دنبال «قواعد ثابت» و «پاسخ های قطعی» هستند
به همین دلیل، ایدئولوژی های سخت برایشان جذاب است، چون:
- جهان را ساده می کند
- هویت مشخص می دهد
- اضطراب را کاهش می دهد
پس ایدئولوژی یک پناهگاه شناختی–هیجانی است.
۴. ایدئولوژی های مختلف، ریشه شناختی مشترک دارند
ازمگراد نشان می دهد:
- راست افراطی
- چپ افراطی
- بنیادگرایی مذهبی
- ملی گرایی افراطی
- حتی فرقه گرایی های غیرسیاسی
همه یک هسته شناختی مشترک دارند:
سختی شناختی + نیاز به قطعیت + حساسیت به تهدید
این یعنی مشکل «محتوا» نیست؛
مشکل سبک پردازش مغز است.
۵. ایدئولوژی از مغز شروع می شود، نه از جامعه
ازمگراد برخلاف بسیاری از نظریه پردازان سیاسی می گوید:
- جامعه، رسانه و فرهنگ مهم اند
- اما پیش زمینه شناختی فرد تعیین می کند که چه نوع ایدئولوژی ای را جذب کند
به همین دلیل دو نفر در یک خانواده، یک مدرسه و یک جامعه،
می توانند واکنش های کاملا متفاوتی به ایدئولوژی ها داشته باشند.
۶. انعطاف پذیری شناختی، پادزهر ایدئولوژی سخت است
در پایان کتاب، ازمگراد تاکید می کند:
- آموزش تفکر انتقادی
- تمرین تحمل ابهام
- مواجهه با دیدگاه های مخالف
- و تقویت انعطاف پذیری شناختی
می تواند مغز را از «ایدئولوژیک شدن» نجات دهد.
این دقیقا همان چیزی است که آدام گرانت در Think Again و دکتر مکری در بحث «چسبندگی به باور» و ازمگراد در بحث تحلیل مقاومت مغز در برابر اطلاعات مخالف مطرح می کنند.
کتاب مغز ایدئولوژیک یک پیام مرکزی دارد:
ایدئولوژی سخت از مغزی شروع می شود که نمی تواند دوباره فکر کند.
و این همان نقطه ای است که ما خیلی دقیق باید به آن توجه کنیم.
نتیجه گیری:
این مقاله نشان داد که ایدئولوژی سخت نه از محتوای باور، بلکه از چسبندگی شناختی و هیجانی به آن ناشی می شود.
آدام گرانت از منظر بازاندیشی، دکتر مکری از منظر بالینی، ازمگراد از منظر علوم اعصاب سیاسی و علوم شناختی از منظر سازوکارهای مغزی، همگی به یک نقطه می رسند:
ایدئولوژی زمانی خطرناک می شود که فرد توانایی تغییر ذهن را از دست بدهد.
در جهانی که پیچیدگی و ابهام روزبه روز بیشتر می شود، انعطاف پذیری شناختی نه فقط یک مهارت، بلکه یک ضرورت اخلاقی و اجتماعی است
منابع (فارسی نویسی شده)
- گرانت، آدام. (۲۰۲۱). دوباره فکر کن. ترجمه های مختلف.
- مکری، آذرخش. سخنرانی ها و گفت وگوهای علمی درباره سرسختی شناختی.
- بک، آرون. (۲۰۱۱). درمان شناختی و اختلال های هیجانی.
- کاشدان، تاد؛ روت، جنیفر. (۲۰۱۰). انعطاف پذیری روان شناختی: نظریه و پژوهش.
- نیکرسون، ریموند. (۱۹۹۸). سوگیری تاییدی: بررسی یک خطای شناختی فراگیر.
- فریز، مایکل و همکاران. (۲۰۱۸). پژوهش های عصب روان شناختی درباره انعطاف پذیری شناختی.
- لیئور ازمگراد (۲۰۲۵) مغز ایدئولوژیک
شهناز علیم کارشناس ارشد روانشناسی بالینی
نویسنده و پژوهشگر
این مقاله را تقدیم می کنم به دوست فرهیخته ام جناب آقای محمد حسین نجفی که به من یاد داد دوباره فکر کنم ...