ابعاد شکل دهنده مفهوم حق به شهر

7 اسفند 1404 - خواندن 4 دقیقه - 24 بازدید

حق مشارکت: در دو قرن اخیر، مشارکت شهروندی صرفا در قالب حق بیان و حق مشارکت سیاسی بوده است. از این رو، ورود سرمایه و در پی آن کالایی شدن شهرها و نقش سرمایه داران موجب کاهش نقش آفرینی شهروندان و افزایش تسلط رهبران شهری و کلان سرمایه داران بر تصمیم گیری های جریان شهری شده است؛ به گونه ای که شهروندان هیچ نقشی در جریان های شهری، سرمایه، زمین، و ... ندارند و این کلان سرمایه داران اند که جریانهای شهری را در تسلط خود دارند. بر این مبنا، اگر بخواهیم ایده حق به شهر عملی شود، باید حق مشارکت به شهروندان در شهر به آنها داده شود تا بتوانند سرنوشت خود را تعیین و برای آن برنامه ریزی کنند.

حق تخصیص فضای شهری به شهروندان: حق مختص دانستن فضا به شهروندان مترادف با ارجح دانستن ارزش بهره وری فضا بر ارزش مبادله ای آن است؛ به گونه ای که دسترسی حضور و استفاده برابر و مستمر را برای همه ساکنان شهر تضمین کند. با این حال، حق تضمین فضا به شهروندان صرفا حق استفاده از فضاهای موجود از شهر نیست، بلکه تولید فضای هم راستا و پاسخگو به نیازهای ساکنان نیز هست. بنابراین، باید به گونه ای از فضاهای شهری استفاده کنیم که در سرتاسر شهر از بالای شهر تا پایین شهر چشم انداز شهری، یکسان باشد و طوری نباشد که اختلاف فاحشی بین فضاهای شهری شکل گیرد که اگر اینگونه باشد، شهر دچار نابرابری هایی میشود و مانع ساماندهی فضای شهر میشود. بر این مبنا برای آنکه بتوانیم حق تخصیص برابر در فضای شهر داشته باشیم، نیازمند مدیریت دموکراتیک شهر بر پایه شاخص های حکمروایی شهری هستیم؛ در این صورت است که شهروندان در شهر به رضایت میرسند.

حق مرکزیت:شهری بدون مرکزیت و بدون هسته ای پویا امکانپذیر نیست. از این منظر، حق به شهر بهره مندی همه شهروندان از زندگی شهری و استفاده کامل از فضاست. بنابراین، محرومیت از مرکز، حکم خارج بودن از جریان زندگی شهری را دارد. از این رو، امروزه در شهرها شهروندانی که در حومه ساکن اند، قربانی برنامه ریزی های کلان سرمایه داران برای رسیدن به ثروت اند. از طرفی، مرکزیت شهر به مکان هایی باارزش تبدیل شده است. بر این مبنا، حق به شهر میتواند مدیریت دموکراتیک شهر را فعال کند تا شهر و جریانهای شهری را طوری ترتیب دهند که همه شهروندان حق دسترسی به مرکز شهر را داشته باشند و بتوانند از منابع و امکانات موجود در آن برای رسیدن به حداقل رفاه استفاده کنند.

حق شهروندیت شهری: حق شهری در واقع حق شهروندیت شهری است که موجب تجدید حقوقی جمعی در قالب تخصیص فضا به شهروندان و مشارکت آنها در اموری است که مستقیما فضای شهر و زندگی روزمره آنها را تحت تاثیر قرار میدهد. به همین دلیل، حق شهروندیت شهری نسبت به حق شهروندی تصمیمات بیشتری را در امور شهری حق مشارکت، حق مرکزیت، حق شهروندیت شهری و حق تخصیص فضای شهری به شهروندان، روابط بین انسانی شهرنشینان، شهرگردانان؛ حاکمان و سرمایه داران، تحت نظارت شهرنشینان قرار میدهد. از این رو، شهروندان میتوانند با حق شهروندیت شهری در مدیریت و تصمیم گیری های شهری نقش داشته باشند و در مقابل آن مدیریت شهری باید زمینه های لازم را برای مشارکت شهروندان فراهم کند تا شهروندان بتوانند بر فضای شهر آنگونه که شایسته است تاثیر گذارند و زمینه شهری پایدار و پویا را فراهم کنند.