مردی که خشمگین است؛ خشمی که فریاد ترس است

10 مهر 1405 - خواندن 4 دقیقه - 25 بازدید




سلسله یادداشت های نفقه | مسیر دوم: نفقه ی مردان | یادداشت نهم

مردی که خشمگین است؛ خشمی که فریاد ترس است

مقدمه

در یادداشت های پیشین، از سکوت مرد گفتیم. از ترسش گفتیم. از تنهایی اش گفتیم. اما یک لایه ی دیگر هم هست که تقریبا همیشه بد فهمیده می شود: خشم. مرد خشمگین است. فریاد می زند. در را می کوبد. ظرف می شکند. ساکت می شود. می رود. و همه می گویند «او خشن است.» «او بی احساس است.» «او خطرناک است.» اما هیچ کس نمی پرسد: چرا؟ خشم مرد، معمولا علت نیست. معلول است. معلول سال ها سکوت. سال ها ترس. سال ها تنهایی. و این یادداشت، درباره ی خشمی است که فریاد ترس است.

خشم؛ زبانی که ترجمه نمی شود

مرد خشمگین می شود. نه چون بد است. چون درد دارد. و دردش را نمی تواند بگوید. چون یاد نگرفته. پس فریاد می زند. می شکند. می رود. و همسرش، این خشم را بی احترامی ترجمه می کند. «او به من احترام نمی ذاره.» «او دیوانه شده.» «او خطرناکه.» اما حقیقت این است که مرد می ترسد. فقط زبانش، خشماست. و خشم، زبانی است که کسی ترجمه اش را بلد نیست.

چرا مرد خشمگین می شود؟

  • ترس: «می ترسم.» «نمی تونم.» «کم آوردم.» و این ترس، به خشم تبدیل می شود.
  • درد: «درد دارم.» «زخم دارم.» «خسته ام.» و این درد، به فریاد تبدیل می شود.
  • تنهایی: «تنهام.» «کسی منو نمی بینه.» «کسی منو نمی شنوه.» و این تنهایی، به سکوت تبدیل می شود.
  • درماندگی: «هیچ کاری نمی تونم بکنم.» «هیچی عوض نمی شه.» و این درماندگی، به انفجار تبدیل می شود.
  • ناتوانی در بیان: «نمی دونم چطور بگم.» «نمی دونم چطور حرف بزنم.» و این ناتوانی، به خشونت تبدیل می شود.

خشم؛ از فریاد تا سکوت

مرد خشمگین، دوحالت دارد:

  • خشم بیرونی: فریاد. کوبیدن. شکستن. پرخاشگری.
  • خشم درونی: سکوت. فاصله. فرار. افسردگی.

و هر دو، فریادهستند. یکی بلند. یکی بی صدا. و هر دو، ترس را پنهان می کنند. ترس از شکست. ترس از رد شدن. ترس از دیده نشدن. ترس از تنها ماندن.

عدالت ترمیمی در خشم

عدالت ترمیمی می گوید: قبل از قضاوت، بفهم. قبل از «او خشن است»، بپرس «چرا؟» قبل از «او خطرناک است»، ببین «چه شده؟» و این، فقط برای زن نیست. برای مرد هم هست.

  • 🟡 فضای امن برای گفتن: مرد باید بتواند بگوید «می ترسم» بدون این که تحقیر شود.
  • 🟡 آموزش از کودکی: به پسرها یاد بدهیم که خشم، زبان است. و زبان، جایگزین دارد.
  • 🟡 بازتعریف مردانگی: مردانگی، در خشم نیست. در پذیرفتن خشم است. و مدیریت آن.
  • 🟡 مشاوره ی زوجین: فضایی که هر دو بدون ترس از خشم حرف بزنن.

چطور خشم را بشکنیم؟

  • گوش دادن، بدون قضاوت: وقتی مرد خشمگین است، قضاوت نکن. فقط بشنو.
  • پرسیدن، بدون فشار: «چی شده؟» «چی ناراحتت کرده؟» و اگه گفت «هیچی»، فشار نیار. بمون.
  • پذیرفتن، بدون شرط: مردی که خشمگین است، بد نیست. درد دارد. و درد، دیده شدن می خواهد.
  • صبر کردن: خشم، یک شبه شکسته نمی شه. زمان می خواد. صبر می خواد.

نتیجه گیری

خشم مرد، یک زباناست. زبانی که ترجمه می خواهد. و ترجمه اش، گوش دادن است. دیدن است. بودن است. بدون قضاوت. بدون فشار. بدون شرط. و اگه این کار را بکنیم، خشم، به گفت وگوتبدیل می شود. و گفت وگو، به رابطه. و رابطه، به آرامش. پس بیایید از خشم شروع کنیم. نه به عنوان خشونت. به عنوان فریاد ترس. فریادی که منتظر شنیده شدن است.

«خشم مرد، فریاد ترس است. و ترس، منتظر شنیده شدن است».

🆔 شناسه کانال بله: https://ble.ir/nikbakhtir