بدون «نظام جامع شفافیت رسانه ای» اعتماد عمومی بازنمی گردد
مصاحبه اختصاصی دکتر عباس زمانی
دکتری مدیریت رسانه، استادیار دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد و مولف کتاب شفافیت نظام رسانه ای با دانشگاه انقلاب
محور اول: ریشه های بی اعتمادیاز نگاه شما، مهم ترین دلایل کاهش اعتماد مردم به رسانه های داخلی چیست؟
به طور کلی مردم برای کسب آگاهی و اطلاع و نظارت بر محیط پیرامون خود و تصمیم گیری در امور مختلف نیاز به اطلاعات دارند و در دنیای رسانه ای و فناورانه امروز عمده این اطلاعات از طریق رسانه ها کسب می شود.
در این زمینه اگر رسانه ها را به عنوان نمایندگان افکار عمومی در نظر بگیریم که وظیفه ذاتی آنها اطلاع رسانی و آگاهی بخشی سریع، بهنگام، دقیق، شفاف و بدون سوءگیری است، در نتیجه اگر مردم احساس کنند که یک رسانه به وظیفه خود عمل نمی کند، به همان نسبت اعتماد خود را کاهش داده یا حتی سلب می کنند و به رسانه های جایگزین روی می آورند. البته باید قبول کرد که هر رسانه ای بر اساس سیاست و مشی خاص خود نسبت به برجسته سازی و تولید محتوا اقدام می کند و همه رسانه ها ممکن است محدودیت هایی داشته باشند و در برخی موارد تحت فشارهایی برای سانسور اطلاعات قرار داشته باشند. با این وجود مخاطب هر رسانه به شدت علاقه مند است که از حقایق پدیده ها و رویدادها با خبر شود و با واقعیت ها آنگونه که هست -نه آنگونه که رسانه ها می سازند- مواجه شود، بنابر این اگر احساس کند که رسانه مورد نظر حقایق را به طور کامل برای او عیان و شفاف نکرده است، نسبت به آن بی اعتماد می شود.البته من نمی توانم ادعا کنم که مردم به همه رسانه های داخلی بی اعتماد هستند چرا که ممکن است رسانه هایی مخاطب خاص خود را داشته باشد و به طور کامل یا نسبی هم به آن رسانه اعتماد داشته باشد. اما در معنای عام و بر اساس آنچه در جامعه مشاهده یا تحقیق شده است، به نظر می رسد اعتماد عمومی مخاطبان به رسانه های رسمی داخلی به ویژه رسانه ملی کاهش پیدا کرده است.
آیا مشکل در نحوه تولید خبر است یا در شیوه انتشار و برخورد رسانه با مخاطب؟
به نظرم در کشور ما نیاز به یک «نظام جامع شفافیت رسانه ای» است به گونه ای که به جز در موارد نظامی و امنیتی خاص که در همه کشورها برای آن دستورالعمل یا پروتکل های طبقه بندی وجود دارد، در سایر موارد باید تکلیف رسانه و مردم در دریافت و انتشار اطلاعات مشخص باشد. باید از اعمال سلیقه در انتشار اطلاعات پرهیز شود و سازمان ها و نهادهای مختلف اطلاعات مورد نیاز مردم و رسانه ها را به راحتی در اختیار رسانه ها قرار دهند و رسانه ها این قدرت را داشته باشند که اطلاعات و اخبار را به صورت متقن، صادقانه و شفاف برای مردم منتشر کنند.
از طرف دیگر رسانه ها باید ضمن پرهیز از تخریب صرف که عمدتا به جای نقد عملکرد در کشورمان مورد استفاده قرار می گیرد، نقد منصفانه و روشن کردن زوایای پنهان پدیده ها را در دستور کار قرار دهند.فضای رسانه ای ما باید منشا آگاهی بخشی به مخاطبان باشد و نه پیگیری اهداف ویژه گروه های خاص!
نقش سابقه تاریخی رسانه های رسمی در شکل گیری این بی اعتمادی را چطور ارزیابی می کنید؟
در تحلیل پدیده ها باید توجه داشته باشیم که نمی توانیم یک پدیده را صرفا از یک بعد بررسی کنیم و باید حتی الامکان تمامی ابعاد آن مورد واکاوی قرار گیرد. در نتیجه نمی توانیم به طور کامل منشاء بی اعتمادی به رسانه ها را برگردن رسانه ها بی اندازیم. باید ببینیم آیا دولت ها و حاکمیت هم در این زمینه نقش داشته یا خیر؟ یا اینکه میزان سواد، درک و تفکر انتقادی و حتی سبک زندگی رسانه ای مردم در طول ادوار مختلف چگونه بوده و چه تاثیری بر این پدیده داشته است؟اما در یک جمله می توانم بگویم، شاید ریشه بی اعتمادی در این باشد که مردم احساس می کنند رسانه ها یا نمی توانند یا نمی خواهند همه حقیقت را به آنها بگویند. به ویژه اینکه فضای مجازی و رسانه های بیگانه بدون محدودیت های رسانه های داخلی هر اطلاعاتی که به دستشان می رسد را منتشر می کنند و حتی در بعضی زمینه ها، شایعات و اخبار تایید نشده را به عنوان حقایق جامعه روایت کرده و امنیت روانی جامعه را بر همی می زنند و حتی برای تحقق مقاصد خود حقیقت را تولید و به مخاطبان خود القا می کنند که اطلاعات آنها دقیق تر، به روزتر و مفیدتر از سایر رسانه ها و به خصوص رسانه های داخلی است.ناگفته نماند علاوه بر مسائلی که بیان شد، خود رسانه ها هم باید در راه تحقق اهداف و آرمان های حقیقی خود بکوشند. باید اصحاب رسانه متخصص، متعهد و شجاع در رسانه ها مشغول شوند، کسانی که در راه انجام وظیفه خود از هیچ کوششی فروگذار نکرده و بر سر منافع مردم هرگز مسامحه یا معامله نکنند. باید شرافت و اخلاق حرفه ای مقدم بر هر موضوع دیگری باشد و اصحاب رسانه تمام تلاش خود را به کار گیرند تا حقیقت به مسلخ برده نشود.
محور دوم: فضای مجازی و رقابت با رسانه های غیررسمیدر دوره ای که شبکه های اجتماعی منبع اصلی اطلاع رسانی مردم شده اند، رسانه های رسمی چه راهبردی باید در پیش بگیرند تا دوباره اعتماد عمومی را به دست آورند؟
به نظرم رسانه های رسمی باید شیوه تولید و انتشار محتوای خود را متناسب با این فضا، تغییر دهند. باید از راهبردهای تدافعی به رویکردهای تهاجمی و آفندی حرکت کنند. به جای آنکه منفعلانه صرفا منعکس کننده اخبار روزانه باشند، باید به نیازهای افکار عمومی پاسخ داده و به ضرورت های جامعه بپردازند و تا حدی این موضوع پیش برود که رسانه ها نمایندگان حقیقی افکار عمومی و رکن واقعی مردمسالاری در جامعه باشند. باید این باور در مردم شکل گیرد که رسانه های رسمی با چشمانی بیدار در تمامی ساعات شبانه روز از منافع عمومی مراقبت کرده و مقاصد و اعمال سوء استفاده کنندگان از بیت المال و متعرضین به اموال عمومی را رسوا و به دادگاه می کشانند.در این صورت رسانه های رسمی داخلی مرجعیت خود را باز یافته و می توانند در جریان سازی اجتماعی و سیاسی کشور نقش آفرینی کنند.
چطور می شود مرز میان «سواد رسانه ای» و «بی اعتمادی افراطی» را برای مخاطب روشن کرد؟
در واقع سواد رسانه ای یک مهارت و ابزار برای شناسایی پیام های محتواهای رسانه ای و مقاصد پنهان آن است. اگر مخاطب به مهارت های سواد رسانه ای تجهیز شود، به راحتی هر خبر و محتوای رسانه ای را نمی پذیرد و حتی آن را نقد و تحلیل می کند. ارتقای سواد رسانه ای مخاطبان آنها را تا حد زیادی از خطرات بمباران اطلاعاتی رسانه های بیگانه و معاند مصون می دارد و باعث می شود که نگرش آن ها در مواجهه با اخبار جعلی، شایعات و محتواهای ساختگی به راحتی تحت تاثیر قرار نگیرد.مسئله عمده دنیای رسانه ای امروز در مقابله با کشورهای سلطه گر، مسئله جنگ شناختی است؛ آنجا که پیام های پنهان و آشکار محتوای رسانه های بیگانه، ذهن مخاطب ما را فتح کرده و نگرش او را نسبت به تمامی باورها، ارزش ها و هنجارهای مطلوب جامعه تغییر می دهد و در این مرحله مخاطب ما به طور کامل به رسانه های داخلی بی اعتماد شده و رسانه های بیگانه را «دایه دلسوزتر از مادر» می پندارد. در اینصورت است که هرچه او بگوید می پذیرد و انجام می دهد، یا اگر همه محتوای آن را نپذیرید، نسبت به رسانه داخلی بی اعتماد می شود.
محور سوم: صداقت و شفافیت در اطلاع رسانی مردم اغلب احساس می کنند اخبار داخلی گزینشی و کنترل شده است. رسانه ها چگونه می توانند در عین رعایت خطوط قرمز، صداقت حرفه ای خود را حفظ کنند؟
به نظرم تجربه جنگ تحمیلی 12 روزه در رسانه ملی نشان داد که اگر حاکمیت و دولت حساسیت خود را نسبت به انتشار اخبار، تحلیل ها، نقدها و دیدگاه ها تغییر دهند و رسانه هم به معنی واقعی کلمه نشر دهنده حقایق، دیدگاه ها و نظرات مختلف بر مبنای آگاهی بخشی عمومی باشد، در این صورت راه برای جلب مخاطب و مرجعیت رسانه داخلی به شکل قابل توجهی هموار می شود.باید بپذیریم که نقد به عملکرد افراد، مدیران و شخصیت ها در کشورمان، نقد به اصل نظام نیست و قبول کنیم که رسانه ها به عنوان رکن چهارم مردم سالاری اجازه دارند تا با انتشار به موقع و صحیح اطلاعات، دولت و جامعه را نسبت به انحرافات آگاه و زمینه اصلاح آن را فراهم آورند. حاکمیت و جامعه ما باید زمینه پرورش اصحاب رسانه متخصص، متعهد، صادق و با شهامت از جناح ها و دیدگاه های مخلف را فراهم آورد. از طرف دیگر اصحاب رسانه نیز باید فرهنگ نقد و گفتگوی سازنده را ترویج دهند و از نگاه سیاه و سفید به پدیده ها و وقایع پرهیز و در تحلیل های خود راه افکار عمومی و دولت مردان را برای ساختن کشورمان هموار کنند، نه اینکه با جانب داری صرف از یک دیدگاه، به تمامی عملکرد جناح موافق خود نمره عالی و دیدگاه های دیگر و مخالف را مردود اعلام کنند.نباید فراموش کنیم که نقد یعنی جداکرده سره از ناسره، شناخت محاسن از معایب، تبیین نقاط قوت و ضعف و هر آنچه ابعاد مختلف یک پدیده را به شکل کامل و حقیقی خود برای افکار عمومی روشن نماید تا مخاطب بتواند تصمیم درست و صحیحی در مورد آن بگیرد و نگرش درستی اتخاذ کند.
محور چهارم: راهکارها و آینده اعتمادسازی چه الگوهایی از رسانه های موفق در ایران یا جهان وجود دارد که توانسته اند اعتماد عمومی را بازسازی کنند؟
به نظرم برای کشور ما باید یک الگوی بومی در نظر گرفته شود. اگر به منابع علمی و مقالات و پژوهش های داخلی مراجعه شود خواهیم دید که تحقیقات مختلفی در این زمینه انجام شده که البته در حد تحقیق یا یک مقاله علمی باقی مانده و چندان مورد استفاده قرار نگرفته است. بنده در کتاب «شفافیت نظام رسانه ای» یکی از عوامل موثر اعتماد سازی و اعتماد آفرینی رسانه ها را شفافیت داخلی و شفافیت خارجی بیان و در مورد آن توضیح دادم که هم رسانه ها باید اهداف، سیاست ها و منابع مالی شفافی داشته باشند و هم اطلاعات شفافت و قابل اعتماد را به موقع به مخاطبان عرضه کنند.در این زمینه باید به جای تصمیم گیری های شخصی و سلیقه ای، با بهره گیری از تجربیات موفق داخلی و حتی مطالعه تطبیقی با کشورهایی با فرهنگ و ساختار مشابه، یک نظام جامع برای انتشار محتوا و شفافیت رسانه ای و اعتماد آفرینی عمومی تدوین و در دستور کار قرار گیرد. باید بپذیریم که اگر دیدگاه و سلایق سیاستگذاران رسانه ای گذشته در این زمینه کارساز بود، الان ما نباید با بحران اعتماد عمومی به رسانه ملی مواجه باشیم. اگر راهی که در گذشته رفته ایم را در آینده برویم، قطعا به نتایج گذشته دست می یابیم. پس اگر بپذیریم که نتایج به دست آمده مطلوب نیست، حتما لازم است در سیاست ها و تصمیمات خود تجدید نظر کنیم.
برای خبرنگاران و سردبیران جوان چه توصیه ای دارید تا بتوانند در فضای بی اعتمادی فعلی کار حرفه ای و اثرگذار انجام دهند؟
توصیه من به همه همکاران عزیزم این است که ابتدا حفظ تمامیت کشورمان و اقتدار آن را سرلوحه کار خویش قرار دهند، چرا که ایران پهناور، مادر عزیز همه ماست و هرچه ما انجام می دهیم باید در راستای اعتلا و سربلندی میهن و وطن مان عزیزمان باشد.
همکاران رسانه ای ما باید نقد منصفانه را در تولید محتوا فراموش نکنند و از یکجانبه گرایی و سو گیری های سیاسی در انتشار اخبار، گزارش ها و مقالات خود پرهیز کنند. درست است که هر کدام از ما دارای گرایش سیاسی خاص خود هستیم که درست هم است و برای پویایی جامعه نیاز به تکثر نگرش و دیدگاه داریم، اما اینکه ما با یک عینک سیاه و سفید آنچه از سوی دوستان و هم فکران ماست را به طور کامل درست و دیدگاه مقابل را به طور کامل غلط در نظر بگیریم، همان آسیبی است که جامع امروز ما را مبتلا کرده است. باید قبول کنیم که هر مدیر یا شخصیتی در کشور و هر عملکردی دارای نقاط قوت و ضعف و نکات مثبت و منفی است. باید رسانه ها نقاط مثبت را تشویق و ترویج نموده و برای نقاط ضعف تحلیل و راهکار ارائه کنند. نقد ما باید منصفانه و سازنده باشد.همچنین باید فرهنگ گفتگو و تعامل در جامعه به خصوص در میان اصحاب رسانه ترویج یابد و اکثر ما به این نگرش برسیم که هرکس بر خلاف نظر ما صحبت می کند، الزاما دشمن ما نیست و شاید دنیا را از زاویه متفاوتی نگاه می کند که اگر ما هم در آن جایگاه بودیم، حتما همان دیدگاه را روایت می کردیم.
اگر بخواهیم شاخصی برای «میزان اعتماد به رسانه» تعریف کنیم، چه معیارهایی باید در آن لحاظ شود؟
اگر از دید مخاطب به این موضوع نگاه کنیم؛ افزایش تعداد مخاطبان و دنبال کنندگان رسانه مورد نظر، میزان بازنشر و بازدید محتوا در رسانه های اجتماعی، میزان اثرگذاری محتوا و یا محتواهای خاص در میان عموم مردم و به طور کلی ضریب نفوذ مخاطب و توانایی جریان سازی و مرجعیت در بحران های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی می تواند معیارهای سنجش میزان اعتماد به رسانه باشد.
مصاحبه گر: فاطمه عباس آباد
متن کامل در: https://www.roytab.ir/Default/Details/12578/