برپایی ظاهر و باطن با تمرکز جمعیت

[محی الدین ابن عربی]
مناجات با حق در زمان خاص – باحال خاص الهی
و چون بنده با خدا، در این زمان خاص (دهه آخر از رمضان) – باحال خاص الهی – مناجات کند، سزاوار است که با او حضور تام داشته باشد، به طوری که به جمعیتش، ملتفت به غیر او نشود، لذا با او، در هر حرکتی که از وی سر زند و هر سکونی، «حسی» مناجات می کند – یعنی از آن حیث که او باطن است – و «معنوی» از آن حیث که او ظاهر است، زیرا حس ظاهر است و معنی، باطن پس معنی، جز در حضور ظاهر نمی ایستد، چون اگر در حضور باطن بایستد – و معنی باطن حرفی است که محسوس حس می باشد – در آن صورت قیام شیء در حضور خودش است، در حالی که شیء در حضور خودش نمی ایستد، چون او برای استفاده می ایستد، و شیء از خودش مستفید نمی گردد.(1)
***
[یزدانپناه عسکری]
زمان گوهر نهایی التفات و جمعیت بنده به حضور در ظاهر و باطن است.
____________
1 - فتوحات مکیه، شیخ محی الدین ابن عربی ، ترجمه ، تعلیق ، محمد خواجوی- تهران : انتشارات مولی، 1383، جلد پنجم، صفحه 470 ، (9:471)
- [(مناجاه الحق فی الزمان الخاص بالحال الالهی الخاص) فاذا ناجی الله العبد، فی هذا الزمان الخاص (- العشر الآخر من رمضان)، بالحال الالهی الخاص،- فینبغی ان یحضر معه الحضور التام الذی لا یلتفت الی غیره بجمعیته. فیناجیه فی کل حرکه منه و سکون حسا، من حیث انه هو" الباطن"، و معنی من حیث انه هو" الظاهر": اذ کان الحس ظاهرا و المعنی باطنا. فلا یقوم المعنی الا بین یدی" الظاهر"، فانه لو قام بین یدی" الباطن"- و المعنی باطن الحرف الذی هو المحسوس و الحس- کان قیام الشیء بین یدی نفسه. و الشیء لا یقوم بین یدی نفسه، لانه قام للاستفاده، و الشیء لا یستفید من نفسه. (محیی الدین بن عربی، الفتوحات المکیه (عثمان یحیی)، 14جلد، دار احیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1994 م. ج9 ؛ ص 427) ، (9:471)]
