جمعیت بین علو و سفل

[محی الدین ابن عربی]
آنچه از طبیعت تکون می یابد ملا اسفل است و هر چه از نور تولد می یابد ملا اعلی است، و کامل ترین عالم کسی است که بین آن دو جمع کند، و آن برزخی است که به جهاتش بین آن دو امتیاز می بخشد و یا به جمعیتش آن دو را به علو و سفل – از حیث موثر و «موثر فیه» جدا می سازد.(1)
***
[مولوی]
چشم گشا شش جهت شعشعه نور بین - گوش گشا سوی چرخ ای شده چشم تو گوش
بشنو از جان سلام تا برهی از کلام - بنگر در نقش گر تا برهی از نقوش
گفتمش ای خواجه رو هرچه شود گو بشو - صافم و آزاد نو بنده ی دردی فروش
ترس و امید ترا هست حواله بعقل - دانه و دام ترا هست شکاری وحوش
دردی دردش مرا چون به حمایت گرفت - با من ازین ها مگو کار توست آن بکوش(2)
***
[یزدانپناه عسکری]
با جمعیت بین علو و سفل، دیدن شعشعه نور
____________
1 - فتوحات مکیه، شیخ محی الدین ابن عربی ، ترجمه ، تعلیق ، محمد خواجوی- تهران : انتشارات مولی، 1383، جلد سیزدهم، صفحه 54
- [انه کل ما تکون من الطبیعه فهو الملا الاسفل و کل ما تولد من النور فهو الملا الاعلی و اکمل العالم من جمع بینهما و هو البرزخ الذی بجهاته میزهما او بجمعیته میزهما بالعلو و السفل من حیث الموثر و الموثر فیه اسم فاعل و اسم مفعول (محیی الدین بن عربی، الفتوحات المکیه ، اربع مجلدات، 4جلد، دار الصادر - بیروت، چاپ: اول، ج3، ص: 537)]
2 - مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی)، دیوان کبیر شمس، طلایه - تهران، چاپ: اول، 1384. ص 495 غزل 1270
