حمیدرضا سیدناصری
ناشر، نویسنده و پژوهشگر مطالعات کودکی با تمرکز بر ادبیات کودک، ترویج کتابخوانی و آینده یادگیری
3 یادداشت منتشر شدهآینده صنعت نشر کودک در ایران
مقدمه | آیا مسئله نشر، مسئله کاغذ است؟
هرگاه سخن از آینده صنعت نشر کودک در ایران به میان می آید، نخستین واژه هایی که شنیده می شود، گرانی کاغذ، افزایش هزینه های چاپ، کاهش تیراژ، افت قدرت خرید خانواده ها، رقابت فضای مجازی و کاهش سرانه مطالعه است. گویی سرنوشت این صنعت تنها به قیمت مواد اولیه یا نوسانات اقتصادی وابسته است.
بی تردید این عوامل مهم اند؛ اما پرسش اساسی این است که آیا بحران نشر کودک، صرفا یک بحران اقتصادی است؟
من بر این باورم که پاسخ منفی است.
آنچه امروز صنعت نشر کودک ایران را بیش از هر چیز تهدید می کند، کمبود کاغذ یا افزایش هزینه چاپ نیست؛ بلکه ابهام در تعریف ماموریت نشر است.
اگر نشر کودک را صنعتی بدانیم که وظیفه اش تولید و فروش کتاب است، طبیعی است که آینده آن را تنها در نمودارهای اقتصادی جست وجو کنیم. اما اگر نشر کودک را نهادی فرهنگی بدانیم که در ساختن نسل آینده نقش دارد، آن گاه خواهیم دید که مسئله بسیار عمیق تر از بازار کتاب است.
آینده صنعت نشر کودک، پیش از آنکه در چاپخانه ها رقم بخورد، در نگرش ما به «کودکی» شکل می گیرد.
نشر کودک؛ صنعتی کوچک با اثری بزرگ
در ظاهر، نشر کودک تنها یکی از شاخه های صنعت نشر است؛ اما در حقیقت، این حوزه از مهم ترین سرمایه گذاری های هر جامعه برای آینده خود به شمار می آید.
هر کتابی که امروز در دست یک کودک قرار می گیرد، فقط یک محصول فرهنگی نیست؛ بذری است که ممکن است سال ها بعد به شکل یک شهروند مسئول، یک معلم خلاق، یک پژوهشگر، یک هنرمند یا حتی یک سیاست گذار خردمند به ثمر بنشیند.
به همین دلیل، کشورهایی که به توسعه فرهنگی می اندیشند، نشر کودک را صرفا یک فعالیت اقتصادی نمی دانند؛ بلکه آن را بخشی از زیرساخت توسعه ملی تلقی می کنند.
در چنین نگاهی، پرسش اصلی این نیست که «چند نسخه کتاب فروخته شد؟» بلکه این است که «این کتاب چه انسانی را تربیت خواهد کرد؟»
صنعت نشر ایران؛ عبور از نیم قرن تجربه
نشر کودک در ایران، برخلاف تصور برخی، سابقه ای غنی و ارزشمند دارد.
در دهه های گذشته، نویسندگان، تصویرگران، مترجمان، ویراستاران و ناشران برجسته ای توانسته اند آثاری خلق کنند که نه تنها در ایران، بلکه در عرصه بین المللی نیز مورد توجه قرار گرفته اند.
این تجربه، سرمایه ای است که نباید آن را دست کم گرفت.
با این حال، سرمایه فرهنگی گذشته، تضمین کننده موفقیت آینده نیست.
جهان نشر در حال تجربه یکی از بزرگ ترین دگرگونی های تاریخ خود است؛ دگرگونی ای که تنها به تغییر ابزارها محدود نمی شود، بلکه رفتار مخاطب، شیوه تولید محتوا، مدل های اقتصادی و حتی مفهوم «کتاب» را نیز دگرگون کرده است.
ناشری که این تغییرات را نادیده بگیرد، حتی اگر سابقه ای درخشان داشته باشد، به تدریج از جریان آینده فاصله خواهد گرفت.
کودک امروز، مخاطب دیروز نیست
یکی از خطاهای رایج در صنعت نشر، این است که تصور کنیم کودکان امروز همان کودکان بیست یا سی سال پیش هستند.
در حالی که جهان آن ها به کلی تغییر کرده است.
کودک امروز از نخستین سال های زندگی با صفحه های نمایش، اینترنت، ویدئو، بازی های دیجیتال و هوش مصنوعی مواجه است. سرعت دریافت اطلاعات او بسیار بیشتر از نسل های گذشته است و دامنه محرک هایی که با آن ها روبه رو می شود، به مراتب گسترده تر است.
اما این تغییر به معنای بی نیازی او از کتاب نیست.
اتفاقا هرچه جهان بیرون پرشتاب تر می شود، نیاز کودک به تجربه های عمیق تر افزایش می یابد.
کتاب، برخلاف بسیاری از رسانه های دیجیتال، کودک را به مکث دعوت می کند؛ به تامل، تخیل، همدلی و گفت وگو با خویشتن.
از این رو، آینده نشر کودک در گرو آن است که کتاب را نه رقیب فناوری، بلکه مکمل رشد انسانی بداند.
هوش مصنوعی؛ تهدید یا فرصت؟
امروز بسیاری از ناشران با نگرانی از هوش مصنوعی سخن می گویند.
این نگرانی قابل درک است.
هوش مصنوعی می تواند متن بنویسد، تصویر خلق کند، ترجمه انجام دهد، ویرایش کند و حتی در بازاریابی کتاب نقش ایفا کند.
اما آیا این فناوری، ناشر را حذف خواهد کرد؟
به گمان من، خیر.
هوش مصنوعی، ناشر را حذف نمی کند؛ بلکه ناشری را حذف می کند که ارزش افزوده ای فراتر از انجام کارهای تکراری نداشته باشد.
در آینده، آنچه مزیت رقابتی یک ناشر خواهد بود، نه توانایی چاپ کتاب، بلکه قدرت تشخیص، انتخاب، کیفیت سنجی، اعتمادسازی و خلق معنا خواهد بود.
ماشین می تواند محتوا تولید کند؛ اما هنوز نمی تواند تشخیص دهد کدام داستان، در چه زمان، برای کدام کودک و با چه پیامد تربیتی مناسب تر است.
این مسئولیت همچنان بر عهده انسان باقی خواهد ماند.
ناشر آینده، فقط ناشر نیست
به باور من، یکی از بزرگ ترین تحولاتی که در دهه آینده رخ خواهد داد، تغییر نقش ناشر است.
ناشر دیگر صرفا تولیدکننده کتاب نخواهد بود.
او باید معمار یک زیست بوم فرهنگی باشد.
یعنی چه؟
یعنی کتاب، تنها نقطه آغاز ارتباط با کودک است.
در کنار کتاب، باشگاه های مطالعه، نشست های قصه گویی، آموزش والدین، همکاری با مدارس، محتوای چندرسانه ای، نسخه های صوتی، فعالیت های تعاملی، پادکست، و حتی شبکه های اجتماعی، همگی بخشی از ماموریت ناشر خواهند شد.
در این الگو، ناشر تنها کتاب نمی فروشد؛ او تجربه فرهنگی خلق می کند.
بحران واقعی؛ کمبود اعتماد
بسیاری تصور می کنند مهم ترین سرمایه ناشر، سرمایه مالی است.
من برعکس فکر می کنم.
بزرگ ترین سرمایه یک ناشر، اعتماد خانواده هاست.
پدری که بدون تردید، نام یک ناشر را می بیند و کتاب او را برای فرزندش انتخاب می کند، در حقیقت به سال ها اعتبار حرفه ای آن ناشر اعتماد کرده است.
ساختن چنین اعتمادی، بسیار دشوارتر از چاپ هزاران نسخه کتاب است.
در آینده، برندهای نشری موفق، آن هایی خواهند بود که خانواده ها آن ها را نه صرفا به عنوان فروشنده کتاب، بلکه به عنوان مشاوران فرهنگ کودکی بشناسند.
آینده بازار، آینده کیفیت است
در دهه های گذشته، گاه رقابت بر سر تعداد عناوین منتشرشده بود.
اما آینده، آینده کیفیت است، نه کمیت.
در جهانی که تولید محتوا با کمک هوش مصنوعی آسان تر شده است، ارزش واقعی در انتخاب، پالایش، اصالت و کیفیت نهفته خواهد بود.
کودکان آینده به کتاب هایی نیاز دارند که حاصل شناخت عمیق از روان شناسی رشد، ادبیات، هنر تصویرگری و نیازهای فرهنگی جامعه باشند.
هرچه تولید آسان تر شود، مسئولیت ناشر برای انتخاب آثار ارزشمند سنگین تر خواهد شد.
مسئولیت سیاست گذاران فرهنگی
آینده نشر کودک را تنها ناشران تعیین نمی کنند.
مدرسه، خانواده، کتابخانه های عمومی، رسانه ها، دانشگاه ها و سیاست گذاران فرهنگی نیز در این آینده سهم دارند.
اگر کتاب کودک در نظام آموزشی جایگاهی حاشیه ای داشته باشد، اگر کتابخانه های مدارس فقیر باشند، اگر خانواده ها مطالعه را به بخشی از زندگی روزمره تبدیل نکنند و اگر سیاست های فرهنگی تنها به حمایت های مقطعی محدود شود، هیچ صنعت نشر پایداری شکل نخواهد گرفت.
نشر کودک، حلقه ای از یک زنجیره بزرگ تر به نام «فرهنگ مطالعه» است.
آینده ای که می توان ساخت
من نسبت به آینده نشر کودک در ایران خوش بینم؛ نه از سر خوش خیالی، بلکه به دلیل شناخت ظرفیت های فرهنگی این سرزمین.
ایران هنوز نویسندگان خلاق، تصویرگران توانمند، ناشران دغدغه مند، معلمان علاقه مند و خانواده هایی دارد که کتاب را ارزشمند می دانند.
آنچه بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، تغییر نگاه است.
باید از این تصور فاصله بگیریم که ناشر، کارخانه دار تولید کتاب است.
ناشر آینده، معمار فرهنگ است.
او پلی میان کودک، خانواده، مدرسه، هنر، فناوری و جامعه می سازد.
هر کتابی که منتشر می شود، اگر با اندیشه، مسئولیت و عشق همراه باشد، تنها به قفسه کتابخانه افزوده نمی شود؛ بلکه بخشی از آینده یک ملت را می سازد.
از همین رو، آینده صنعت نشر کودک در ایران را نه قیمت کاغذ تعیین خواهد کرد، نه سرعت ماشین های چاپ و نه حتی پیشرفت هوش مصنوعی.
آنچه سرنوشت این صنعت را رقم خواهد زد، میزان ایمان ما به این حقیقت است که ساختن آینده، از ساختن فرهنگ کودکی آغاز می شود.
زیرا هر جامعه ای، پیش از آنکه آینده خود را در دانشگاه ها یا کارخانه ها بسازد، آن را در کتاب هایی می نویسد که کودکانش امروز می خوانند.
حمیدرضا سیدناصری
پژوهشگر مطالعات کودکی با تمرکز بر ادبیات کودک، ترویج کتاب خوانی و آینده یادگیری
محمدمهدی سیدناصری
پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال