masoud hajiloo
44 یادداشت منتشر شدهلیزینگ و بازطراحی مدل سرمایه گذاری دولت در سلامت؛ گذار از CAPEX دولتی به حکمرانی چرخه عمر و تامین مالی عملکردمحور
نظام سلامت یکی از سرمایه برترین بخش های اقتصاد عمومی است و بخش قابل توجهی از منابع دولت ها را به خود اختصاص می دهد؛ با این حال، چالش اصلی بسیاری از نظام های درمانی صرفا کمبود منابع مالی نیست، بلکه نحوه تخصیص، تجهیز، نگهداری و بازتولید سرمایه در چرخه عمر دارایی های سلامت است. بیمارستان، مرکز درمانی، آزمایشگاه، مرکز تصویربرداری، اتاق عمل، بخش مراقبت های ویژه و شبکه خدمات اورژانسی همگی به مجموعه ای از دارایی های فیزیکی و فناوری محور وابسته اند که ارزش اقتصادی آنها در طول زمان تغییر می کند. در چنین ساختاری، مدل سنتی Public CAPEX که دولت را به سرمایه گذار، مالک و تامین کننده مستقیم تمامی تجهیزات و زیرساخت ها تبدیل می کند، با محدودیت های جدی مواجه است. لیزینگ می تواند در این نقطه از یک ابزار تامین مالی تجهیزات فراتر رفته و به یکی از سازوکارهای بازطراحی Public Investment Management، مدیریت چرخه عمر دارایی های سلامت و افزایش بهره وری سرمایه عمومی تبدیل شود.
در الگوی سنتی، دولت یا نهاد عمومی ابتدا منابع قابل توجهی برای خرید تجهیزات پزشکی، احداث یا تجهیز مراکز درمانی و توسعه زیرساخت های بیمارستانی اختصاص می دهد. این مدل در ظاهر مالکیت عمومی را تقویت می کند، اما در بسیاری از موارد، بخش قابل توجهی از هزینه واقعی سرمایه گذاری در مرحله خرید اولیه متوقف می شود و هزینه های نگهداری، تعمیرات، نوسازی، ارتقای فناوری، آموزش نیروی انسانی و جایگزینی تجهیزات با همان شدت در فرآیند تصمیم گیری لحاظ نمی شود. نتیجه، شکل گیری نوعی Capital Lock-In در دارایی های سلامت است؛ یعنی منابع عمومی در تجهیزاتی قفل می شوند که ممکن است پیش از پایان عمر فیزیکی، به دلیل Technology Obsolescence، کاهش بهره وری یا ظهور نسل جدید فناوری، ارزش اقتصادی خود را از دست داده باشند.
لیزینگ می تواند این منطق را از «خرید دارایی» به «خرید ظرفیت درمانی» تغییر دهد. در این مدل، دولت الزاما مالک مستقیم همه تجهیزات نیست، بلکه ظرفیت استفاده از تجهیزات و خدمات درمانی را در یک دوره مشخص تامین مالی می کند. این تغییر مفهومی بسیار مهم است؛ زیرا هدف سیاست گذار خرید MRI، CT، تجهیزات ICU یا دستگاه های آزمایشگاهی نیست، بلکه ایجاد ظرفیت تشخیصی و درمانی پایدار است. بنابراین، معیار اصلی موفقیت باید از میزان دارایی خریداری شده به شاخص هایی مانند Asset Utilization، Clinical Availability، Uptime، Cost per Procedure و کیفیت خدمت درمانی منتقل شود.
از این منظر، لیزینگ می تواند بخشی از سرمایه گذاری دولت در سلامت را از CAPEX به OPEX تبدیل کند. به جای آنکه دولت در ابتدای پروژه حجم بزرگی از منابع عمومی را صرف خرید تجهیزات کند، پرداخت ها می توانند در طول عمر قرارداد توزیع شوند و با جریان بودجه ای و ظرفیت درآمدی یا بیمه ای مراکز درمانی تطبیق پیدا کنند. این Cash Flow Matching می تواند فشار اولیه بر منابع عمومی را کاهش دهد و فضای مالی بیشتری برای توسعه سایر بخش های سلامت ایجاد کند. در واقع، مسئله اصلی فقط تامین منابع نیست؛ مسئله افزایش Fiscal Space از طریق بهینه سازی زمان بندی و ساختار پرداخت است.
در این میان، Life Cycle Costing اهمیت ویژه ای پیدا می کند. یک تجهیز پزشکی صرفا قیمت خرید ندارد؛ هزینه نصب، آموزش، کالیبراسیون، نگهداری، قطعات مصرفی، تعمیرات، نرم افزار، ارتقای سیستم، مصرف انرژی و در نهایت خروج از خدمت نیز بخشی از Total Cost of Ownership را تشکیل می دهد. مدل لیزینگ حرفه ای می تواند این مولفه ها را در ساختار قرارداد لحاظ کند و به جای تمرکز بر قیمت اولیه، Total Economic Cost را مبنای تصمیم گیری قرار دهد. این رویکرد می تواند یکی از ضعف های اساسی مدل خرید دولتی را که معمولا بر Lowest Acquisition Price تمرکز دارد، اصلاح کند.
از سوی دیگر، لیزینگ می تواند تخصیص ریسک میان دولت، شرکت لیزینگ، تامین کننده فناوری و ارائه دهنده خدمت درمانی را بازطراحی کند. در مدل سنتی، بسیاری از ریسک های فناوری، خرابی، کاهش ارزش، منسوخ شدن و نگهداری مستقیما بر دوش دولت قرار می گیرد. اما در ساختار قراردادی جدید، Risk Allocation می تواند بر اساس توان هر طرف برای مدیریت ریسک صورت گیرد. شرکت لیزینگ می تواند ریسک ارزش باقیمانده و تامین مالی را مدیریت کند؛ شرکت فناوری مسئولیت Maintenance و Technology Refresh را بر عهده گیرد؛ مرکز درمانی مسئول بهره برداری بهینه باشد و دولت بر کیفیت و دسترسی نظارت کند.
این مدل در حوزه تجهیزات پزشکی پیشرفته اهمیت دوچندان دارد. فناوری هایی مانند تصویربرداری پزشکی، تجهیزات رباتیک، دستگاه های تشخیصی مبتنی بر هوش مصنوعی و تجهیزات جراحی با سرعت زیادی در حال تحول هستند. خرید قطعی چنین تجهیزاتی ممکن است در مدت کوتاهی با مسئله Technological Obsolescence مواجه شود. قراردادهای لیزینگ می توانند از ابتدا دارای سازوکارTechnology Refresh باشند تا تجهیزات در فواصل مشخص ارتقا یا جایگزین شوند. در نتیجه، نظام سلامت به جای مواجهه با یک شوک سرمایه ای بزرگ برای نوسازی، وارد یک مسیر Continuous Modernization خواهد شد.
از منظر مدیریت عمومی، چنین مدلی می تواند به Performance-Based Financing متصل شود. دولت به جای پرداخت صرفا بابت در اختیار گرفتن یک دستگاه، بخشی از پرداخت ها را به شاخص های عملکردی مانند میزان دسترس پذیری، تعداد خدمات ارائه شده، کیفیت عملکرد، زمان خرابی و رعایت استانداردهای نگهداری وابسته کند. این تحول، انگیزه پیمانکار و تامین کننده مالی را از «تحویل دارایی» به «تحویل عملکرد» منتقل می کند. در این ساختار، شرکت لیزینگ عملا در قبال کیفیت چرخه عمر دارایی نیز مسئولیت خواهد داشت.
یکی از مهم ترین پیامدهای چنین الگویی، افزایش Asset Productivity در نظام سلامت است. یکی از مشکلات اقتصاد سلامت، پایین بودن نرخ بهره برداری از برخی تجهیزات سرمایه بر است. دستگاهی که فقط چند ساعت در روز مورد استفاده قرار می گیرد، ممکن است سرمایه بسیار زیادی را در یک نقطه جغرافیایی قفل کرده باشد. لیزینگ می تواند از طریق مدل های Shared Asset Leasing، Asset Pooling و حتی شبکه های منطقه ای، امکان استفاده مشترک از تجهیزات گران قیمت را فراهم کند. در این حالت، یک دارایی می تواند میان چند مرکز درمانی توزیع شود و نرخ Utilization آن افزایش یابد.
این موضوع می تواند به توسعه مدل های منطقه ای تامین مالی تجهیزات سلامت منجر شود. برای مثال، یک مجموعه از مراکز درمانی می توانند به صورت مشترک یک پرتفوی تجهیزات تشخیصی را تحت قرارداد لیزینگ دریافت کنند. این ساختار علاوه بر افزایش قدرت خرید، امکانDiversification Risk و کاهش هزینه سرمایه را فراهم می کند. در چنین شرایطی، شرکت لیزینگ می تواند پرتفوی دارایی های درمانی را مدیریت کرده و از طریق تحلیل داده های عملکردی، قراردادها را به صورت پویا قیمت گذاری کند.
ورود Alternative Data نیز می تواند کیفیت اعتبارسنجی را افزایش دهد. داده های مربوط به میزان مراجعه بیماران، تعداد خدمات تشخیصی، گردش مالی مرکز، نرخ اشغال تخت، الگوی استفاده از تجهیزات و جریان های نقدی ناشی از قراردادهای بیمه ای می توانند در Credit Underwriting مورد استفاده قرار گیرند. این امر به خصوص برای مراکز درمانی خصوصی یا نیمه دولتی که ممکن است صورت های مالی سنتی آنها تصویر کاملی از ظرفیت اقتصادی شان ارائه نکند، اهمیت دارد.
در سطح بازار سرمایه نیز می توان افق های جدیدی ایجاد کرد. مطالبات حاصل از قراردادهای لیزینگ تجهیزات درمانی، در صورت ایجاد چارچوب حقوقی و اعتباری مناسب، می توانند به عنوان دارایی پایه برای طراحی ابزارهای مالی، Securitization و تامین مالی مجدد مورد استفاده قرار گیرند. به این ترتیب، سرمایه گذاری اولیه شرکت های لیزینگ می تواند از طریق Capital Recycling مجددا به پروژه های جدید سلامت منتقل شود و ظرفیت تامین مالی این صنعت افزایش یابد.
از منظر سیاست گذاری عمومی، این مدل می تواند رابطه دولت و بخش خصوصی را نیز تغییر دهد. دولت می تواند از نقش «خریدار همه دارایی ها» به نقش Strategic Buyer of Healthcare Capacity حرکت کند. در این چارچوب، بخش خصوصی در تامین مالی، مالکیت یا مدیریت برخی دارایی ها مشارکت می کند، اما دولت استانداردهای کیفیت، دسترسی، قیمت و عملکرد را تعیین و نظارت می کند. این ساختار می تواند در قالبPublic-Private Partnership، Blended Finance و قراردادهای بلندمدت Performance-Based توسعه پیدا کند.
البته موفقیت چنین مدلی نیازمند حکمرانی دقیق است. قراردادهای لیزینگ دولتی در حوزه سلامت باید دارای شاخص های شفاف عملکرد، استانداردهای فنی، قواعد خروج از قرارداد، الزامات امنیت داده، مکانیزم های Technology Refresh، چارچوب قیمت گذاری ریسک و سازوکار حل اختلاف باشند. همچنین باید از ایجاد انحصار فناوری، Vendor Lock-In و وابستگی بلندمدت به یک تامین کننده جلوگیری شود. بدون Regulatory Governance مناسب، لیزینگ ممکن است صرفا به ابزاری برای انتقال بدهی های پنهان دولت تبدیل شود؛ در حالی که هدف واقعی آن باید افزایش بهره وری سرمایه عمومی باشد.
در نهایت، بازطراحی مدل سرمایه گذاری دولت در سلامت از طریق لیزینگ را باید بخشی از یک تحول بزرگ تر در Public Asset Management دانست. دولت آینده الزاما دولتی نیست که مالک تمام تجهیزات و زیرساخت های درمانی باشد؛ بلکه دولتی است که بتواند با کمترین قفل شدن سرمایه عمومی، بیشترین ظرفیت درمانی پایدار را ایجاد کند. لیزینگ در این چارچوب می تواند میان منابع عمومی، سرمایه خصوصی، فناوری پزشکی و نیازهای درمانی پل ایجاد کند و از طریقLife Cycle Financing، Performance-Based Financing، Risk Allocation، Asset Utilization و Capital Recycling، معماری جدیدی برای سرمایه گذاری سلامت شکل دهد. در چنین الگویی، معیار موفقیت دیگر میزان بودجه تخصیص یافته یا تعداد تجهیزات خریداری شده نخواهد بود؛ بلکه شاخص اصلی، میزان ظرفیتی است که هر واحد سرمایه عمومی برای نظام سلامت ایجاد می کند. این تغییر نگاه می تواند لیزینگ را از یک ابزار تامین مالی محدود به یک ابزار حکمرانی اقتصادی در نظام سلامت تبدیل کند؛ ابزاری که در صورت طراحی صحیح، قادر است هم فشار سرمایه گذاری اولیه دولت را کاهش دهد، هم سرعت نوسازی فناوری پزشکی را افزایش دهد و هم بهره وری دارایی های سلامت را به سطحی برساند که سرمایه عمومی به جای انجماد در تجهیزات، در چرخه مستمر خلق ظرفیت درمانی و افزایش کیفیت خدمات سلامت به گردش درآید.