ارتباطات سلامت؛ چرا ارتباط با بیمار یک مهارت حرفه ای است؟

15 شهریور 1405 - خواندن 11 دقیقه - 604 بازدید



در نظام سلامت معمولا وقتی از مهارت حرفه ای سخن گفته می شود ذهن ما به سرعت به سوی دانش پزشکی توانایی تشخیص مهارت های بالینی کار با تجهیزات یا اجرای فرایندهای درمانی می رود اما یکی از مهم ترین مهارت هایی که کیفیت ارائه خدمات سلامت را تحت تاثیر قرار می دهد مهارتی است که گاهی در سایه دانش تخصصی قرار می گیرد و آن ارتباط با بیمار است

بیمار پیش از آنکه یک پرونده پزشکی یک تشخیص بالینی یا یک شماره در سامانه درمانی باشد یک انسان است که در بسیاری از مواقع با درد ترس نگرانی ابهام و عدم قطعیت وارد نظام سلامت می شود بنابراین نحوه سخن گفتن شنیدن توضیح دادن پاسخ دادن و حتی سکوت کردن کارکنان سلامت می تواند بخشی از تجربه درمانی بیمار را شکل دهد

ارتباط با بیمار در نگاه جدید ارتباطات سلامت یک رفتار تشریفاتی یا ویژگی شخصیتی یک پزشک پرستار یا درمانگر نیست بلکه یک مهارت حرفه ای قابل آموزش قابل تمرین و قابل ارزیابی است

سازمان جهانی بهداشت نیز ارتباط موثر را بخشی جدایی ناپذیر از دستیابی به پیامدهای بهتر سلامت می داند و بر ویژگی هایی مانند قابل فهم بودن اعتبار ارتباط تناسب پیام با مخاطب به موقع بودن و قابلیت تبدیل شدن پیام به اقدام تاکید دارد


بیمار فقط دریافت کننده اطلاعات نیست

یکی از تغییرات مهم در رویکردهای جدید سلامت عبور از مدل سنتی انتقال یک سویه اطلاعات است

در مدل سنتی ممکن است پزشک تشخیص دهد دستور درمانی بدهد و بیمار آن را دریافت کند اما در رویکرد بیمار محور ارتباط یک فرایند دوسویه است که در آن بیمار نیز صاحب تجربه دانش و اطلاعاتی درباره وضعیت خود است

بیمار می تواند درباره درد خود نگرانی هایش شرایط خانوادگی باورهای فرهنگی تجربه های قبلی و مشکلاتی که در مسیر درمان با آنها مواجه شده اطلاعات مهمی ارائه کند که برای تصمیم گیری درمانی اهمیت داشته باشد

از این منظر گوش دادن بخشی از درمان ارتباطی است و پرسیدن سوال مناسب بخشی از مهارت حرفه ای

ارتباط موثر به معنای صحبت کردن بیشتر نیست بلکه به معنای ایجاد شرایطی است که اطلاعات درست در زمان مناسب میان دو طرف جریان پیدا کند

پژوهش های نظام مند در حوزه آموزش مهارت های ارتباطی نیز نشان داده اند که ارتباط حرفه ای در علوم سلامت مجموعه ای گسترده از مهارت ها را در بر می گیرد که از دانش ارتباطی و مهارت های فرایندی تا توانایی درک احساسات و بازتاب رفتار ارتباطی خود فرد را شامل می شود


چرا ارتباط خوب بخشی از کیفیت درمان است

کیفیت ارتباط بیمار و درمانگر فقط بر رضایت بیمار اثر نمی گذارد بلکه می تواند بر مشارکت بیمار در فرایند درمان اعتماد به درمانگر و نحوه پیگیری توصیه های سلامت نیز تاثیرگذار باشد

یک بیمار ممکن است بهترین نسخه درمانی را دریافت کند اما اگر نداند چرا باید دارو را مصرف کند چه زمانی باید آن را مصرف کند چه عوارضی ممکن است ایجاد شود و در صورت بروز مشکل چه اقدامی انجام دهد احتمال دارد اطلاعات درمانی به رفتار درست تبدیل نشود

در اینجا ارتباط به حلقه اتصال میان دانش تخصصی و رفتار بیمار تبدیل می شود

مرورهای نظام مند نیز نشان داده اند که آموزش مهارت های ارتباطی به درمانگران می تواند بر رضایت بیماران و برخی پیامدهای بالینی اثر مثبت داشته باشد هرچند اندازه این اثر در برخی مطالعات کوچک گزارش شده است

مطالعه ای دیگر درباره رابطه بیمار و درمانگر نیز نشان داده است که کیفیت این رابطه می تواند اثر آماری معناداری بر پیامدهای سلامت داشته باشد هرچند پژوهشگران بر محدودیت شواهد و نیاز به مطالعات بیشتر تاکید کرده اند

یافته های جدیدتر در سال ۲۰۲۶ نیز این مسیر پژوهشی را تقویت کرده اند و نشان داده اند که مداخلات تقویت کننده رابطه بیمار و درمانگر با بهبود کوچک اما معنادار در برخی پیامدهای سلامت همراه بوده اند


ارتباط حرفه ای فقط کلمات نیست

بخش مهمی از ارتباط با بیمار در کلمات خلاصه نمی شود

لحن صدا تماس چشمی حالت بدن میزان توجه نحوه نشستن فاصله فیزیکی سرعت صحبت کردن مکث کردن و حتی زمانی که درمانگر برای شنیدن صحبت بیمار اختصاص می دهد می تواند پیام های ارتباطی متفاوتی ایجاد کند

پژوهش های نظام مند درباره ارتباط غیرکلامی در تعاملات بالینی نیز نشان داده اند که ارتباط غیرکلامی با برخی پیامدهای مرتبط با بیمار و درمانگر ارتباط دارد

برای همین ممکن است یک جمله از نظر محتوای علمی کاملا درست باشد اما نحوه بیان آن احساس بی توجهی یا تحقیر ایجاد کند

در مقابل گاهی یک توضیح ساده و کوتاه که با احترام و همدلی ارائه شود می تواند به بیمار احساس امنیت و مشارکت بدهد

این همان نقطه ای است که ارتباطات سلامت از انتقال اطلاعات فراتر می رود و به مدیریت رابطه انسانی در فرایند سلامت تبدیل می شود


زبان تخصصی نباید مانع فهم بیمار شود

یکی از چالش های جدی در ارتباط با بیمار فاصله میان زبان تخصصی نظام سلامت و زبان روزمره مردم است

متخصص سلامت ممکن است با اصطلاحاتی صحبت کند که برای خودش کاملا روشن است اما برای بیمار معنای دقیق و قابل استفاده ای ندارد

در چنین شرایطی انتقال اطلاعات اتفاق افتاده است اما ارتباط موثر شکل نگرفته است

سازمان جهانی بهداشت بر قابل فهم بودن پیام های سلامت تاکید می کند و توصیه می کند پیام ها با زبان روشن و متناسب با سطح آشنایی مخاطب ارائه شوند و مشخص باشد که مخاطب پس از دریافت پیام چه اقدامی باید انجام دهد

این مسئله با مفهوم سواد سلامت نیز ارتباط مستقیم دارد

سواد سلامت فقط توانایی خواندن یک بروشور یا دسترسی به یک سایت پزشکی نیست بلکه توانایی دسترسی به اطلاعات سلامت فهم ارزیابی و استفاده از آن برای تصمیم گیری درباره سلامت است

بنابراین مسئولیت ارتباطی فقط بر عهده بیمار نیست

نظام سلامت نیز باید بتواند اطلاعات خود را به شکلی ارائه کند که برای مخاطب قابل فهم و قابل استفاده باشد


اعتماد از مسیر ارتباط عبور می کند

اعتماد یکی از سرمایه های مهم نظام سلامت است و ارتباط با بیمار یکی از مسیرهای اصلی شکل گیری این اعتماد محسوب می شود

بیمار معمولا نمی تواند کیفیت بسیاری از تصمیم های تخصصی درمانگر را مستقیما ارزیابی کند بنابراین بخشی از اعتماد او بر اساس تجربه ارتباطی شکل می گیرد

  • آیا درمانگر به صحبت او گوش داد
  • آیا نگرانی او جدی گرفته شد
  • آیا درباره روند درمان توضیح کافی داده شد
  • آیا امکان پرسیدن سوال وجود داشت
  • آیا اطلاعات با صداقت و شفافیت ارائه شد

این تجربه ها به تدریج تصویری از نظام سلامت در ذهن بیمار ایجاد می کنند

در پژوهش های فارسی نیز بر اهمیت ارتباط حرفه ای میان کارکنان سلامت و بیمار تاکید شده است و مطالعات انجام شده در حوزه پرستاری ارتباط مناسب را با درک و همدلی بهتر حمایت روانی و رضایت بیمار مرتبط دانسته اند

همچنین پژوهش های ایرانی درباره انتخاب پزشک نشان داده اند که عواملی مانند اختصاص وقت کافی توجه به مشکل بیمار ایجاد احساس راحتی و نحوه ارتباط پزشک برای بیماران اهمیت قابل توجهی دارد


ارتباط با بیمار قابل آموزش است

یکی از مهم ترین نکات در ارتباطات سلامت این است که ارتباط حرفه ای نباید به استعداد فردی یا شخصیت افراد وابسته باشد

ممکن است یک پزشک یا پرستار از نظر علمی بسیار توانمند باشد اما در توضیح دادن گوش دادن یا مدیریت گفت وگو با بیمار نیاز به آموزش بیشتری داشته باشد

برعکس ممکن است فردی ارتباط اجتماعی خوبی داشته باشد اما نتواند در یک موقعیت بالینی پیچیده ارتباط حرفه ای و هدفمند برقرار کند

بنابراین ارتباط با بیمار باید مانند سایر مهارت های حرفه ای آموزش داده شود

آموزش ارتباط حرفه ای می تواند شامل گوش دادن فعال پرسشگری همدلانه توضیح ساده اطلاعات پزشکی مدیریت احساسات مشارکت دادن بیمار در تصمیم گیری شناخت تفاوت های فرهنگی مدیریت گفت وگوهای دشوار و ارزیابی کیفیت ارتباط باشد

پژوهش های ایرانی نیز آموزش مهارت های ارتباطی را در آموزش پزشکی به عنوان یک مهارت بالینی مهم مورد توجه قرار داده اند و بر نقش آن در رضایت بیمار و پیروی بهتر از برنامه تشخیصی و درمانی تاکید کرده اند


ارتباط با بیمار یک مسئولیت فردی و سازمانی است

نباید تمام مسئولیت ارتباط با بیمار را بر دوش یک پزشک یا پرستار گذاشت

بیمار در یک نظام ارتباطی بزرگ تر قرار دارد

از پذیرش بیمارستان تا اورژانس از واحد پرستاری تا پزشک از داروخانه تا واحد ترخیص و از روابط عمومی تا شبکه های اجتماعی سازمان همه این نقاط می توانند تجربه ارتباطی بیمار را شکل دهند

اگر یک بیمار در یک بخش با احترام و شفافیت مواجه شود اما در بخش دیگری اطلاعات متناقض دریافت کند اعتماد او نسبت به کل سازمان آسیب می بیند

بنابراین ارتباط با بیمار تنها یک مهارت فردی نیست بلکه بخشی از فرهنگ ارتباطی سازمان سلامت است

مدیریت بیمارستان و مدیران روابط عمومی و ارتباطات نیز باید برای ایجاد یک نظام ارتباطی منسجم برنامه داشته باشند


از ارتباط با بیمار تا ارتباطات سلامت

ارتباط با بیمار را نباید موضوعی محدود به مطب پزشک یا تخت بیمارستان دانست

این ارتباط یکی از پایه های مهم ارتباطات سلامت است

وقتی بیمار بهتر می فهمد وقتی امکان پرسیدن دارد وقتی احساس می کند شنیده شده است و وقتی می تواند در تصمیم های مربوط به سلامت خود مشارکت کند ارتباط از یک گفت وگوی ساده فراتر می رود و به بخشی از فرایند ارتقای سلامت تبدیل می شود

ارتباطات سلامت دقیقا در همین نقطه معنا پیدا می کند

این حوزه به ما یادآوری می کند که سلامت فقط مجموعه ای از خدمات پزشکی نیست بلکه یک فرایند ارتباطی نیز هست

اگر دانش پزشکی بدون ارتباط باقی بماند ممکن است به اطلاعاتی تبدیل شود که بیمار نمی تواند از آن استفاده کند

اگر اطلاعات سلامت بدون اعتماد ارائه شود ممکن است پذیرفته نشود

و اگر ارتباط بدون شناخت مخاطب شکل بگیرد ممکن است حتی پیام درست نیز اثر مورد انتظار را نداشته باشد


نتیجه گیری

ارتباط با بیمار یک مهارت حرفه ای است زیرا نتیجه آن تنها یک گفت وگوی خوب یا رضایت لحظه ای بیمار نیست

ارتباط حرفه ای می تواند به فهم بهتر اطلاعات مشارکت بیشتر بیمار اعتماد بالاتر تجربه بهتر از دریافت خدمات و در شرایط مناسب به پیامدهای بهتر سلامت کمک کند

از همین رو آموزش ارتباط با بیمار نباید در حاشیه آموزش های تخصصی نظام سلامت قرار گیرد

پزشک پرستار ماما روانشناس داروساز و سایر اعضای تیم سلامت باید بدانند که چگونه دانش تخصصی خود را به زبانی قابل فهم تبدیل کنند چگونه گوش بدهند چگونه نگرانی بیمار را بشناسند چگونه گفت وگوی دشوار را مدیریت کنند و چگونه بیمار را از یک دریافت کننده منفعل اطلاعات به یک شریک فعال در فرایند سلامت تبدیل کنند

در نهایت ارتباط حرفه ای با بیمار یعنی تبدیل دانش تخصصی به فهم انسانی

و شاید یکی از مهم ترین اصول ارتباطات سلامت همین باشد

بیمار پیش از آنکه به درمان نیاز داشته باشد نیاز دارد دیده شود شنیده شود فهمیده شود و احساس کند در فرایند سلامت خود تنها نیست

ارتباط با بیمار یک مهارت حرفه ای است

اما در معنای عمیق تر بخشی از خود حرفه سلامت است


احمد عامری

پژوهشگر ارتباطات سلامت