سیر تحولات نهاد آموزش در ایران
در دوره مشروطه مردم و نخبگان مردمی به دنبال آن بودند که مدارسی ایحاد کنند که سواد آموزی عمومی را برقرار کنند که بعد از شکست مشروطه این آرمان کنار رفت. سپس در دوره پهلوی اول گسترش مسیری که آموزش کارمند پرور بود و برای ساخت دولت بیشتر به کار می آمد، رواج پیدا کرد. در دوره پهلوی دوم آن خواسته های دوره مشروطه احیاء گردید اما خواسته ای که محمد رضا شاه و بیگانگان از نظام دولتی و رسمی خواستند ؛ فعال گردیدن در اقتصاد بین الملل و کنترل گری مردم بود و این تقابل بین مردم و رهبران اجتماعی و بیگانگان و ایتبداد در نهایت منجر به ایجاد انقلابی دیگر بود. و انقلاب جمهوری اسلامی به وقوع پیوست.
نظام آموزش سنتی در ایران از سه صورت نهادی به وجود آمده است:
1- مکتب خانه یا کتاب :
ساده ترین طریقه آموزش در ایران و بلاد سنتی است؛ به نوعی معادل آموزش ابتدایی خودمان است.
2- خانقاه ها، آئین فتوت :
یادگیری اخلاق و عرفان در خانقاه ها صورت می گرفت. و یادگیری حرفه های خاص مربوط با آئین فتوت است.
3- حوزه علمیه و دار علم ها:
بعد ها خانقاه و تصوف به کنار می روند و حوزه علمیه صورت جدیدی می یابد؛ آموزش فقهی و آموزش دیوانی (کسی که وارد حرفه دولتی می گردید).
- بعد ها مدارس جدید جایگزین مکتب خانه ها می گردد و سه نوع کنشگر داریم که مدارس جدید درست کردند:
1- خارجی ها که برای اولین بار مدارس جدید تحت عنوان میسیونی به ایران آوردند.
2- دولت با تاسیس دارالفنون
3- مدارس ملی
به دنبال این ها انجمن معارف درست گردید که فعالیت هایی چون موارد ذیل را دارا بودند:
1- تاسیس مدارس جدید با الگوی رشیدیه
2- تامین امور مالی مدارس
3- تامین برنامه و کتب درسی
4- ادغام و اصلاح مدارس
5- تعین ساختارهای آموزشی
اهداف مدارس ملی:
1- سواد آموزی گسترده و عمومی برای مردم
2- ایجاد نظام قانون ملی
3- انگیزه آنها مبارزه با بیگانه نیست.
4- تقویت نظام اداری و ارتش دولت دغدغه آنها نیست.
5- دولتی یا غیر دولتی بودن مدارس
6- شهری و روستایی بودن مدارس.
بعد از شکست مشروطه روشنفکران یک ایده مطرح کردند: ایده استعداد منور یا دیکتاتور
تقی زاده چهار طریق برای اداره مملکت وجود دارد:
1- مشروطه ناقص
2- استبداد بد
3- مشروطه خوب
4- استبداد منور
- برنامه هایی که در دوره رضا شاه ایجاد گردید:
1- برنامه ملت سازی دستوری
2- بحث کشف حجاب اجباری
3- ایجاد سازمان پرورش افکار
- در دوره پهلوی دوم گروه های قدرت به وجود آمدند:
1- مجلس قدرت گرفت.
2- اقشار مذهبی قدرت گرفتند.
3- فعالین سیاسی و روشنفکری قدرت گرفتند.
- در جمهوری اسلامی ایران سه عنصر متحمل تغیراتی گردید تا تربیت عمومی برای تقویت نظام ملی خودمان صورت بگیرد:
1- سیاست گذاری ما باید در تعیین مسیر بر اساس تامین منافع عمومی باشد با رفع حصارها و تفاوت ها و پایبندی به اصل 3 و 30 قانون اساسی.
2- معلم به فهمی از خود در جایگاه نقشه رشد ملی برسد.
3- فراگیران به این فهم برسند که هدف از تحصیل آنها منافع شخصی نیست بلکه در جهت منافع ملی و اجتماعی است.