محاسبه پهنای باند در سیستم های نظارت تصویری تحت شبکه؛ از انتخاب دوربین تا طراحی سوئیچ و Uplink

18 مرداد 1405 - خواندن 13 دقیقه - 9 بازدید

محاسبه پهنای باند در سیستم های نظارت تصویری تحت شبکه؛ از انتخاب دوربین تا طراحی سوئیچ و Uplink

در پروژه های نظارت تصویری تحت شبکه، یکی از موضوعاتی که گاهی در مرحله طراحی کمتر جدی گرفته می شود، محاسبه پهنای باند است.

ممکن است دوربین ها از نظر کیفیت تصویر مناسب باشند، NVR انتخاب خوبی باشد و حتی کابل کشی نیز به درستی انجام شده باشد؛ اما اگر حجم اطلاعات تولیدشده توسط دوربین ها با ظرفیت شبکه هماهنگ نباشد، سیستم در عمل می تواند با مشکلاتی مانند تاخیر تصویر، افت فریم، قطع و وصل شدن ارتباط یا کاهش پایداری مواجه شود.

به همین دلیل، در یک پروژه IP حرفه ای، قبل از انتخاب سوئیچ و تجهیزات شبکه باید بدانیم دوربین ها چه مقدار ترافیک تولید می کنند و این ترافیک از چه مسیری عبور خواهد کرد.

پهنای باند دقیقا یعنی چه؟

به زبان ساده، پهنای باند مقدار اطلاعاتی است که شبکه می تواند در یک بازه زمانی منتقل کند.

هر دوربین IP با توجه به رزولوشن، نرخ فریم، Bitrate، نوع فشرده سازی و صحنه ای که در حال تصویربرداری است، مقدار مشخصی داده تولید می کند.

برای مثال، یک دوربین ۴ مگاپیکسلی و یک دوربین ۸ مگاپیکسلی الزاما ترافیک یکسانی ایجاد نمی کنند.

اما حتی این مقایسه نیز کامل نیست؛ زیرا دو دوربین با رزولوشن یکسان می توانند براساس تنظیمات Bitrate و شرایط تصویربرداری، ترافیک متفاوتی ایجاد کنند.

بنابراین نمی توان فقط با نگاه کردن به عدد مگاپیکسل، پهنای باند موردنیاز را تعیین کرد.

اولین اشتباه؛ جمع کردن ساده اعداد روی کاغذ

فرض کنیم ۲۰ دوربین داریم و هر دوربین به طور متوسط ۶ مگابیت بر ثانیه ترافیک تولید می کند.

در نگاه اول مجموع ترافیک حدود ۱۲۰ مگابیت بر ثانیه خواهد بود.

اما طراحی حرفه ای به همین عدد ختم نمی شود.

باید مشخص کنیم این ترافیک از چه مسیرهایی عبور می کند، چه مقدار از آن به سمت NVR می رود، آیا کاربران همزمان تصاویر را مشاهده می کنند، آیا Streamهای مختلف داریم و آیا ظرفیت Uplink برای عبور این حجم اطلاعات مناسب است یا خیر.

بنابراین پهنای باند فقط یک عدد نیست؛ بخشی از معماری شبکه است.

Bitrate؛ یکی از مهم ترین متغیرها

در سیستم های نظارت تصویری، Bitrate تاثیر مستقیمی بر حجم داده و در نتیجه پهنای باند موردنیاز دارد.

اگر Bitrate بیش از حد پایین تنظیم شود، ممکن است کیفیت تصویر کاهش پیدا کند.

اگر بیش از نیاز بالا تنظیم شود، حجم اطلاعات افزایش پیدا می کند و در نتیجه فشار بیشتری به شبکه و فضای ذخیره سازی وارد می شود.

پس تنظیم Bitrate باید با توجه به رزولوشن، نوع تصویر، هدف پروژه و ظرفیت زیرساخت انجام شود.

در پروژه های حرفه ای نمی توان برای تمام دوربین ها یک عدد ثابت را بدون توجه به شرایط واقعی در نظر گرفت.

رزولوشن بالاتر همیشه به معنی سیستم بهتر نیست

این موضوع را در پروژه های واقعی زیاد می بینیم.

گاهی کارفرما تصور می کند اگر همه دوربین ها ۸ مگاپیکسلی باشند، سیستم حتما حرفه ای تر خواهد بود.

اما رزولوشن بالاتر یعنی حجم داده و نیاز ذخیره سازی نیز می تواند افزایش پیدا کند.

اگر هدف پروژه با دوربین ۴ مگاپیکسلی به خوبی تامین شود، استفاده از رزولوشن بالاتر بدون دلیل مشخص ممکن است فقط هزینه زیرساخت و ذخیره سازی را افزایش دهد.

طراحی حرفه ای یعنی رزولوشن را براساس نیاز انتخاب کنیم، نه صرفا براساس عدد بزرگ تر.

Frame Rate چه تاثیری دارد؟

Frame Rate یا تعداد فریم در ثانیه نیز روی حجم داده تاثیرگذار است.

تصویری که با نرخ فریم بالاتر ضبط می شود، اطلاعات بیشتری در واحد زمان تولید می کند.

اما آیا تمام دوربین های یک پروژه به نرخ فریم بالا نیاز دارند؟

خیر.

برای یک محیط معمولی ممکن است نرخ فریم استاندارد کاملا کافی باشد، در حالی که در بعضی کاربردهای خاص، مانند مشاهده حرکت سریع، ممکن است نرخ فریم بالاتر ارزش بیشتری داشته باشد.

بنابراین این پارامتر نیز باید براساس کاربرد تعیین شود.

H.265 و فشرده سازی

فشرده سازی ویدئو نقش مهمی در کاهش حجم داده دارد.

فناوری هایی مانند H.265 می توانند در مقایسه با روش های فشرده سازی قدیمی تر، در شرایط مناسب حجم داده را کاهش دهند.

اما نباید تصور کنیم فعال کردن H.265 به تنهایی تمام مسائل مربوط به پهنای باند را حل می کند.

همچنان باید Bitrate، رزولوشن، Frame Rate و سایر تنظیمات سیستم بررسی شوند.

همچنین سازگاری تجهیزات نیز اهمیت دارد.

یک نکته مهم؛ ترافیک واقعی ثابت نیست

تصویر یک صحنه کاملا ثابت با تصویر یک پارکینگ شلوغ، ترافیک یکسانی ایجاد نمی کند.

حرکت افراد، خودروها، تغییرات نور و پیچیدگی صحنه می توانند روی حجم اطلاعات اثر بگذارند.

به همین دلیل، در طراحی باید فقط به یک عدد ایده آل نگاه نکرد.

بهتر است برای شرایط واقعی و همچنین حاشیه اطمینان منطقی، ظرفیت مناسب در نظر گرفته شود.

سوئیچ؛ اولین جایی که طراحی شبکه خودش را نشان می دهد

وقتی پهنای باند دوربین ها مشخص شد، باید ببینیم سوئیچ موردنظر توانایی عبور این ترافیک را دارد یا خیر.

در پروژه های IP، انتخاب سوئیچ فقط براساس تعداد پورت اشتباه است.

ممکن است یک سوئیچ ۲۴ پورت داشته باشیم، اما ساختار Uplink آن یا ظرفیت Switching آن برای معماری موردنظر مناسب نباشد.

بنابراین باید حداقل سه موضوع را همزمان بررسی کنیم:

تعداد پورت ها،

ظرفیت PoE،

و ظرفیت انتقال اطلاعات.

PoE Budget؛ موضوعی که نباید فراموش شود

اگر سوئیچ PoE باشد، فقط تعداد پورت های آن مهم نیست.

باید ببینیم مجموع توان قابل ارائه توسط سوئیچ چقدر است.

برای مثال، اگر چند دوربین در شب از IR یا نور مکمل استفاده کنند، مصرف انرژی آن ها ممکن است افزایش پیدا کند.

اگر مجموع مصرف دوربین ها به ظرفیت PoE سوئیچ نزدیک شود، حاشیه اطمینان کاهش پیدا می کند.

بنابراین در طراحی حرفه ای بهتر است مصرف واقعی تجهیزات با ظرفیت PoE سوئیچ مقایسه شود.

Uplink؛ مسیر اصلی انتقال اطلاعات

یکی از نقاط حساس در شبکه های نظارت تصویری، Uplink است.

فرض کنیم چندین دوربین به یک سوئیچ متصل هستند و اطلاعات همه آن ها باید از یک لینک به سمت NVR یا سوئیچ مرکزی منتقل شود.

اگر ظرفیت آن لینک متناسب با حجم ترافیک نباشد، ممکن است همان Uplink تبدیل به گلوگاه شبکه شود.

این موضوع مخصوصا در پروژه های بزرگ اهمیت بیشتری پیدا می کند.

در چنین شرایطی، باید ساختار شبکه را از بالا به پایین بررسی کنیم؛ نه اینکه فقط پورت های مربوط به دوربین ها را ببینیم.

یک مثال ساده از طراحی

فرض کنیم یک پروژه شامل ۳۲ دوربین است و میانگین Bitrate هر دوربین را حدود ۶ مگابیت بر ثانیه در نظر بگیریم.

حجم ترافیک خام دوربین ها حدود ۱۹۲ مگابیت بر ثانیه خواهد بود.

اما این عدد فقط نقطه شروع محاسبه است.

باید بررسی کنیم دوربین ها در چند سوئیچ توزیع شده اند، هر سوئیچ چه تعداد دوربین دارد، Uplinkها چه ظرفیتی دارند، NVR چه مقدار پهنای باند ورودی را پشتیبانی می کند و آیا ترافیک اضافی ناشی از Live View و سایر Streamها نیز وجود دارد یا خیر.

پس یک محاسبه حرفه ای فقط «۳۲ ضربدر ۶» نیست.

Main Stream و Sub Stream

در سیستم های نظارتی معمولا لازم نیست تمام کاربران همیشه Main Stream را مشاهده کنند.

برای مشاهده روی موبایل یا بعضی کاربردهای کم مصرف، می توان از Sub Stream استفاده کرد.

این موضوع می تواند فشار روی شبکه و مصرف اینترنت را کاهش دهد.

اما برای ضبط اصلی، بسته به طراحی پروژه، معمولا کیفیت و مشخصات Main Stream اهمیت بیشتری دارند.

بنابراین طراحی Streamها نیز باید با سناریوی استفاده هماهنگ باشد.

شبکه محلی با اینترنت یکی نیست

یکی از سوءتفاهم های رایج این است که پهنای باند شبکه داخلی را با سرعت اینترنت یکی بدانیم.

وقتی دوربین ها از طریق شبکه محلی به NVR متصل می شوند، بخش اصلی انتقال اطلاعات در LAN انجام می شود.

این ترافیک الزاما به اینترنت وابسته نیست.

اینترنت بیشتر زمانی اهمیت پیدا می کند که بخواهیم دسترسی از راه دور، مشاهده تصاویر روی موبایل یا انتقال اطلاعات خارج از شبکه داخلی داشته باشیم.

تفکیک این دو موضوع در طراحی بسیار مهم است.

وقتی فیبر نوری وارد پروژه می شود

در پروژه های بزرگ یا مجموعه هایی که فاصله بین ساختمان ها یا نقاط مختلف زیاد است، فیبر نوری می تواند نقش مهمی در زیرساخت ارتباطی داشته باشد.

در این شرایط، طراحی فقط به انتخاب دوربین و سوئیچ محدود نمی شود.

باید مسیر فیبر، تجهیزات مربوط به ارتباط، ظرفیت لینک و معماری شبکه نیز بررسی شود.

اگر تعداد زیادی دوربین از یک ساختمان به ساختمان دیگر منتقل می شوند، ظرفیت این لینک باید متناسب با ترافیک واقعی پروژه باشد.

آیا همیشه باید شبکه ۱۰ گیگابیتی داشته باشیم؟

خیر.

یکی از اشتباهات طرف مقابل نیز می تواند این باشد که برای هر پروژه ای بالاترین سرعت ممکن را پیشنهاد کنیم.

هدف طراحی حرفه ای، خرید گران ترین تجهیزات نیست.

اگر ترافیک واقعی یک بخش از شبکه با لینک 1Gbps به خوبی مدیریت می شود و توسعه آینده نیز در نظر گرفته شده است، الزاما نیازی به خرید لینک 10Gbps نیست.

اما اگر معماری پروژه یا توسعه آینده چنین ظرفیتی را توجیه کند، باید از ابتدا آن را در طراحی لحاظ کرد.

این همان نقطه ای است که تجربه اجرایی اهمیت پیدا می کند.

حاشیه اطمینان؛ تفاوت طراحی خوب و طراحی لب مرز

اگر محاسبات ما نشان دهد یک لینک تقریبا در آستانه ظرفیت خود قرار دارد، از نظر من طراحی هنوز ایده آل نیست.

در یک پروژه واقعی شرایط همیشه ثابت نمی ماند.

ممکن است تعداد دوربین ها افزایش پیدا کند، Bitrate تغییر کند یا کاربران بیشتری از سیستم استفاده کنند.

بنابراین باید حاشیه اطمینان منطقی در طراحی وجود داشته باشد.

البته این حاشیه نباید بهانه ای برای چند برابر کردن هزینه پروژه باشد.

تعادل بین ظرفیت، هزینه و توسعه پذیری بخش مهمی از مهندسی سیستم است.

پهنای باند و ذخیره سازی به هم وابسته اند

یکی از نکات جالب در طراحی سیستم های نظارت تصویری این است که یک تصمیم می تواند چند بخش سیستم را تحت تاثیر قرار دهد.

اگر Bitrate افزایش پیدا کند، فقط شبکه تحت فشار قرار نمی گیرد.

فضای ذخیره سازی موردنیاز نیز افزایش پیدا می کند.

بنابراین انتخاب تنظیمات دوربین باید همزمان از نظر شبکه و Storage بررسی شود.

این دقیقا دلیل اهمیت نگاه یکپارچه در طراحی است.

یک چک لیست ساده برای طراحی پهنای باند

قبل از انتخاب سوئیچ و تجهیزات شبکه، بهتر است حداقل این موارد مشخص باشند:

تعداد دوربین ها،

رزولوشن هر دوربین،

Frame Rate،

Bitrate،

نوع فشرده سازی،

ساختار Main Stream و Sub Stream،

محل قرارگیری دوربین ها،

تعداد دوربین های هر سوئیچ،

ظرفیت PoE،

ظرفیت Uplink،

ظرفیت NVR،

نیاز به توسعه آینده،

و نیازهای دسترسی از راه دور.

وقتی این اطلاعات مشخص باشند، انتخاب تجهیزات بسیار منطقی تر خواهد شد.

هایک ویژن و طراحی شبکه

در پروژه های هایک ویژن، زمانی که دوربین ها، NVR و سوئیچ ها در یک معماری مناسب کنار یکدیگر انتخاب شوند، می توان سیستم را بسیار منظم تر طراحی و مدیریت کرد.

اما نباید تصور کرد که انتخاب یک برند به تنهایی مشکلات طراحی شبکه را حل می کند.

حتی بهترین تجهیزات هایک ویژن نیز اگر در یک شبکه ضعیف، با کابل کشی نامناسب یا Uplink ناکافی قرار بگیرند، نمی توانند عملکرد مطلوب خود را نشان دهند.

برند خوب مهم است؛ اما طراحی درست مهم تر است.

جمع بندی

پهنای باند در سیستم های نظارت تصویری یک عدد ساده نیست.

این عدد نتیجه مجموعه ای از تصمیم ها درباره رزولوشن، Bitrate، Frame Rate، فشرده سازی و معماری شبکه است.

از طرف دیگر، پهنای باند مستقیما با انتخاب سوئیچ، ظرفیت PoE، Uplink، NVR و حتی ذخیره سازی ارتباط پیدا می کند.

به همین دلیل، در یک پروژه حرفه ای نباید ابتدا دوربین ها و سوئیچ ها را خریداری کنیم و بعد ببینیم آیا شبکه جواب می دهد یا خیر.

مسیر درست برعکس است:

نیاز پروژه را مشخص کنیم، ترافیک را تخمین بزنیم، معماری شبکه را طراحی کنیم و سپس تجهیزات مناسب را انتخاب کنیم.

از نگاه من، یکی از تفاوت های اصلی بین یک نصب معمولی و یک طراحی مهندسی همین است.

در نصب معمولی ممکن است سوال این باشد:

«چند دوربین داریم و چه سوئیچی بخریم؟»

اما در طراحی حرفه ای سوال این است:

«این سیستم چه مقدار داده تولید می کند، این داده از چه مسیری عبور می کند و آیا زیرساخت ما امروز و در آینده توان مدیریت آن را دارد؟»

وقتی پاسخ این سوال مشخص باشد، انتخاب دوربین، سوئیچ، PoE، Uplink و NVR دیگر براساس حدس یا تجربه صرف انجام نمی شود؛ بلکه هر انتخاب، پشتوانه فنی مشخصی خواهد داشت.

و این دقیقا همان جایی است که یک سیستم نظارت تصویری از یک مجموعه دوربین و دستگاه ضبط، به یک زیرساخت واقعی شبکه و امنیت تبدیل می شود.