tahmineh_ mostaghim
12 یادداشت منتشر شدهارتباطات به مثابه پل ساختار رسمی و روابط انسانی در مدیریت آموزشی
مدیریت آموزشی با دو منطق هم زمان روبه روست: منطق ساختار رسمی، شامل نقش ها، سلسله مراتب، قواعد و مجاری ارتباطی و منطق روابط انسانی، شامل اعتماد، همدلی، انگیزش، مشارکت و احترام متقابل. ارتباطات نه یک مهارت فرعی، بلکه فرایند پیونددهنده این دو منطق است. از دیدگاه تراکنشی، ارتباط صرفا انتقال یک سویه پیام نیست، فرستنده و گیرنده هم زمان فعال اند و معنا در تعامل، بافت و تجربه پیشین ساخته می شود. بنابراین اثربخشی مدیر به دو شرط هم زمان وابسته است، انتقال دقیق و شفاف اطلاعات سازمانی و حفظ احترام و اعتماد در رابطه.
در مدرسه، جریان های پایین رو، بالارو، افقی و مورب هر یک کارکرد و آسیب خاص خود را دارند. تمرکز صرف بر ارتباط پایین رو، نظم را حفظ می کند اما مشارکت و تعهد را کاهش می دهد؛ ارتباط بالارو نیز تنها در بستر اعتماد، اطلاعات صادقانه را منتقل می کند. شبکه های رسمی و غیررسمی در کنار هم عمل می کنند و در نبود شفافیت، شایعه جای اطلاعات رسمی را می گیرد. ازاین رو، مدیر باید مجرای مناسب را بر پایه غنای مجرا انتخاب کند: پیام های حساس حضوری و پیام های روتین از طریق مجراهای کم غناتر منتقل شوند.
روابط انسانی نیز محصول ارتباط روزمره است. اعتماد از صداقت، گشودگی و پاسخ گویی ساخته می شود؛ همدلی با شنیدن فعال،انگیزش با بازخورد سازنده، مشارکت با جریان آزاد اطلاعات و احترام با لحن و رفتار غیرکلامی. هوش هیجانی مدیر، توانایی او در مدیریت تنش و خواندن احساس طرف مقابل را تقویت می کند. در سطح سازمانی، جو باز مدرسه حاصل همین تجربه های ارتباطی مکرر است.
موانع فردی، ساختاری، فرهنگی، زبانی و فناورانه می توانند این پل را مخدوش کنند. راهکارها در سه سطح فردی (شنیدن فعال، بازخورد رفتارمحور، همدلی)، ساختاری (مجراهای دوسویه، تصمیم گیری مشارکتی، کاهش سطوح واسطه) و فرهنگی-فناورانه (فرهنگ اعتماد، اطلاع رسانی سریع، آیین نامه ارتباط دیجیتال) قابل ارائه اند. نتیجه آنکه ارتباط شفاف، دوسویه و محترمانه، شرط بنیادین مدیریت اثربخش آموزشی و ساختن مدرسه ای باز، متعهد و یادگیرنده است.