معادلات انتخاباتی در حوزه تالش، رضوانشهر و ماسال

30 بهمن 1404 - خواندن 5 دقیقه - 119 بازدید


معادلات انتخاباتی در حوزه تالش، رضوانشهر و ماسال

انتخابات در حوزه انتخابیه تالش، رضوانشهر و ماسال صرفا یک رویداد سیاسی دوره ای نیست، بلکه صحنه تلاقی قانون، هویت اجتماعی، سرمایه محلی و قدرت ملی است. در این حوزه که شامل شهرستان های تالش، رضوانشهر و ماسال می شود، رقابت برای یک کرسی نمایندگی، رقابتی فشرده، شخص محور و مبتنی بر شبکه های اجتماعی سنتی و مدرن است.

نماینده ای که از این حوزه راهی مجلس شورای اسلامی می شود، در واقع نماینده یک بافت پیچیده فرهنگی، قومی و جغرافیایی است، بافتی که درک آن بدون تحلیل حقوقی و جامعه شناختی ممکن نیست.

۱. چارچوب حقوقی انتخابات؛ بستر مشروعیت

انتخابات مجلس بر پایه اصول مقرر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برگزار می شود، اصولی که حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش را تضمین می کند. در نظام انتخاباتی اکثریتی ایران، حوزه های تک نماینده ای مانند تالش، رضوانشهر و ماسال، حساسیت ویژه ای دارند، زیرا پیروزی گاه با اختلافی اندک رقم می خورد و هر رای، ارزش تعیین کننده دارد.

از منظر حقوق عمومی، سه اصل بنیادین در این حوزه اهمیت مضاعف دارد:

1_ برابری آراء.

2_ رقابت سالم و عادلانه.

3_ نظارت قانونی بر فرآیند انتخابات.

هرگونه تخلف تبلیغاتی، خرید رای، استفاده از امکانات عمومی یا وعده های خارج از صلاحیت نمایندگی، نه تنها جرم انتخاباتی، بلکه خدشه به مشروعیت نمایندگی است.

۲. جغرافیای رای؛ ترکیب سنت و مدرنیته

ویژگی بارز این حوزه، پراکندگی جغرافیایی و تنوع اجتماعی است. مناطق کوهستانی ماسال، بافت روستایی تالش و ساختار شهری رضوانشهر، هر یک رفتار رای دهی متفاوتی دارند.

در این حوزه، سه عامل نقش تعیین کننده دارد:

الف) سرمایه اجتماعی

اعتماد عمومی به شخصیت نامزد، سابقه مدیریتی، اخلاق فردی و خوش نامی خانوادگی، وزن بالایی در سبد رای دارد.

ب) شبکه های محلی

روابط طایفه ای، صنفی و اجتماعی همچنان تاثیر گذارند، اما در سال های اخیر، فضای مجازی و نسل جوان، معادلات سنتی را تعدیل کرده اند.

ج) مطالبات توسعه ای

راه های ارتباطی، اشتغال جوانان، حمایت از کشاورزی و منابع طبیعی و توسعه گردشگری، محور اصلی گفتمان انتخاباتی است.

۳. کارکرد واقعی نماینده؛ تفکیک انتظار از واقعیت

یکی از چالش های حوزه های محلی، برداشت نادرست از نقش نماینده است. نماینده مجلس مجری پروژه های عمرانی نیست، بلکه قانون گذار و ناظر بر اجرای قانون است. موفقیت یک نماینده در این حوزه، بیش از آنکه به توزیع امکانات محدود شود، به قدرت او در:

1_ تاثیر گذاری در کمیسیون های تخصصی.

2_ جذب اعتبارات ملی.

3_ تعامل موثر با دولت.

4_ پیگیری حقوقی مطالبات منطقه.

وابسته است.

نامزدی که بتواند این تفاوت را برای رای دهندگان تبیین کند، گامی مهم در عقلانی سازی رقابت برداشته است.

۴. مدل پیروزی در حوزه های تک کرسی

در حوزه ای با یک کرسی، پیروزی نیازمند انسجام پایگاه رای و مدیریت شکاف هاست.

نامزد موفق معمولا دارای ویژگی های زیر است:

1_ چهره ای وحدت آفرین، نه تفرقه زا.

2_ دارای برنامه مکتوب و قابل سنجش.

3_ توانمند در ایجاد ائتلاف های محلی.

4_ برخوردار از تیم تبلیغاتی حرفه ای.

5_ و مهم تر از همه، دارای مقبولیت اخلاقی.

در چنین حوزه هایی، تخریب رقبا اغلب نتیجه معکوس دارد و رای خاکستری را به سمت رقیب سوق می دهد.

۵. آینده رقابت؛ عقلانیت یا هیجان؟

افزایش سطح آگاهی سیاسی، گسترش رسانه های دیجیتال و مطالبه گری نسل جوان، الگوی رای دهی را به سمت برنامه محوری سوق داده است. در آینده، احتمالا وزن گفتمان های تخصصی در حوزه اقتصاد منطقه ای، محیط زیست و توسعه پایدار افزایش خواهد یافت.

نماینده آینده این حوزه باید بتواند میان هویت محلی و کارآمدی ملی پل بزند، زیرا نماینده ای موفق است که هم صدای تالش در تهران باشد و هم صدای قانون در تالش.

انتخابات در حوزه تالش، رضوانشهر و ماسال، صحنه ای است که در آن قانون، فرهنگ، اقتصاد و شخصیت فردی به هم می رسند. پیروزی در این رقابت، نه محصول شعار های پر زرق و برق، بلکه نتیجه شناخت دقیق جغرافیای رای، رعایت اصول حقوقی و ایجاد اعتماد پایدار است.

در نهایت، آنچه این حوزه را به موفقیت می رساند، نه صرفا انتخاب یک فرد، بلکه انتخاب مدل حکمرانی نمایندگی است، مدلی که بر عقلانیت، قانون گرایی و توسعه متوازن استوار باشد.