تاثیر فساد اقتصادی بر تورم و نابسامانی معیشتی

هنگامی که در یک کشور فساد اقتصادی گسترش پیدا می کند، یعنی تصمیم ها، منابع، فرصت ها و حتی قوانین به جای اینکه بر اساس شایستگی و عدالت اجرا شوند، تحت تاثیر روابط، رانت، انحصار و سوءمدیریت قرار می گیرند. فساد اقتصادی مثل یک بیماری پنهان است که آرام آرام ریشه های اقتصاد را می خورد و نتیجه اش چیزی نیست جز تورم، گرانی، کاهش قدرت خرید مردم و نابسامانی معیشتی. در ظاهر ممکن است فساد فقط یک تخلف اداری یا یک امتیاز غیرقانونی به نظر برسد، اما در واقع هر نوع فساد، مستقیم یا غیرمستقیم، بر روی سفره مردم اثر می گذارد و زندگی روزمره را سخت تر می کند. برای فهم بهتر این موضوع باید ببینیم فساد چگونه به تورم و مشکلات معیشتی تبدیل می شود و نقش رانت، انحصار و ناکارآمدی مدیریتی در این میان چیست. به باور اینجانب وقتی فساد در اقتصاد بوجود می آید ، اولین اتفاقی که می افتد اختلال در توزیع منابع است. یعنی منابعی که باید صرف تولید، اشتغال، خدمات عمومی یا زیرساخت ها شوند، به جیب افراد خاص می رود. این افراد معمولا بدون اینکه ارزش واقعی ایجاد کنند، از امتیازهای ویژه استفاده می کنند. نتیجه این می شود که تولید کاهش پیدا می کند، هزینه ها بالا می رود و کالاها کمیاب می شوند. وقتی کالا کم شود و تقاضا زیاد باشد، قیمت ها بالا می رود و تورم شکل می گیرد؛ به همین سادگی !
این تورم مستقیم روی زندگی مردم اثر می گذارد و باعث می شود هزینه های روزمره مثل خوراک، مسکن و حمل ونقل افزایش یابد. یکی از مهم ترین عوامل فساد اقتصادی رانت است. رانت یعنی یک امتیاز ویژه که فقط به گروهی خاص داده می شود، بدون اینکه این امتیاز بر اساس رقابت یا شایستگی باشد. مثلا وقتی واردات یک کالا فقط در اختیار چند نفر قرار می گیرد، آن ها می توانند قیمت را هر طور که بخواهند تعیین کنند. این افراد کالا را با قیمت پایین وارد می کنند اما با قیمت بالا به مردم می فروشند. این اختلاف قیمت باعث سودهای کلان برای رانت خواران و فشار سنگین برای مردم می شود. رانت باعث می شود قیمت ها واقعی نباشند و بازار از حالت طبیعی خارج شود. وقتی قیمت ها مصنوعی بالا می رود، تورم افزایش پیدا می کند و مردم قدرت خرید خود را از دست می دهند. عامل مهم دیگر انحصار است. انحصار یعنی یک یا چند شرکت یا فرد کنترل کامل یک بازار را در دست داشته باشند. وقتی بازار انحصاری باشد، رقابت از بین می رود و تولیدکننده یا واردکننده هر قیمتی بخواهد تعیین می کند. در چنین شرایطی کیفیت پایین می آید، قیمت بالا می رود و مردم مجبورند کالا را با هر شرایطی بخرند. انحصار باعث می شود تورم در بخش های مختلف اقتصاد ریشه بدواند. مثلا اگر انحصار در بازار دارو، خودرو، مواد غذایی یا انرژی ایجاد شود، قیمت این کالاها به سرعت بالا می رود و چون این کالاها ضروری هستند، فشار معیشتی مردم چند برابر می شود. انحصار نه تنها تورم ایجاد می کند، بلکه باعث می شود مردم احساس بی عدالتی کنند، چون می بینند گروهی خاص بدون زحمت، سودهای کلان به دست می آورند. در کنار رانت و انحصار، ناکارآمدی مدیریتی یکی از بزرگ ترین عوامل فساد و تورم است. ناکارآمدی یعنی تصمیم های اشتباه، برنامه ریزی ضعیف، نبود نظارت، بی توجهی به تخصص و سپردن مسئولیت ها به افراد نالایق. وقتی مدیریت ناکارآمد باشد، منابع هدر می رود، پروژه ها نیمه تمام می ماند، هزینه ها چند برابر می شود و تولید کاهش پیدا می کند. کاهش تولید یعنی کمبود کالا و کمبود کالا یعنی افزایش قیمت. ناکارآمدی مدیریتی همچنین باعث می شود قوانین درست اجرا نشوند و زمینه برای فساد بیشتر فراهم شود. وقتی مدیران توانمند نباشند، رانت خواران و انحصارگران راحت تر فعالیت می کنند و اقتصاد بیشتر آسیب می بیند. فساد اقتصادی همچنین باعث افزایش هزینه های دولت می شود. وقتی منابع هدر می رود یا اختلاس و سوءاستفاده رخ می دهد، دولت مجبور می شود برای جبران کسری بودجه پول بیشتری چاپ کند یا از بانک مرکزی استقراض کند. چاپ پول بدون پشتوانه یکی از اصلی ترین عوامل تورم است. یعنی فساد در یک نقطه کوچک می تواند در نهایت به افزایش قیمت ها در کل کشور منجر شود. این تورم بیشترین ضربه را به طبقه متوسط و کم درآمد می زند، چون درآمد آن ها ثابت است اما هزینه ها هر روز بیشتر می شود. فساد همچنین باعث کاهش اعتماد مردم به اقتصاد می شود. وقتی مردم ببینند قیمت ها واقعی نیست، بازارها شفاف نیستند و گروهی خاص از امتیازات ویژه استفاده می کنند، اعتمادشان به آینده کاهش می یابد. در چنین شرایطی مردم به جای سرمایه گذاری در تولید، به سمت خرید طلا، ارز، ملک یا کالاهای سرمایه ای می روند. این رفتار باعث افزایش تقاضا برای این کالاها و در نتیجه افزایش قیمت آن ها می شود.
افزایش قیمت دارایی ها نیز تورم را تشدید می کند و دوباره فشار معیشتی بر مردم بیشتر می شود. فساد اقتصادی همچنین باعث فرار سرمایه می شود. سرمایه گذاران داخلی و خارجی وقتی ببینند اقتصاد غیرشفاف است و قوانین قابل پیش بینی نیست، سرمایه خود را خارج می کنند یا وارد کشور نمی کنند. کاهش سرمایه گذاری یعنی کاهش تولید، کاهش اشتغال و افزایش قیمت ها. این چرخه معیوب باعث می شود اقتصاد روزبه روز ضعیف تر شود و مردم بیشتر تحت فشار قرار بگیرند.
فساد اقتصادی، رانت، انحصار و ناکارآمدی مدیریتی مثل چهار ستون یک ساختمان فرسوده عمل می کنند که هر کدام به تنهایی می توانند اقتصاد را به سمت تورم و نابسامانی معیشتی ببرند، اما وقتی با هم ترکیب می شوند، اثرشان چند برابر می شود. نتیجه این ترکیب اما ، چیزی نیست جز گرانی، کاهش قدرت خرید، بیکاری، بی اعتمادی، نابرابری و فشار سنگین بر زندگی مردم. برای اینکه یک جامعه بتواند از این چرخه خارج شود، باید با شفافیت، نظارت، مدیریت حرفه ای و حذف رانت و انحصار، اقتصاد را سالم سازی کند. بدون مبارزه جدی با فساد، هیچ سیاست اقتصادی نمی تواند تورم را کنترل کند یا معیشت مردم را بهبود دهد، چون ریشه اصلی مشکل همچنان پابرجاست.