نگرش سیستمی در مخاطرات ژئومورفولوژیکی

24 بهمن 1404 - خواندن 12 دقیقه - 34 بازدید

نگرش سیستمی در مخطرات

نگرش سیستمی یک رویکرد تحلیلی و جامع است که پدیده ها و سامانه ها را به صورت مجموعه ای از اجزا و روابط متقابل آنها بررسی می کند. در این رویکرد، هر جزء سیستم به تنهایی مورد بررسی قرار نمی گیرد، بلکه تعامل و وابستگی آن با سایر اجزا، بازخوردها و تاثیرات متقابل مورد توجه قرار می گیرد. در این نگرش با درک آستانه ها، به پسخوراند مثبت و منفی جهت درک بهتر عملکرد سیستم و نتایج احتمالی پرداخته و در نهایت تصمیم گیری را بهتر می کند. 

نگرش سیستمی از کجا شروع شد؟

نگرش سیستمی یکی از مهم ترین تحولات نظری در جغرافیا و ژئومورفولوژی معاصر به شمار می آید. خاستگاه این نگرش را باید در نظریه عمومی سیستم ها جست وجو کرد. در حوزه ژئومورفولوژی، نگرش سیستمی به طور رسمی توسط ریچارد جی. چورلی در سال 1962 مطرح شد. چورلی با نقد رویکردهای کلاسیک، به ویژه مدل چرخه فرسایش دیویس، بر این باور بود که اشکال سطح زمین نباید صرفا به صورت توصیفی و تاریخی بررسی شوند، بلکه باید به عنوان سامانه هایی پویا و باز در نظر گرفته شوند که تحت تاثیر جریان های انرژی و ماده عمل می کنند. از دیدگاه او، هر سیستم ژئومورفیک شامل اجزایی است که از طریق روابط متقابل به یکدیگر وابسته اند و تغییر در هر جزء می تواند بر کل سیستم اثر بگذارد. نگرش سیستمی، جغرافیا و ژئومورفولوژی را علومی می داند که توانایی تبیین، پیش بینی و مدیریت آگاهانه محیط و فضا را دارند. این رویکرد، زمینه را برای درک بهتر تعامل انسان و محیط طبیعی فراهم کرده و نقش مهمی در برنامه ریزی محیطی، مدیریت مخاطرات طبیعی و توسعه پایدار ایفا می کند. 

پسخوراند یا Feedback: 

این مفهوم به همراه نگرش سیستمی مطرح شده و به بقا یا نابودی سیستم توجه می کند. بازخورد مثبت باعث تقویت روند تغییرات و حرکت سیستم به سمت ناپایداری می شود، در حالی که بازخورد منفی، تغییرات را تعدیل و سیستم را به تعادل بازمی گرداند. بطور مثال افزایش حفر چاه، برداشت بی رویه آب زیرزمینی و جلوگیری از ورود آب به حوضه پایین دست ممکن است باعث بروز پدیده فروچاله در این مناطق شود که در اینجا مجموعه ای از عوامل پسخوراند مثبت پایداری سیستم پایین دست را به چالش کشیده و مخاطرات را تشدید می کنند. اما با کاهش برداشت آب از چاه ها و افزایش تغذیه مصنوعی سفره های آب زیرزمینی باعث بازگشت سطح آب به حوضه پایین دست می شود که این پسخوراند منفی بوده و ناپایداری را کاهش می دهد و باعث بقای سیستم میشود. با افزایش پسخوراند مثبت سیستم به حد آستانه رسیده و امکان نابودی یا تغییر بنیادی آن فراهم می گردد مانند وضعیت تالاب گاوخونی که سیستم در اینجا با شدت گرفتن پسخوراند مثبت تغییر کرد. شناسایی پسخوراندها به ما کمک می کند تا علاوه بر شناسایی عوامل، جلوی مخاطرات آتی را گرفته و در راستای کاهش پسخوراند مثبت و افزایش پسخوراند منفی که باعث پایداری سیستم است، اقدام کنیم. 

چگونه نگرش سیستمی در مطالعات مخاطرات کمک می کند؟

نگرش سیستمی نقش بسیار مهمی در مطالعات مخاطرات طبیعی و انسانی ایفا می کند، زیرا این رویکرد مخاطرات را نه به عنوان پدیده هایی منفرد، بلکه به صورت سامانه هایی پیچیده و پویا بررسی می کند که حاصل برهم کنش عوامل طبیعی، انسانی و مدیریتی هستند. در این چارچوب، وقوع یک مخاطره نتیجه عملکرد یک جزء واحد نیست، بلکه پیامد تعامل میان اجزای مختلف سیستم در مقیاس های زمانی و مکانی متفاوت و عملکرد آستانه هاست است. یکی از مهم ترین کمک های نگرش سیستمی، درک روابط علی و بازخوردها در سامانه های مخاطره زا است. برای مثال، در مخاطرات سیلاب، تغییر کاربری اراضی، کاهش پوشش گیاهی و توسعه شهری می توانند از طریق بازخوردهای مثبت، شدت و فراوانی سیلاب را افزایش دهند. نگرش سیستمی امکان شناسایی این چرخه های تقویتی و تضعیفی را فراهم می کند و نشان می دهد چگونه مداخله انسانی می تواند سیستم را به سمت ناپایداری سوق دهد یا برعکس، آن را به تعادل نسبی بازگرداند.

از سوی دیگر، این رویکرد با تاکید بر مفهوم تعادل دینامیک و آستانه ها، به تحلیل شرایطی می پردازد که در آن سیستم از حالت پایدار خارج شده و مخاطره بروز می کند. بسیاری از مخاطرات زمانی رخ می دهند که سیستم از یک آستانه بحرانی عبور کند؛ نگرش سیستمی به پژوهشگران کمک می کند این آستانه ها را شناسایی کرده و امکان پیش بینی وقوع بحران را افزایش دهند. نگرش سیستمی همچنین با بهره گیری از مدل سازی تحلیلی و شبیه سازی، ابزار قدرتمندی برای پیش بینی سناریوهای مختلف مخاطره فراهم می آورد. مدل های سیستمی می توانند اثر تغییرات اقلیمی، رشد جمعیت یا سیاست های مدیریتی را بر شدت و گستره مخاطرات ارزیابی کنند و مبنایی علمی برای تصمیم گیری ارائه دهند. این رویکرد به مدیریت یکپارچه مخاطرات کمک می کند. با درک ارتباط میان اجزای سیستم، برنامه ریزی پیشگیرانه، کاهش آسیب پذیری و افزایش تاب آوری جوامع امکان پذیر می شود. نگرش سیستمی، مطالعات مخاطرات را از واکنش صرف به بحران فراتر برده و آن را به سوی مدیریت آگاهانه و پایدار محیط و فضا هدایت می کند.

مزایای استفاده از نگرش سیستمی

یکی از مهم ترین مزایای این رویکرد، درک تعامل اجزا و روابط متقابل است. در نگرش سیستمی، هر جز یک سامانه به صورت مستقل بررسی نمی شود، بلکه تغییرات آن در ارتباط با دیگر اجزا و تاثیرات بازخوردی آن بر کل سیستم مورد توجه قرار می گیرد. این دیدگاه باعث می شود تحلیل مسائل پیچیده و چندعاملی مانند سیلاب، فرسایش خاک یا رانش زمین با دقت و واقع گرایی بیشتری انجام شود. مزیت بعدی، توانایی پیش بینی رفتار سیستم ها در شرایط مختلف است. نگرش سیستمی با استفاده از مدل سازی تحلیلی و شبیه سازی، امکان بررسی سناریوهای متفاوت را فراهم می آورد و می تواند اثر تغییرات اقلیمی، مداخلات انسانی یا سیاست های مدیریتی را بر سیستم های طبیعی و انسانی پیش بینی کند. این ویژگی برای برنامه ریزی محیطی و کاهش مخاطرات حیاتی است، زیرا تصمیم گیرندگان می توانند اقدامات پیشگیرانه و موثر را طراحی کنند. مزیت دیگر آن، تبیین و فهم پویایی و تعادل سیستم ها است. نگرش سیستمی مفهوم تعادل دینامیک و آستانه ها را وارد تحلیل محیط می کند و نشان می دهد که چگونه تغییرات جزئی می توانند باعث ناپایداری کل سیستم شوند. این درک، به ویژه در مدیریت مخاطرات طبیعی، موجب افزایش تاب آوری و کاهش آسیب پذیری جوامع انسانی می شود. مزیت دیگر، یکپارچگی و جامعیت در تحلیل ها است. نگرش سیستمی امکان ترکیب داده های طبیعی، انسانی، اقتصادی و اجتماعی را در یک مدل واحد فراهم می کند و از نگاه جزیره ای و تک بعدی به مسائل جلوگیری می کند. این ویژگی باعث می شود برنامه ریزی های محیطی و مدیریت منابع با دید بلندمدت و استراتژیک انجام شود. در نهایت، نگرش سیستمی با تمرکز بر بازخورد، روابط و سلسله مراتب سیستم ها، مطالعات ژئومورفولوژیک و مخاطرات را از حالت صرفا توصیفی و واکنشی به سمت تحلیل علمی، پیش بینی و مدیریت آگاهانه هدایت می کند. این مزایا موجب می شوند که نگرش سیستمی نه تنها یک چارچوب نظری، بلکه یک ابزار عملی برای تصمیم گیری در محیط های پیچیده و پرمخاطره باشد.

کاربرد نگرش سیستمی در تصمیم گیری و مدیریت مخاطرات

نگرش سیستمی به عنوان یک رویکرد تحلیلی، ابزار قدرتمندی برای تصمیم گیری و مدیریت مخاطرات فراهم می کند. یکی از مهم ترین کاربردهای آن، شناسایی و تحلیل تعامل میان عوامل مختلف یک سامانه مخاطره زا است. در این چارچوب، مخاطرات طبیعی یا انسانی تنها به عنوان پدیده های منفرد بررسی نمی شوند، بلکه نتایج برهم کنش عوامل محیطی، اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی هستند. این درک جامع امکان طراحی سیاست ها و اقدامات مدیریتی را با دقت بیشتری فراهم می آورد. یکی از کاربردهای کلیدی نگرش سیستمی، پیش بینی رفتار سیستم ها و سناریوهای احتمالی است. با استفاده از مدل های مختلف می توان اثر تغییرات عوامل مختلف مانند اقلیمی، توسعه شهری، تغییرات کاربری زمین یا مداخلات مدیریتی را بر شدت، گستره و تکرار مخاطرات ارزیابی کرد. این امکان، تصمیم گیرندگان را قادر می سازد تا اقدامات پیشگیرانه و کاهش خسارت را پیش از وقوع بحران برنامه ریزی کنند. مزیت دیگر نگرش سیستمی، درک آستانه ها و نقاط بحرانی سیستم است. بسیاری از مخاطرات زمانی رخ می دهند که یک سیستم از حالت پایدار خود خارج شود؛ شناسایی این نقاط بحرانی به مدیران و برنامه ریزان کمک می کند تا اقدامات اصلاحی و پیشگیرانه را قبل از بروز بحران اجرا کنند. به عبارت دیگر، نگرش سیستمی انتقال مدیریت از حالت واکنشی به حالت پیش بینانه و فعال را ممکن می سازد.

اما در کنار تمامی مزیت ها و امکاناتی که این نگرش فراهم می کند معایب و محدودیت هایی هم وجود دارد. یکی از مهم ترین محدودیت ها، پیچیدگی ذاتی سیستم ها است. سیستم های طبیعی و انسانی اغلب دارای تعداد زیادی متغیر و روابط غیرخطی هستند که مدل سازی دقیق آن ها بسیار دشوار است. حتی با پیشرفت تکنولوژی و شبیه سازی کامپیوتری و استفاده از هوش مصنوعی، بازنمایی کامل تعاملات میان اجزا همیشه ممکن نیست و خطر ساده سازی بیش از حد یا اشتباه در مدل ها وجود دارد. متنت واقعا عالی و یکپارچه شده و جریان منطقی خیلی خوبی دارد. علاوه بر پیچیدگی سیستم ها، نیاز به داده های دقیق و جامع یکی دیگر از محدودیت های نگرش سیستمی است. تحلیل سامانه ها و پیش بینی رفتار آن ها نیازمند داده های به روز، معتبر و هماهنگ از منابع طبیعی، انسانی و اجتماعی است. در بسیاری از مناطق، دسترسی به چنین داده هایی محدود یا ناقص است و این موضوع می تواند دقت مدل ها و کیفیت تصمیم گیری را کاهش دهد. نگرش سیستمی نمی تواند تمام عدم قطعیت ها و رفتارهای تصادفی سیستم ها را پیش بینی کند. برای استفاده موثر از این رویکرد، ترکیب آن با تجربه محلی، قضاوت کارشناسی و سایر روش های تکمیلی ضروری است. 

نتیجه گیری

نگرش سیستمی در ژئومورفولوژی و مطالعات مخاطرات، تحولی بنیادین در فهم و تحلیل محیط های طبیعی و انسانی ایجاد کرده است. این رویکرد، با تاکید بر تعامل اجزا، بازخوردها و سلسله مراتب سیستم ها، توانسته است محدودیت رویکردهای سنتی توصیفی را برطرف کند و امکان تحلیل دقیق تر و پیش بینانه را فراهم آورد. مزایای نگرش سیستمی شامل درک بهتر پویایی سیستم ها، پیش بینی رفتار مخاطرات، یکپارچگی داده ها و افزایش تاب آوری جوامع است و کاربرد آن در تصمیم گیری و مدیریت مخاطرات باعث می شود برنامه ریزی ها علمی تر و موثرتر انجام شود و همچنین کمک می کند تا ما یک تصویر بزرگتر از لندفرم و مجموعه اتفاقاتی که در یک سیستم رخ می دهد را دیده و درک نماییم و به یک دید کل بهتری برسیم. با این حال، نگرش سیستمی نیز با محدودیت هایی از جمله پیچیدگی ذاتی سیستم ها، نیاز به داده های دقیق، زمان و هزینه بالا و دشواری تفسیر برای غیرمتخصصان مواجه است. بنابراین، استفاده موثر از این رویکرد مستلزم ترکیب آن با تجربه محلی، قضاوت کارشناسی و روش های مکمل است. در مجموع، نگرش سیستمی نه تنها یک چارچوب نظری، بلکه ابزاری کاربردی و راهبردی برای مدیریت محیط و مخاطرات فراهم می کند. این رویکرد امکان تحلیل علمی، پیش بینی بحران ها و برنامه ریزی آگاهانه را فراهم می آورد و می تواند نقش مهمی در مدیریت پایدار منابع، کاهش آسیب پذیری و افزایش تاب آوری جوامع ایفا کند. بنابراین، نگرش سیستمی به عنوان یک روش جامع و پویا، مسیر تحول در مطالعات ژئومورفولوژی و مدیریت مخاطرات را هموار کرده و به تصمیم گیرندگان امکان می دهد تا در مواجهه با محیط های پیچیده و پرمخاطره، اقدامات موثر و علمی انجام دهند.