ادبیات تهدید ابزار هژمونی

30 بهمن 1404 - خواندن 4 دقیقه - 16 بازدید

**ادبیات تهدید بخش عمده ی هژمونی ایالات متحده**

به قلم : مصیب رزاقپور

دانشجوی دکتری علوم سیاسی


در دنیای امروز که قدرت ها با سرعت در حال جابه جایی هستند، ایالات متحده برای حفظ برتری جهانی اش دیگر فقط به ناوهای هواپیمابر و پایگاه های نظامی تکیه ندارد. او از یک سلاح نرم و در عین حال بسیار موثر استفاده می کند که نامش «ادبیات تهدید» است. این ادبیات، مجموعه ای از کلمات، تصاویر، گزارش ها، فیلم ها، توییت ها و سخنرانی های رسمی است که مدام تکرار می کند: «خطر نزدیک است، فقط آمریکا می تواند نجات تان دهد.»


فکر کنید به سال های اخیر. هر وقت بودجه نظامی آمریکا قرار است از ۸۰۰ میلیارد دلار عبور کند، ناگهان گزارش های متعدد پنتاگون و رسانه های نزدیک به آن درباره «تهدید چین در تایوان»، «حمله قریب الوقوع روسیه به اروپا» یا «شبکه تروریستی ایران در آمریکای لاتین» منتشر می شود. این تهدیدها آن قدر ساده و قابل فهم ساخته می شوند که حتی یک دانش آموز دبیرستانی هم بتواند آن را بفهمد: «چینی ها می خواهند اینترنت دنیا را کنترل کنند»، «روسیه گاز اروپا را قطع خواهد کرد»، «ایران می خواهد بمب اتمی بسازد و به اسرائیل حمله کند». این جملات کوتاه، مثل یک آهنگ تبلیغاتی در ذهن مردم می ماند و نیازی به توضیح پیچیده ندارد.


این ادبیات تهدید فقط برای ترساندن دشمن نیست؛ برای کنترل دوست هم هست. کشورهای اروپایی، ژاپن، کره جنوبی و استرالیا هر سال میلیاردها دلار برای خرید سلاح آمریکایی هزینه می کنند چون مدام به آن ها یادآوری می شود که بدون چتر امنیتی واشنگتن، طعمه بعدی خواهند شد. حتی وقتی جنگی مثل اوکراین ادامه پیدا می کند، رسانه های آمریکایی آن را به یک فیلم هالیوودی تبدیل می کنند: «خیر مطلق در برابر شر مطلق». نتیجه؟ میلیاردها دلار کمک نظامی بدون هیچ پرسش جدی از سوی افکار عمومی.


جالب اینجاست که این تهدیدها همیشه به روز می شوند. تا چند سال پیش، «تروریسم اسلامی» اصلی ترین داستان بود. بعد «کمربند و جاده چین» شد تهدید شماره یک. حالا در سال ۲۰۲۶، بحث «جنگ سایبری و هوش مصنوعی چینی» و «تهدید مهاجران مرزی که اقتصاد آمریکا را نابود می کنند» جای قبلی ها را گرفته است. هر تهدید جدید، یک بازار جدید برای شرکت های تسلیحاتی، فناوری و رسانه ای آمریکایی ایجاد می کند.


اما چرا این ادبیات این قدر موفق است؟ چون همه فهم است. نیازی به دانستن نظریه پیچیده روابط بین الملل ندارد. کافی است یک تیتر ببینید: «چین در حال ساخت پایگاه نظامی در کوبا!» یا «ایران پهپادهایش را به ونزوئلا فرستاده!». مردم عادی بدون اینکه جزئیات را بدانند، می گویند: «خوب، پس باید از آمریکا حمایت کنیم.» این دقیقا همان چیزی است که هژمونی می خواهد: پذیرش بدون پرسش.


البته این ادبیات تهدید هزینه هم دارد. در بلندمدت، جهان دیگر به هشدارهای تکراری آمریکا واکنش نشان نمی دهد. کشورهای جهانی جنوب مثل برزیل، هند، آفریقای جنوبی و حتی عربستان، آرام آرام فاصله می گیرند و به سمت بریکس و سازمان های جایگزین می روند. آن ها فهمیده اند که «تهدید» آمریکا گاهی بزرگ تر از خود تهدید واقعی است.


در پایان، باید گفت ادبیات تهدید امروز بخش جدانشدنی هژمونی آمریکاست؛ مثل اکسیژن برای تنفس. بدون آن، حفظ اتحادهای نظامی، فروش سلاح و حتی سلطه بر روایت های جهانی بسیار سخت می شود. اما تاریخ نشان داده که هیچ امپراتوری ای نمی تواند برای همیشه با «ترس ساخته شده» حکومت کند. روزی می رسد که مردم دنیا به جای ترسیدن از «دشمن خارجی» که واشنگتن معرفی می کند، از خود بپرسند: «واقعا کی دارد از این همه تهدید سود می برد؟» وقتی این سوال در ذهن میلیون ها نفر شکل بگیرد، آن وقت ادبیات تهدید آمریکا خودش تبدیل به بزرگ ترین تهدید برای هژمونی اش خواهد شد.