Afrooz Havakeshian
1 یادداشت منتشر شدهاز «آنچه انجام داده ای» تا «آنچه انجام خواهی داد»؛ بازتعریف ارزیابی کاندیداهای بدون تجربه با SJT
در دنیای مدرن که ادعا می شود شایستگی و عملکرد معیار اصلی موفقیت هستند، واقعیتی ناگفته در راهروهای سازمان ها جریان دارد: ابزارهای مرسوم سنجش، از جمله مصاحبه های ساختاریافته ای چون STAR، اگرچه با هدف عینیت بخشی طراحی شده اند، اما در مواجهه با گروهی خاص از داوطلبان - یعنی تازه فارغ التحصیلان و کاندیداهای بدون سابقه شغلی - به طرز خاموشی ناکارآمد می شوند. منابع انسانی امروز با پارادوکسی عمیق روبروست؛ از یک سو بر عدالت و شایستگی در فرآیندهای استخدام تاکید می کند و از سوی دیگر، با اصرار بر روش هایی که پیش فرض شان تجربه ی زیسته ی حرفه ای است، ناخودآگاه جمعی از استعدادهای خام را از گردونه حذف می کند.
مصاحبه ی STAR (موقعیت، وظیفه، اقدام، نتیجه) به عنوان طلایی ترین استاندارد در ارزیابی رفتاری، از داوطلب می خواهد تا روایتی مستند از چالش های پیشین خود در محیط کار ارائه دهد. اما وقتی کاندیدایی فاقد سابقه ی شغلی روبروی مصاحبه گر می نشیند، چه رخ می دهد؟ او ناچار می شود از پروژه های دانشگاهی، کارهای داوطلبانه یا حتی موقعیت های خانوادگی مثال بزند؛ مثال هایی که هرچند ممکن است از لحاظ رفتاری غنی باشند، اما فاقد وزن و اعتبار موقعیتی اند که مصاحبه گر به دنبال آن است. نتیجه این می شود که پاسخ ها سطحی، تکراری یا نامقنع ارزیابی می شوند و کاندیدا - بدون آنکه واقعا سنجیده شده باشد - در میانه ی راه کنار گذاشته می شود. اینجاست که سوال کلیدی شکل می گیرد: چگونه می توان چالش های مصاحبه ی STAR را برای این گروه خاص خنثی کرد و عدالت را به فرآیند انتخاب بازگرداند؟
پاسخ در آزمون های قضاوت موقعیتی (Situational Judgment Tests - SJT) نهفته است؛ ابزاری که به جای واکاوی گذشته، به پیش بینی آینده می پردازد. در SJT، به کاندیدا سناریوهایی واقع گرانه از محیط کار ارائه می شود و از او خواسته می شود تا موثرترین و بی اثرترین واکنش ها را از میان گزینه های داده شده انتخاب کند. این روش، برخلاف STAR، هیچ پیش فرضی درباره ی سابقه ی شغلی ندارد. در عوض، توانایی حل مسئله، قضاوت اخلاقی، هوش اجتماعی و تطابق پذیری فرد را در بستری شبیه سازی شده اما عاری از سوگیری حافظه و تجربه می سنجد. تحقیقات نشان می دهد که نمرات SJT همبستگی معناداری با عملکرد آینده ی شغلی دارد، حتی برای کسانی که هیچ روزی در محیط رسمی کار نکرده اند. به بیان دیگر، SJT میدانی هم سطح برای رقابت ایجاد می کند؛ جایی که کاریزما یا قدرت روایت پردازی گذشته نمی تواند جای خالی قضاوت موقعیتی را پر کند.
تاثیرگذاری این روش را می توان در سه مرحله ی کلیدی مشاهده کرد: نخست، دروازه های ورود، جایی که SJT به جای پرسش از «چه کرده ای؟» از کاندیدا می پرسد «چه می کنی اگر...؟» و بدین ترتیب، فاصله ی میان بی تجربگی و شایستگی را پر می کند. دوم، میدان بازی، یعنی مرحله ی ارزیابی عمیق تر، جایی که ترکیب SJT با مصاحبه ی رفتاری کوتاه می تواند تصویر کامل تری از پتانسیل فرد ارائه دهد؛ به گونه ای که پاسخ های مبتنی بر سناریو، راهنمای دقیقی برای سوالات تکمیلی مصاحبه گر می شوند. سوم، نردبان پذیرش نهایی، جایی که استفاده از SJT به عنوان فیلتری عینی، به سازمان اطمینان می دهد که انتخاب او بر پایه ی توانمندی های ذاتی تصمیم گیری و تطابق پذیری شکل گرفته، نه بر مبنای ضعف روش شناسی در مواجهه با تازه واردان.
با این حال، این راه حل روی دیگری هم دارد. پیاده سازی نادرستSJT - مانند طراحی سناریوهای کلیشه ای، عدم به روزرسانی محتوا با فرهنگ سازمانی، یا تاکید بیش از حد بر پاسخ های درست/غلط - می تواند به همان اندازه ی مصاحبه ی STAR سنتی گمراه کننده باشد. همچنین، اگر SJT به تنهایی و بدون پشتیبانی مصاحبه ی رفتاری تکمیلی به کار رود، ممکن است ابعاد شخصیتی و انگیزشی فرد نادیده گرفته شود. بنابراین، سازمان های پیشرو راهبردهای متنوعی را به کار گرفته اند؛ از جمله ترکیب SJT با مصاحبه های مبتنی بر شایستگی، استفاده از سناریوهای اختصاصی برای هر نقش شغلی، آموزش مصاحبه گران برای تفسیر هم زمان نتایجSJT و پاسخ های شفاهی، و طراحی مسیرهای جذب جداگانه برای گروه های بدون سابقه که در آن ها وزن SJT به طور قابل توجهی افزایش می یابد.
با نگاهی به آینده، در عصری که هوش مصنوعی و شبیه سازی های تعاملی در حال متحول کردن فرآیندهای جذب هستند، SJTهای پویا و تطبیق شونده می توانند جایگاه ثابتی در کارزار استخدام پیدا کنند. تا زمانی که تحول کامل در روش های ارزیابی رخ ندهد، درک و مدیریت این چالش برای هر دو سوی معادله - فرد و سازمان - ضروری است. سازمان های هوشمند می دانند که اگرچه مصاحبه ی STAR برای داوطلبان باتجربه کارآمد است، اما تنها آزمون های قضاوت موقعیتی هستند که می توانند عدالت را به صحنه ی ارزیابی تازه واردان بازگردانند. هنر منابع انسانی مدرن نیز در ایجاد تعادل میان این دو رویکرد نهفته است؛ بهره گیری درست از هر دو ابزار، بدون قربانی کردن استعدادهای خام به پای روش های کهنه.