در مقابل خدای مرده آنان می ایستم!!!
آیا انسانها با کشتن انسانی دیگر به بهشت می روند؟! اگر آن انسان، هم وطن باشد چه؟! چنین بهشتی چه ارزشی دارد؟! من در مقابل آن خدایی که اجازه دهد مخلوقاتش به نام او بدست عده ای کشته شوند می ایستم، من بهشت چنین خدایی را جهنمی برای وجدانهای غیرتمند می دانم؛ من در برابر آن خدایی که فرزندان دست خالی این مرز و بوم را به رگبار بستند و او راضیست می ایستم، فرزندانی که تنها سلاح در دستشان زباله های تر و خشک و پسماندهای بود که می سوزاندند تا علامت اعتراضشان را با نور آتش زباله های خانه هاشان به دنیا برسانند؛ من در مقابل آن خدایی که راضیست به مرگ معترض می ایستم، من در مقابل آن خدایی که نظاره گر خشونت علیه کودکان، نوجوانان و.... این مرز و بوم است و خشمش نمی خروشد می ایستم، من در مقابل آن خدایی که عده ای به نام او خدعه و تقیه و... می کنند و در حالی که خود ملت را تار و مار می کنند آن را بنام دیگران می زنند و او همچنان خشمش را فرو می خورد می ایستم، من در مقابل آن خدایی که به عده ای مقدس نما اجازه دهد به نام قداست، بر روی زمین خون بریزند و....می ایستم و به تقدس شان، تف خواهم انداخت، من آن خدایی که راضی می شود همچنان باشند و همچنان ظلم کنند را به خدایی قبول ندارم!!! اگر خدایشان چنین خداییست من در مقابلش می ایستم.
خدای من خداییست که با دیدن این همه ظلم خشمش می خروشد، مخلوقاتش را دوست دارد و در مقابل دیوان و... به آنان یاری می رساند.
خدای آنان به قول نیچه مرده است ، من در مقابل خدای مرده اشان می ایستم....