ایستاده برای ایران

26 بهمن 1404 - خواندن 5 دقیقه - 464 بازدید



 

تاریخ سیاسی ایران نشان می دهد که مشروعیت قدرت در لحظه های بحران سنجیده می شود. در دوره پهلوی، کناره گیری رضاشاه در ۱۳۲۰ و خروج محمدرضا شاه در ۱۳۵۷ به تغییر ساختار انجامید. در جمهوری اسلامی، روایت رسمی بر استمرار حضور رهبری در صحنه تاکید دارد. داوری نهایی با تاریخ و افکار عمومی است.

در ارزیابی نظام های سیاسی، داوری منصفانه معمولا نه در روزهای آرام، بلکه در بزنگاه های بحران شکل می گیرد. تاریخ سیاسی ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. تفاوت رویکردها را باید در لحظاتی جست وجو کرد که کشور با تهدید خارجی، ناآرامی داخلی یا خطر بی ثباتی روبه رو بوده است. در چنین لحظاتی، رفتار رهبران سیاسی بیش از هر زمان دیگری به معیار قضاوت عمومی تبدیل می شود؛ اینکه بمانند یا بروند، مسئولیت را بپذیرند یا صحنه را ترک کنند.

در دوره پهلوی، ایران دو تجربه مهم از ترک قدرت در شرایط بحرانی را شاهد بوده است. نخست، کناره گیری رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ است. با آغاز جنگ جهانی دوم و ورود نیروهای متفقین به ایران، دولت بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی خواستار کناره گیری او شدند. رضاشاه پس از اشغال کشور، از سلطنت استعفا داد و ایران را ترک کرد و به تبعید رفت. این رخداد در شرایط فشار خارجی و مداخله مستقیم قدرت های بزرگ اتفاق افتاد و ساختار سیاسی کشور را وارد مرحله ای تازه کرد.

ایستاده در خط مقدم ایران

دومین تجربه مربوط به محمدرضا شاه پهلوی است. در مرداد ۱۳۳۲ و در جریان بحران سیاسی میان دولت وقت و دربار، شاه پس از صدور فرمان عزل نخست وزیر، کشور را ترک کرد و چند روزی در خارج از ایران به سر برد؛ هرچند پس از تحولات بعدی و بازگشت به قدرت، دوباره به کشور بازگشت. بار دیگر در دی ۱۳۵۷، در اوج اعتراض های گسترده مردمی علیه حکومت پهلوی، محمدرضا شاه ایران را ترک کرد و این خروج، پایان عملی نظام سلطنتی در ایران بود. این دو رویداد تاریخی، در حافظه سیاسی جامعه ایران به عنوان نمونه هایی از ترک صحنه در شرایط بحرانی ثبت شده اند.

در مقابل، نظام جمهوری اسلامی نیز از آغاز شکل گیری خود با بحران های امنیتی، جنگ و تهدیدهای خارجی روبه رو بوده است. امام خمینی(ره) در بهمن ۱۳۵۷، در حالی به ایران بازگشت که کشور در وضعیت ناآرام و ساختار حکمرانی پیشین در حال فروپاشی بود. تصمیم او برای بازگشت، در شرایطی اتخاذ شد که هنوز آینده سیاسی کشور روشن نبود. پس از استقرار نظام جدید، ایران وارد جنگی هشت ساله با عراق شد که بخش مهمی از دهه نخست جمهوری اسلامی را تحت تاثیر قرار داد.

رهبری که برای ایران ایستاد

در سال های بعد نیز جمهوری اسلامی با تهدیدهای امنیتی و منطقه ای مواجه بوده است. رهبر معظم انقلاب که از سال ۱۳۶۸ رهبری نظام را بر عهده دارد، در دوره های مختلف در مراسم عمومی و مناسبت های رسمی حضور یافته است؛ از جمله حضور در آیین های سالگرد درگذشت بنیان گذار جمهوری اسلامی در جوار مزار او. این حضورها در شرایطی صورت گرفته که همواره تهدیدهای امنیتی علیه مقامات ارشد کشور وجود داشته است. در روایت رسمی جمهوری اسلامی، چنین اقداماتی به عنوان نشانه ای از استمرار حضور در صحنه و پذیرش مخاطرات مسئولیت تفسیر می شود.مقایسه این دو تجربه تاریخی، بیش از آنکه صرفا مقایسه اشخاص باشد، مقایسه دو الگوی مواجهه با بحران است. در یک الگو، فشار خارجی یا داخلی به کناره گیری یا خروج از کشور انجامیده است؛ در الگوی دیگر، بر ماندن در صحنه و ادامه مدیریت بحران تاکید شده است.

رهبری ستون استوار ایران

با این حال، آنچه در حافظه جمعی باقی می ماند، تصویر رهبر در لحظه تصمیم است. در شرایط خطر، افکار عمومی بیش از هر چیز به این می نگرد که آیا بالاترین مقام سیاسی کشور در کنار جامعه می ایستد یا فاصله می گیرد. ماندن یا رفتن، تنها یک کنش فردی نیست؛ بلکه حامل پیام سیاسی و نمادین است. این پیام می تواند به تقویت یا تضعیف سرمایه اجتماعی یک نظام بینجامد.از منظر تحلیلی، می توان گفت که مشروعیت سیاسی، علاوه بر کارآمدی و رضایت عمومی، به نحوه مواجهه با بحران نیز وابسته است. رهبری در روزهای آرام کمتر به آزمون گذاشته می شود؛ اما در روزهای پرمخاطره، هر تصمیمی به بخشی از تاریخ تبدیل می شود. تجربه ایران در سده اخیر نشان می دهد که تصمیم رهبران در لحظات حساس، سرنوشت ساختار سیاسی را تحت تاثیر قرار داده است.

در نهایت، داوری قطعی درباره این رویدادها بر عهده تاریخ و پژوهش های منصفانه است. آنچه می توان با اطمینان گفت این است که جامعه ایرانی دو الگوی متفاوت از مواجهه با بحران را تجربه کرده است: الگویی که در برابر فشارهای سنگین به ترک قدرت انجامید، و الگویی که بر استمرار حضور در صحنه تاکید داشته است. بررسی این دو تجربه، فارغ از هیجان سیاسی، می تواند به درک عمیق تر تحولات معاصر ایران و مفهوم مسئولیت در رهبری سیاسی کمک کند. تاریخ، بیش از هر چیز، لحظه های تصمیم را به یاد می سپارد؛ لحظه هایی که در آنها سرنوشت یک ملت رقم می خورد.


*نویسنده: موسی کاظم زاده؛ قابل دسترسی هم در سایت بازار تبریز آنلاین

https://bazartabrizonline.ir