morteza afsahi
17 یادداشت منتشر شدهفرار نخبگان،سرمایه هائی که از جیب خودمان دو دستی تقدیم بیگانگان میکنیم
یکی از پدیده که امروزه نقش مهم و بسزایی در رشد و شکوفایی هر جامعه دارد منابع بشری آن جامعه میباشد. به دین منظور سرمایه گذاریهای زیادی برای آموزش و میسر سازی این منابع در ممالک در حال توسعه و توسعه یافته به عمل میآید. در اصل، نیروی بشری متخصص، مجرب و متعهد و با انگیزه، اساسی ترین سرمایه بشریت در حفظ و توسعه زندگی است و پیشرفت و شگوفایی کشورها در گرو جذب، پرورش، نگهداری و بهره برداری صحیح از نخبگان و منابع انسانی فرهیخته است.
این نوع سرمایهگذاری که طی سالها و با صرف منابع مادی و معنوی نامحدود میسر میشود، متخصصان را به سرمایه ملی مبدل میکند. علیرغم تحمل هزینه و سرمایه گذاری زیاد کشورهای در حال توسعه برای تربیت این منابع، این کشورها با پدیدهای به نام مهاجرت نخبگان یا فرار مغزها روبه رو هستند که این امر لطمات جبران ناپذیری را از لحاظ اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی به این کشورها وارد میسازد و عملا فرصت بهره برداری از این سرمایه گذاری را از ممالک در حال توسعه سلب مینماید.
موضوع مهاجرت نیروهای مجرب، متعهد، به خصوص از دولهای توسعه نیافته به توسعه یافته، با نگرش متفاوتی از جانب کنشگران سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی روبه رو شده است.
تعریف فرار مغزها
اصطلاح فرار مغزها عبارت است از مهاجرت نیروهای مجرب، متعهد و کاردان که جامعه به توسعه، دانش، تخصص، و مهارت های فنی آن ها ملزم دارد اما این نیروها به دلایل گوناگون مهاجرت دایمی به سرزمینهای دیگر را ترجیح می دهند. بنابراین مهاجرت نخبگان نوعی فرار محسوب می شود ولی این فرار ویژگی ها و خصوصیات خاصی دارد که در آن مهاجرت نخبگان صورت می گیرد. مهاجرت نخبگان موقعی اتفاق می افتد که مهاجرت در بین متفکرین، متخصصان و کنشگران مهارت که جامعه به تخصص و مهارت آن ها نیاز دارد. طبق این تعریف مهاجرت نیروهایی که جامعه به تخصص و مهارت آن ها نیاز ندارد فرار مغزها گفته نمی شود و صرفا مهاجرت گفته می شود.
جوامع امروز بخصوص کشورهای که تازه از بستر جنگ و ناامنی ها سر بیرون کرده باشد نیاز مبرم به کادرهای مسلکی دارد تا بتواند مشکلات زیربنایی و ساختار حکومتداری، مشکلات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اش را حل سازد.
دلایل فرار نخبگان از ایران
اجمالا عواملی چند دست به دست هم داده، پدیده “مهاجرت نخبگان” را به وجود آورده اند. عوامل و یا شرایط عمده ای که منجر به بروز این پدیده می شود و یا منجر به انتقال معکوس فناوری می شود و در واقع، کنشگران و متفکران، خارج را به وطن ترجیح می دهند عبارتند از:
• عوامل اقتصادی؛ از جمله تبعیض، بی عدالتی، شکاف و فاصله طبقاتی و فاصله درآمدها، مالیات ها، رانت خواری
• عوامل حرفه ای؛ عدم بهره برداری از دانش حرفه ای، فقدان تسهیلات مادی و ارتباط با جوامع پیشرفته، عدم امکان توسعه و پیشرفت بیشتر.
• شرایط زندگی؛ سطح پایین درآمدها و زندگی، هزینه بالای زندگی، مسئولیت ناپذیری افراد، فقدان تسهیلات زندگی.
• شرایط کار؛ فقدان تسهیلات و تامین اجتماعی، فقدان استقلال در کار و پیشرفت شغلی.
• شرایط اجتماعی؛ فقدان امنیت اجتماعی، فساد، تبعیض، تمایزات قومی ونژادی، بیگانگی فرهنگی، انطباق پذیری و تابعیت جمعیت.
• شرایط سیاسی؛ فقدان ثبات و مشارکت سیاسی و اجتماعی و فقدان حقوق سیاسی و مدنی و سرکوب روشنفکران.
یا به تعریف دیگر گفته میتوانیم که علل بحران فرار کادرها به مسایل و مشکلات داخلی و عدم اهمیت قایل شدن به حقوق و جایگاه شان می باشد که میتوان آنها را ذیلا عنوان کرد:
• تعیین کنندگی نوع رابطه با تصمیم گیرندگان کشوری، به جای توجه به توانایی و تخصص
• اتهام نفوذی کشورهای بیگانه بودن بحران فقر و نابرابریهای اجتماعی و شکافهای طبقاتی؛
• بحران بیکاری در کشور مبدا و سهولت ها و امکانات اشتغال در کشورهای مقصد، همچنین تبعیض در استخدام افراد با تجربه و با مهارت نسبت به افراد غیر متخصص و بی مهارت و نبود احترام نسبت به کارمندان و افراد مسلکی؛
• کمتر ارزش دادن به تکنالوجی و علوم عصری؛
• بی عدالتی، عدم امنیت اجتماعی، نبود رفاه اجتماعی، نابرابری های چشمگیر در امکانات اجتماعی، رفاهی، بهداشتی و تفریحی؛
• پائین بودن سطح حقوق و درآمد اساتید و متخصصان در مقایسه با افراد وابسته به جریان و افراد خاص؛
• عدم توجه به شان و منزلت علم و عالم، وقع نگذاشتن به ارزش ها و نگرش های افراد و فقدان امکانات فراهم آوری زمینه های مناسب برای ابراز خواست ها، نگرانی ها و نا رضایتی های شهروندان؛
• عدم انطباق عقاید و ارزش های دینی یک قشر خاص با ایدئولوژی قشر حاکم؛
پیامدهای فرار مغزها
مهم ترین پیامد فرار کادر های علمی و مسلکی از ایران که این روزها به آسانی میتوان احساس کرد، نادیده گرفتن نیروی متخصص برای اداره امور کشور داری است. خروج کارمندان، روزنامه نگاران، مدیران حرفه ای، اساتید، نیروهای ماهر و سایر اقشار تحصیل کرده قشر زن از این کشور با توجه به اینکه اغلب نیروهای طالبان را افراد غیرمتخصص با سطح سواد پائین تشکیل می دهند، دولت جدید را با بحران جدی روبرو کرده است.
الف: افزایش بی اعتمادی: همان طور که گفته شد فقر و بحران اقتصادی ناشی از ناکارآمدی دولت می تواند منجر به رشد تبعیض شود. حس بی عدالتی سازمان یافته خود عاملی می شود برای افزایش بی اعتمادی به دولت. خالی بودن خزانه دولت از سرمایه اجتماعی اعتماد، باعث می شود جمهوری اسلامی ایران برای پیشبرد سیاست های خود حمایت و همیاری مردم را نداشته باشد و به عبارتی بی اعتمادی سیاسی به ناکارآمدی بیشتر دولت منجر خواهد شد چراکه دولت برای پیشبرد هر امری به جای اینکه دوشادوش جامعه قرار گیرد باید رویاروی آن ها قرار گیرد..
ج- گسترش رادیکالیسم: اصولا در همه جوامع جوانان تحصیل کرده و طبقات متوسط موتور محرکه تغییرات و اصلاحات هستند. خالی شدن ایران از نیروهای جوان و تحصیل کرده، نه تنها هرگونه احتمال توسعه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در این کشور را منتفی می کند بلکه با گرایش ذاتی طبقات کم سواد و فقیر به رادیکالیسم، این کشور را درگیر تلاطم ها و شورش های خیابانی مداوم می کند.
اثرات منفی مهاجرت نیروی کار ماهر
1. کاهش سرمایه انسانی لازم برای رشدوتوسعه اقتصادی
2. افزایش نرخ دستمزد نیروی متخصص در داخل و در نتیجه افزایش تورم و فقر ۳
3. اثر منفی بر سرمایهگذاری خارجی بهدلیل افزایش ریسک سرمایهگذاری
4. اثرات منفی بر مدیریتها و فعالیتهای گروهی که متخصصان نقش هماهنگی آنها را برعهده داشتهاند
5. کاهش مصرف و سرمایهگذاری ملی در اثر خروج نیروی انسانی ماهر دارای درآمدهای بالا
6. افزایش نرخ پیری جمعیت کشور
7. کاهش بهره هوشی جمعیت کشور.
اثرات مثبت مهاجرت نیروی کار ماهر
1. درصورت بازگشت مهاجرین آنها میتوانند باعث افزایش سطح علمی و فنی کشور گردند.
2. افزایش درآمدهای ارزی کشور در صورت بازگردانیدن بخشی از درآمدهای ارزی توسط مهاجرین
3. کمک به انتقال فنآوریهای جدید توسط مهاجرین به کشور.
4. گسترش همکاریهای علمی و فنی بین کشورهای درحال توسعه و کشورهای توسعه یافته
5. کمک به مشارکت بیشتر کشورهای درحال توسعه در تجارت بینالمللی خدمات.
راههای جلوگیری از فرار مغزها
برای جلوگیری از فرار مغزها و جبران خسارتهای ناشی از آن، باید اقدامات جدی در این زمینه صورت گیرد؛ برخی اقدامات کوتاه مدت و برخی نیز نیازمند برنامه های زیربنایی و بلند مدت است، راه حل اساسی و موثر برای جلوگیری از پدیده “مهاجرت نخبگان” ایجاد شرایط مناسب کار، تحقیق و پژوهش و دستمزد کافی و از بین بردن بی عدالتی و تبعیض است که خود موجب جلب نخبگان می شود.
• از دیگر راههای جلوگیری از پدیده “مهاجرت نخبگان”، برنامه ریزی بلندمدت و حساب شده برای استفاده از نیروهای انسانی است و این امر باید مبتنی بر این اصل باشد که تربیت متخصصان باید بر اساس نیازها و متناسب با ظرفیت های داخلی و به قدر نیاز باشد، تا کمکی اساسی به تحکیم زیربنای اقتصادی کشور باشد.
• از دیگر شیوه های جذب نخبگان در داخل کشور، که در کنار آموزشهای فنی و زیربنایی و به روز نخبگان قرار دارد، این است که صندوقی بدین منظور در نظر گرفته شود تا فارغ التحصیلان دانشگاهی، به محض فراغت از تحصیل و تا زمانی که موفق به پیدا کردن شغل و کاری مناسب نشده اند، از این صندوق وام های اشتغال، حق بیمه بیکاری و مانند آن دریافت دارند.
• نظارت بر فارغ التحصیلانی که به خارج عزیمت می کنند و ارتباط عاطفی با آنان از دیگر راهکارهای جذب نخبگان است.
• نظارت بر رشته های علمی موردنیاز بدین صورت که دولت بر اساس نیازهایی که دارد اقدام به آموزش و تربیت کادر مجرب و موردنیاز خود کند و در مقابل، تعهد کند که به فارغ التحصیلان و نخبگان تربیت یافته کاری مناسب واگذار کند از دیگر اقدامات موثر است.
• بدین صورت علاوه بر آنکه از هدر رفتن نیروهای نخبه و ذخایر انسانی جلوگیری می شود، شاهد پویایی و بالندگی و توسعه همه جانبه کشور خواهیم بود.
• تاسیس مرکز کاریابی برای فارغ التحصیلان و نخبگان دانشگاهی از جمله اقدامات بایسته است تا دانشجو پیش از فراغت از تحصیل بتواند براساس علاقه و نیاز، شغل آینده خود را انتخاب کند و به محض فراغت از تحصیل در مراکز مورد نیاز، به خدمت گمارده شود.
• ارتباط صنعت و دانشگاه از جمله عوامل مهمی است که موجب جلوگیری از فرار مغزها می شود. عدم ارتباط بین دو نهاد و عدم تناسب آموزشهای نظری با فعالیت های عملی از جمله عوامل مهم پدیده “فرار مغزها”ست؛ یعنی در دانشگاه به مباحث صرفا نظری پرداخته می شود و در صنعت، که محل کار و عمل و میدان است، این مباحث کارایی لازم را ندارد. ارتباط این دو مرکز مهم از جمله عوامل قطع وابستگی و علاقه مند ساختن دانشجو و جذب سرمایه ها و اشتغال زایی در صنایع است.
باید به این معضل بزرگ به عنوان یک پدیده ملی نگاه شود. دولت و مجلس و رسانه های همگانی نسبت به حل آن عزم ملی از خود نشان دهند.
• وجود ثبات و آرامش سیاسی و همدلی، همکاری و وحدت نیروهای خودی و احزاب سیاسی و مسوولان زمینه ساز ثبات و آرامش روحی افراد خواهد بود و این خود زمینه ساز حل بسیاری از مشکلات.
• احترام و توجه بیشتر به علم، دانش، خلاقیت و تحصیل ضروری است. نخبگان و تحصیلکردگان جامعه باید در صدر توجه مسوولان فرهنگی و رسانه های همگانی قرار گیرند. علاوه بر این، باید ستادهای ویژهای تشکیل شود و مشکلات مادی و معنوی فارغ التحصیلان و نخبگان کشور را خارج از برنامه و به صورت ضربتی حل کند.
• تاسیس شهرک هایی برای محققان و تامین همه نیازهای علمی، تحقیقاتی، مادی و معنوی آنان در این مجموعه، به گونه ای که آنان بتوانند با خیالی آسوده به حل معضلات علمی و فرهنگی جامعه همت گمارند، مطلوب است. روشن است که برای هر مجموعه علمی همسویی، میتوان چنین اقدامی به عمل آورد؛ بخش صنعت، بخش کشاورزی، بخش خدمات، علوم انسانی، علوم پایه و… .
• تجدیدنظر جدی در وضع دانشگاهها و بودجه های تحقیقاتی آنان و تخصص اعتبارات و امکانات ویژهای برای آنان در راستای تحقیق و پژوهش باید مورد توجه باشد.
• تغییر ساختار نظام آموزشی، تغییر نظام حاکم بر موسسات آموزش عالی، گماردن افرادی شایسته و فارغ از گرایشهای سیاسی، حزبی و جناحی بر صدارت آنها، از جمله عوامل موثر در جلوگیری از پدیده “فرار مغزها” است.
سرانجام آنچه از همه مهمتر است اصلاح مفاسد اداری و حاکمیت روابط شخصی و فامیلی و گروهی و حزبی و جناحی است.
توصیه ها/راهکارها
بمنظور جلوگیری از فرار مغزها، باید همه عوامل دافعه و موانع درکشور از بین برده شود تا حد اقل از فرار سیل اسای مغزها جلوگیری صورت گیرد از جمله:
1. ارتباطات موثر با نخبگان
یکی از راه های پیشنهادی تنظیم رابطه موثر و کارآمد با نخبگان می باشد به نحوی که در هر کجای دنیا که باشند بتوانند در مسیر رشد جامعه همکاری نمایند.
2. جذب نخبگان
می توان با اصلاح ساختار سازمان های اجرایی و تحقیقاتی زمینه های توسعه و بکارگیری نیروی انسانی ماهر و متخصص را فراهم نمود.
3. اصلاح سیستم آموزشی
در اینجا لازم است ضرورت اصلاح سیستم آموزش و پژوهش کشور مورد تعمق قرار گیرد. با تدوین برنامه های همه جانبه در جهت ایجاد محیط های فعال و پویا برای دانش آموزان و دانشگاهیان می توان زمینه های رشد و خلاقیت های فراگیران را فراهم نمود
4. همکاری از راه دور
در رابطه با دانشجویانی که به هر دلیل قصد برگشت به کشور را ندارند برای جلب همکاری پاره وقت آنها با مراکز علمی داخلی می توان شبکه های متخصصان ایرانی خارج از کشور را ایجاد کرد.
5. ایجاد حکومت فراگیر و شایسته سالار که به ثبات سیاسی و اقتصادی دوامدار منتهی شود
6. تامین امنیت فزیکی، روحی و راونی شهروندان
7. تامین عدالت و برابری میان زن و مرد
8. احترام به آزادی فردی درچهارچوب قوانین معتدل
9. از بین بردن همه انواع تبعیض، احترام به حقوق شهروندان و سپردن کار به اهل آن
10. تشویق و ایجاد زمینه سرمایه گذاری داخلی و خارجی و ایجاد فرصت های کاری مناسب
11. معیاری سازی حکومتداری با استندردهای بین المللی
12. بکار گیری نیروی متخصص در امور مدیریتی برای اجرای طرح ها و برنامه ها
نتیجه گیری
فرار کادر های علمی ومسلکی را اگر به گونه ی ماهوی و ریشه ای به ارزیابی بگیریم، می توان به این نتیجه رسید که با شیوع فزاینده فرار این قشر نخبه، ایران در حال از دست دادن چهار نوع سرمایه ی اساسی و بنیادین خویش است:
۱- نیروی انسانی؛ اکثریت نخبه گانی که مسیر مهاجرت را در پیش گرفته اند قشر مردان تحصیل کرده و جوان اند. این قشر و نسل جوان سرمایه های انسانی اند که گروه گروه با قلب آگنده از درد و رنج، مسیر مهاجرت و غربت را می پیمایند تا به یک آینده نسبتا مطمئن دست یابند. از دست دادن این سرمای ها ی جوان انرژی و پتانسیل جوان کشور را به رکود مواجه کرده و می کند.
2- سرمایه ی مادی؛ بدون تردید این نسل تحصیل کرده جوان که به دلایل مختلف مسیر ترک کشور را پیش گرفته اند و می گیرند، با هزینه گذاری ملیون ها دالر توسط حکومت های افغانستان به مدارج بلند تحصیلی (لیسانس، فوق لیسانس و دکتری) دست یافته اند. کوچ و فرار این نسل برای ایران نه تنها ضایعه ی معنوی، که قطعا ضایعه ی جبران ناپذیر مادی نیز است.
3 – افزایش ناامیدی؛ زمانیکه کشور و مردم شاهد کوچ و فرار اقشار نخبه اش باشند، انگیزه و امید به آینده رو به کاهش می رود. وقتی محصل وارد صنف درسی شود و استیج درس را خالی از استادان با تجربه و دانشمند ببیند، شکی نیست که انگیزه و امید برای تحصیل، کار و خدمت گذاری به وطن را از دست می دهد. به همین ترتیب خروج تاجران و سرمایه گذار از کشور همه دست در دست هم داده سطح ناامیدی را بالا می برد و به نحوی فاصله میان دولت و ملت را بیشتر می سازد.
4-من همیشه گفتم اگر ایلان ماسک هم بیاید و در آزمون های استخدامی ایران شرکت کند حتی اگر در کتبی قبول شود در مصاحبه رد میشود،زیرا پسرخاله فلانی سفارش شده است.(جهت تلطیف بحث)