اسلام، ایمان و کفر در دیدگاه وهابیت

7 اسفند 1404 - خواندن 3 دقیقه - 13 بازدید

اسلام

با استناد به دیدگاه اللجنه، اسلام عبارت است از پذیرش شهادتین (لا اله الا الله و محمد رسول الله) و التزام عملی به ارکان عبادی نظیر اقامه نماز، پرداخت زکات، روزه داری در ماه رمضان و انجام حج (در صورت استطاعت). این تعریف با دیدگاه های سایر اندیشمندان همسو است؛ چنانکه صالح آل الشیخ، اسلام را تسلیم محض در برابر خداوند از طریق توحید دانسته و ابراهیم آل الشیخ، آن را برپایی اعمال ظاهری، یعنی شهادتین همراه با ارکان چهارگانه معرفی می کند. سلیمان آل الشیخ نیز در تعریفی مشابه، اسلام را عبادت خداوند یگانه و نفی هرگونه شریک برای او می داند. این تعاریف، ضمن تاکید بر جنبه های اعتقادی و عملی اسلام، بر توحید به عنوان جوهره اصلی آن تاکید می ورزند.

ایمان

اللجنه ایمان را اعمال ظاهری تعریف می کند. صالح آل الشیخ ایمان را اعتقاد به ارکان شش گانه (خداوند، فرشتگان، کتب آسمانی، پیامبران، روز آخرت و قضا و قدر) می داند. ابراهیم آل الشیخ نیز تعریفی مشابه ارائه داده و ایمان را باور به همین ارکان شش گانه معرفی می کند. در مقابل، سلیمان آل الشیخ، ایمان را تصدیق قلبی دانسته و تکذیب را نقیض آن می شمارد، با این توضیح که صرف ترک عمل، لزوما به معنای نفی ایمان نیست. این تعاریف نشان می دهند که در تعریف ایمان، هم به جنبه های اعتقادی و هم به جنبه های عملی توجه شده است، با این حال، تاکید بر تصدیق قلبی به عنوان رکن اصلی ایمان، در دیدگاه سلیمان آل الشیخ برجسته تر است.

کفر

اللجنه معتقد است که عوامل متعددی موجب کفر می شوند که از آن ها به نواقض اسلام تعبیر می شود و بزرگترین آن ها شرک به خداوند است. همچنین، اللجنه بیان می کند که اگر کسی شهادتین را بر زبان جاری کند، اما نماز، زکات و حج را به دلیل انکار وجوب آن ها (یا انکار وجوب یکی از آن ها) ترک کند، مرتد از اسلام محسوب می شود. صالح آل الشیخ، کفر ظاهری و باطنی را در حق کسی می داند که حجت بر او اقامه شده باشد و در واقع، کفر را ناشی از عدم ایمان می داند. ابراهیم آل الشیخ نیز با صالح هم نظر بوده و کفر را نبود ایمان تلقی می کند. سلیمان آل الشیخ بر این نکته تاکید می کند که کفر به خداوند، امری تجزیه ناپذیر است؛ بنابراین، کفر در برخی مصادیق، می تواند منجر به اطلاق کفر بر تمام جوانب شخص شود.