دانشگاه در میدان رقابت جهانی؛ خوانش ایرانی از داووس ۲۰۲۶
تهران- ایرنا- پنجاه وششمین اجلاس مجمع جهانی اقتصاد در داووس ۲۰۲۶، در شرایطی برگزار شد که جهان با هم زمانی کم سابقه ای از رقابت ژئوپلیتیک، نااطمینانی اقتصادی، گذار انرژی و شتاب فناوری روبه رو است.
اگر داووس در سال های گذشته بیشتر «هوش مصنوعی» و «توسعه پایدار» را برجسته می کرد، داووس ۲۰۲۶ یک پرسش عمیق تر را پیش روی دولت ها، شرکت ها و نهادهای علمی گذاشت: چگونه می توان در جهانی پر ریسک، رشد اقتصادی را هم زمان با حکمرانی فناوری، امنیت انرژی و ترمیم اعتماد عمومی مدیریت کرد؟
در این میان، دانشگاه ها دیگر صرفا نهادهای آموزشی نیستند؛ بلکه به تدریج به «کنشگران ژئواکونومی» تبدیل شده اند: بازیگرانی که از یک سو سرمایه انسانی و نوآوری می سازند و از سوی دیگر، در سیاست گذاری، استانداردسازی و حتی دیپلماسی علمی نقش ایفا می کنند. داووس ۲۰۲۶ نشان داد دانشگاه، اگر درست جایابی شود، می تواند از حاشیه گفت وگوهای جهانی به متن تصمیم سازی منتقل شود.
جهان پر رقابت؛ رشد اقتصادی در سایه نا اطمینانی و تصمیم های موردی
یکی از محورهای اصلی داووس ۲۰۲۶، مسئله «همکاری در جهانی پر تناقض» بود. رقابت قدرت های بزرگ، اختلال در زنجیره های تامین، جنگ های منطقه ای، و نوسانات بازار انرژی، اقتصاد جهانی را وارد وضعیت «احتیاط ساختاری» کرده است. در چنین فضایی، بسیاری از سخنرانی ها به کاهش سطح اعتماد در تبادلات جهانی و کوتاه مدت شدن تصمیم ها اشاره داشتند؛ نوعی تصمیم گیری «موردی و معامله محور» که پیامدش افزایش پیش بینی ناپذیری و کاهش افق های بلندمدت است.
پیام برای دانشگاه ها روشن است: در جهانی که تصمیم ها کوتاه می شوند، مزیت پایدار از مسیر «سرمایه انسانی، نوآوری قابل اتکا و حکمرانی دانشی» به دست می آید. دانشگاهی که بتواند میان فناوری، سیاست گذاری و صنعت پیوند واقعی برقرار کند، در این رقابت جایگاه بالاتری خواهد داشت.
ژئواکونومی؛ وقتی دانشگاه هم باید متغیر ژئوپلیتیک را وارد محاسبات کند
داووس ۲۰۲۶ یک جابه جایی مفهومی را هم تثبیت کرد: در بسیاری از مباحث، تاکید شد که امروز بنگاه ها و دولت ها ناچارند «متغیر ژئوپلیتیک» را در محاسبات اقتصادی خود لحاظ کنند؛ زیرا درهم تنیدگی عوامل به گونه ای است که ژئواکونومی عملا به زبان غالب رقابت تبدیل شده است.
از همین زاویه، دانشگاه های ایران نیز اگر بخواهند در «معماری جدید اقتصاد دانش» سهم بگیرند، باید از نقش صرفا آموزشی و پژوهشی کلاسیک عبور کنند و به نهادهای «سیاست محور» نزدیک شوند:
ایجاد رصدخانه های اقتصاد دانش و ریسک های ژئوپلیتیک،
تولید گزارش های سیاستی برای دولت و صنعت،
و تربیت نیروی انسانی که هم فناوری را بفهمد و هم منطق حکمرانی و امنیت اقتصادی را.
هوش مصنوعی ۲۰۲۶؛ از نوآوری تا حکمرانی، و از حکمرانی تا اعتماد
در داووس امسال، هوش مصنوعی تنها به عنوان فناوری تحول آفرین مطرح نبود؛ بلکه به مسئله ای در حوزه حکمرانی جهانی بدل شد. بحث ها بیش از آنکه در سطح «شگفتی های تکنولوژیک» بماند، حول «نوآوری مسئولانه»، «تنظیم گری هوشمند»، «حکمرانی داده»، و «مدیریت اثرات اجتماعی فناوری» چرخید.
اما یک نکته مهم تر هم برجسته شد: اقتصاد دیجیتال بدون سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی، پایدار نمی ماند. کاهش اعتماد به نهادها و رشد نوعی «بحران شکایت» در جوامع—به ویژه در میان نسل جوان—هشدار می دهد که فناوری، اگر با عدالت آموزشی، شفافیت و پاسخ گویی همراه نباشد، می تواند به شکاف اجتماعی دامن بزند.
بنابراین پیام داووس برای دانشگاه ها این بود: آموزش و پژوهش در حوزه هوش مصنوعی باید میان رشته ای، مسئله محور و متصل به سیاست گذاری عمومی باشد؛ دانشگاه هایی که بتوانند چارچوب های اخلاقی و حقوقی فناوری های نوین را طراحی کنند و هم زمان اعتماد عمومی را تقویت کنند، نقش اثرگذارتری در اقتصاد آینده خواهند داشت.
"انقلاب مهارت افزایی"؛ داووس ۲۰۲۶ بیش از فناوری
اگر قرار باشد یک محور را «روح داووس ۲۰۲۶» بنامیم، آن محور مهارت افزایی و بازمهارت افزایی است. در بسیاری از میزگردها شنیده شد که بزرگ ترین سرمایه، نیروی انسانی است و آماده سازی نیروی کار برای اقتصاد جدید، بدون یادگیری مستمر و فرهنگ دیجیتال ممکن نیست.
در این چارچوب، دانشگاه های ایران باید یک تغییر پارادایمی را جدی بگیرند:
از "نهاد صدور مدرک" به "موتور مهارت و بهره وری".یعنی بازطراحی برنامه های آموزشی حول: سواد دیجیتال و هوش مصنوعی، داده و تحلیل، مهارت های بین رشته ای، اخلاق و حقوق فناوری، و مهارت های همکاری بین المللی.
هوش مصنوعی «ملی» نیست؛ شرط بقا، حضور در چرخه جهانی تبادل است
یکی از گزاره های کلیدی که در روایت داووس ۲۰۲۶ پررنگ بود، این است که هوش مصنوعی ذاتا در چرخه جهانی تبادل معنا می یابد؛ فناوری ای که بدون اتصال به شبکه های دانش، داده، استاندارد و همکاری بین المللی، از یادگیری و هم افزایی محروم می شود.
برای دانشگاه های ایران، این نکته ترجمه عملی دارد:
دیپلماسی علمی صرفا امضای تفاهم نامه نیست؛ «اتصال واقعی» است.
اتصال به پروژه های مشترک داده و مدل، آزمایشگاه های مشترک، دوره های مشترک مهارت افزایی، و حضور فعال در شبکه های علمی مسئله محور هوش مصنوعی ، انرژی، آب، اقلیم، امنیت سایبری.
انرژی و اقلیم؛ توسعه در مدار سیاست و فناوری
داووس ۲۰۲۶ بر پیوند میان امنیت انرژی، گذار سبز و ثبات ژئوپلیتیک تاکید داشت. جهان در مسیر انرژی های پاک حرکت می کند، اما این گذار بدون ثبات سیاسی و سرمایه گذاری پایدار، شکننده می ماند. در این میدان، دانشگاه ها می توانند با توسعه پژوهش های کاربردی در انرژی های تجدیدپذیر، بهره وری انرژی، مدیریت کربن و سیاست های اقلیمی، نقش آفرینی مستقیم داشته باشند؛ زیرا آینده توسعه پایدار، دقیقا در مرز میان دانش فنی و تصمیم گیری سیاسی شکل می گیرد.
دانشگاه ها در آوردگاه داووس ۲۰۲۶؛ از ناظر به کنشگر
یکی از ویژگی های قابل توجه داووس ۲۰۲۶، حضور فعال تر دانشگاه ها در قالب شبکه های جهانی و مشارکت در پنل های حکمرانی فناوری، اقتصاد دیجیتال، سلامت، امنیت انرژی و اقلیم بود. در داووس، دانشگاه ها نشان دادند که می توانند از سطح تحلیل فراتر بروند و به سطح «پیشنهاد عملی» برسند: چارچوب های تنظیم گری، الگوهای همکاری با صنعت، و راه حل های اجرایی برای چالش های جهانی.
این تحول، جایگاه دانشگاه را از یک ناظر بیرونی به یک کنشگر فعال در معماری اقتصاد جهانی ارتقا می دهد.
رهیافت های پیشنهادی برای دانشگاه های ایران
با توجه به پیام های داووس ۲۰۲۶، دانشگاه های ایران می توانند مسیرهای زیر را دنبال کنند:
الف .بازطراحی برنامه های آموزشی با محور مهارت افزایی دیجیتال، داده و هوش مصنوعی
ب .ایجاد مراکز سیاست پژوهی فناوری و انرژی و تبدیل «دانش دانشگاهی» به گزارش سیاستی.
ج .تقویت دیپلماسی علمی واقعی: آزمایشگاه مشترک، پروژه مشترک داده/مدل، دوره مشترک، شبکه سازی مسئله محور.
د . تنوع بخشی هوشمند همکاری ها برای تاب آوری در نظم ناپایدار جهانی.
ه .حرکت به سمت پژوهش های تقاضامحور و حل مسئله با پیوند مستقیم به صنعت و دولت.
و .تمرکز بر اعتماد و سرمایه اجتماعی: اخلاق فناوری، شفافیت، عدالت آموزشی و گفت وگوی واقعی ذی نفعان.
جمع بندی
داووس ۲۰۲۶ نشان داد جهان وارد مرحله ای از «رقابت دانش محور» شده است؛ مرحله ای که در آن فناوری، سرمایه انسانی، اعتماد عمومی و حکمرانی هوشمند، عناصر تعیین کننده اند. دانشگاه ها در این معادله، دیگر بازیگران حاشیه ای نیستند؛ بلکه ستون های اصلی شکل دهی به آینده اقتصاد جهانی اند.
برای دانشگاه های ایران، پیام داووس روشن است: آینده از آن نهادهایی است که بتوانند میان دانش، سیاست و صنعت پل بزنند و هم زمان در چرخه جهانی تبادل و یادگیری حضور موثر داشته باشند. اگر دانشگاه ها صرفا به تولید مقاله اکتفا کنند، در رقابت جهانی عقب می مانند؛ اما اگر به «مراکز مهارت افزایی، نوآوری، سیاست سازی و همکاری بین المللی» تبدیل شوند، می توانند سهمی واقعی در معماری جدید اقتصاد دانش ایفا کنند.
داووس ۲۰۲۶ یادآور شد عصر جدید، عصر دانشگاه های هوشمند، میان رشته ای و مسئولیت پذیر است؛ دانشگاه هایی که نه تنها آینده را تحلیل می کنند، بلکه در ساختن آن نیز نقش دارند.
https://irna.ir/xjWGzp