کورش کبیر در خوانش قرن بیست ویکم: از فرمانروایی امپراتوری به الگوی مهار قدرت در گذار تمدنی
کورش کبیر در خوانش قرن بیست ویکم:
از فرمانروایی امپراتوری به الگوی مهار قدرت در گذار تمدنی
نویسنده: محمد حجتی فرد
کد پژوهشگری : ORCID:0009-0001-7404-8045
وابستگی : معرف علم شناخت بازتابی. RBS
چکیده
کورش کبیر در تاریخ نگاری ایرانی عموما یا به صورت اسطوره ای ستایش شده یا در قالب یک فاتح موفق باستانی تحلیل شده است. این مقاله می کوشد خوانشی قرن بیست ویکمی ارائه دهد که در آن کورش نه نماد بازگشت به گذشته، بلکه نمونه ای از «منطق مهار قدرت» در لحظه گذار تمدنی تلقی شود. با اتکا به منابع کلاسیک درباره هخامنشیان و تحلیل نظری مفاهیمی چون مشروعیت، خشونت نمادین و تکثر نهادی، استدلال می شود که اهمیت کورش بیش از آنکه در گسترش قلمرو باشد، در شیوه مدیریت قدرت پس از فتح و کاهش خشونت نمادین نهفته است. این خوانش، کورش را نه به عنوان منجی تاریخی، بلکه به عنوان یک مطالعه موردی برای تحلیل امکان مهار قدرت در شرایط گذار معرفی می کند.
۱. مقدمه: مسئله بازخوانی تاریخی در لحظه بحران
بازگشت به شخصیت های تاریخی در دوره های بحران سیاسی و هویتی پدیده ای شناخته شده است (Assmann, 2011). بااین حال، چنین بازگشتی می تواند یا به اسطوره سازی و نوستالژی بینجامد، یا به بازاندیشی انتقادی. پرسش این مقاله چنین صورت بندی می شود:
آیا می توان کورش کبیر را نه به عنوان نماد هویت ملی، بلکه به عنوان نمونه ای از مهار قدرت در شرایط گذار تمدنی بازخوانی کرد؟
این پرسش، کورش را از حوزه هویت گرایی به حوزه نظریه سیاسی منتقل می کند.
۲. دو دام تحلیلی: اسطوره سازی و تقلیل گرایی
مطالعات مربوط به کورش عموما در یکی از دو چارچوب قرار می گیرند:
- اسطوره سازی ملی گرایانه که او را پیشگام حقوق بشر مدرن معرفی می کند؛
- تقلیل گرایی تاریخی که کورش را صرفا یک فاتح کارآمد در ساختار امپراتوری های باستانی می بیند (Briant, 2002).
هر دو رویکرد، از منظر تحلیلی ناکافی اند. نخستین رویکرد، تاریخ را به ایدئولوژی تبدیل می کند؛ دومین رویکرد، امکان استخراج منطق حکمرانی از تجربه تاریخی را نادیده می گیرد.
۳. منشور کورش: فراتر از دوگانه «حقوق بشر» یا «تبلیغات»
Cyrus Cylinder که در منابع فارسی به «منشور کورش» مشهور است، معمولا یا به عنوان نخستین اعلامیه حقوق بشر معرفی می شود، یا به عنوان متن مشروعیت ساز یک فاتح (Kuhrt, 1983).
خوانش پیشنهادی این مقاله، مسیر سومی را دنبال می کند:
منشور را می توان به عنوان سندی برای مدیریت گذار پس از فروپاشی نظم پیشین بابل تحلیل کرد.
در این چارچوب، کارکردهای اصلی متن عبارت اند از:
- بازسازی پیوستگی نهادی در جامعه مغلوب
- کاهش مقاومت نمادین از طریق به رسمیت شناختن خدایان و سنت های محلی
- جلوگیری از فروپاشی کامل اعتماد اجتماعی
به بیان نظری، منشور را می توان مکانیسمی برای کاهش خشونت نمادین پس از فتح دانست؛ مفهومی که در ادبیات معاصر با الهام از بوردیو (Bourdieu, 1991) قابل توضیح است.
۴. نسبت قدرت و دین در سیاست کورش
منابع کلاسیک، از جمله روایت های هرودوت (Herodotus, Histories) و شواهد بابلی، نشان می دهند که کورش مشروعیت خود را از طریق به رسمیت شناختن ساختارهای دینی محلی تقویت می کرد، نه از طریق حذف آن ها.
این رویکرد را می توان چنین تحلیل کرد:
- دین به مثابه نهاد اجتماعی حفظ می شود؛
- اما به ابزار انحصاری مشروعیت سیاسی تبدیل نمی گردد.
در مقایسه با الگوهایی که قدرت سیاسی را با حقیقت قدسی یکی می کنند، سیاست کورش نوعی تفکیک عملی میان اقتدار سیاسی و مرجعیت نهایی معنایی را نشان می دهد. این تمایز، از منظر نظریه مشروعیت (Weber, 1978)، قابل توجه است.
۵. مولفه های مهار قدرت در الگوی کورش
با پرهیز از اسطوره سازی، می توان چهار مولفه ساختاری را در سیاست کورش شناسایی کرد:
- کثرت نهادی:
حفظ ساختارهای محلی به جای یکسان سازی کامل اداری. - حداقلی سازی خشونت نمادین:
پرهیز از تحقیر فرهنگی و حذف حافظه جمعی. - پرهیز از ایدئولوژی سازی مطلق قدرت:
عدم تبدیل قدرت سیاسی به حقیقت نهایی. - مدیریت گذار به جای تثبیت ترس دائمی:
تاکید بر آرام سازی جامعه مغلوب پس از فتح.
این مولفه ها را می توان در چارچوب نظریه های معاصر گذار سیاسی (O’Donnell & Schmitter, 1986) بازخوانی کرد؛ با این تفاوت که در اینجا، بعد تمدنی و فرهنگی پررنگ تر است.
۶. ترجمه تاریخی به سطح نظری
بدیهی است که ساختار امپراتوری هخامنشی قابل بازتولید در جهان مدرن نیست. بااین حال، آنچه قابل انتقال است، نه شکل حکومت، بلکه منطق مهار قدرت است.
در نظریه های معاصر، پایداری سیاسی زمانی حاصل می شود که:
- مشروعیت صرفا بر قهر متکی نباشد؛
- تکثر اجتماعی به رسمیت شناخته شود؛
- و سازوکارهای پاسخگویی—even in rudimentary form—وجود داشته باشد.
از این منظر، اهمیت کورش نه در پیش نمونه بودن برای دموکراسی مدرن، بلکه در نشان دادن امکان کاهش خشونت ساختاری در لحظه گذار است.
۷. کورش و مسئله منجی گرایی
خوانش قرن بیست ویکمی باید کورش را از جایگاه «منجی» خارج کند. تجربه های تاریخی نشان داده اند که منجی گرایی، عاملیت جمعی را تضعیف می کند (Arendt, 1963).
در این چارچوب، کورش نه الگوی تقلید، بلکه مطالعه موردی تاریخی است که نشان می دهد:
قدرت می تواند اعمال شود، بدون آنکه به حذف کامل دیگری بینجامد.
۸. نتیجه گیری
این مقاله استدلال کرد که کورش کبیر را می توان، فراتر از اسطوره سازی یا تقلیل گرایی، به عنوان نمونه ای از مهار نسبی قدرت در لحظه گذار تمدنی تحلیل کرد. اهمیت او در قرن بیست ویکم نه به دلیل شکوه گذشته، بلکه به سبب امکان استخراج یک منطق سیاسی است:
- کاهش خشونت نمادین پس از تغییر قدرت
- حفظ تکثر نهادی
- پرهیز از تقدیس ایدئولوژیک اقتدار
در نهایت، ارزش تحلیلی کورش در این است که نشان می دهد انتقال قدرت لزوما به معنای حذف کامل نظم پیشین نیست؛ بلکه می تواند با مدیریت گذار و محدودسازی خشونت همراه شود.
References
Arendt, H. (1963). On revolution. Viking Press.
Assmann, J. (2011). Cultural memory and early civilization: Writing, remembrance, and political imagination. Cambridge University Press.
Bourdieu, P. (1991). Language and symbolic power (J. B. Thompson, Ed.; G. Raymond & M. Adamson, Trans.). Harvard University Press. (Original work published 1982)
Briant, P. (2002). From Cyrus to Alexander: A history of the Persian Empire (P. T. Daniels, Trans.). Eisenbrauns. (Original work published 1996)
Clausewitz, C. von. (1976). On war (M. Howard & P. Paret, Eds. & Trans.). Princeton University Press. (Original work published 1832)
Foucault, M. (1977). Discipline and punish: The birth of the prison (A. Sheridan, Trans.). Pantheon Books. (Original work published 1975)
Habermas, J. (1975). Legitimation crisis (T. McCarthy, Trans.). Beacon Press. (Original work published 1973)
Habermas, J. (1984). The theory of communicative action, Volume 1: Reason and the rationalization of society (T. McCarthy, Trans.). Beacon Press. (Original work published 1981)
Habermas, J. (1987). The theory of communicative action, Volume 2: Lifeworld and system: A critique of functionalist reason (T. McCarthy, Trans.). Beacon Press. (Original work published 1981)
Herodotus. (2007). The histories (R. Waterfield, Trans.). Oxford University Press. (Original work published ca. 440 BCE)
Huntington, S. P. (1968). Political order in changing societies. Yale University Press.
Kuhrt, A. (1983). The Cyrus Cylinder and Achaemenid imperial policy. Journal for the Study of the Old Testament, 8(25), 83–97. https://doi.org/10.1177/030908928300802505
O’Donnell, G., & Schmitter, P. C. (1986). Transitions from authoritarian rule: Tentative conclusions about uncertain democracies. Johns Hopkins University Press.
Rawls, J. (1971). A theory of justice. Harvard University Press.
Weber, M. (1978). Economy and society: An outline of interpretive sociology (G. Roth & C. Wittich, Eds.). University of California Press. (Original work published 1922)