عقد وکالت، بی گمان بعد از عقد بیع شایع ترین عقد در روابط قراردادی و حقوقی مردم می باشد. لذا در پژوهش حاضرکه با استفاده از منابع کتابخانه ای نوشته شده سعی شده است که نظر ها و ادله فقها و قانون مدنی در خصوص
اعلام عزل به وکیل، برای تاثیر عزلش تفاوت بین اینکه
وکیل علم به
عزل داشته و جای که علم به
عزل نداشته، و همچنان موضوع اینکه تاثیر
عزل وکیل در معتبر بودن تصرفات وی در صورت عدم علم به عزلش، مورد بررسی قرار داده شده است. و بامطالعه قوانین مرتبط با موضوع وکالت همچون قانون مدنی،آیین دادرسی مدنی و قوانین مربوط به وکالت دادگستری وکتب فقهی مشخص می شود که اگر
وکیل از عزلش آگاه شد، وکالت پایان میابد و بعد از آن
وکیل هر معامله را که انجام بدهد فضولیست وباید پاسخگو باشد. اما اگر
وکیل از عزلش آگاه نبود اینجا بین فقها و انون مدنی اختلاف نظراست برخی از فقها معقدند که همین که موکل بر
عزل وکیلش اراده کرد ،
وکیل برطرف می شود وبعد از آن معامله فضولی بوده و
وکیل مسول است و فرقی نمی کند که این
اعلام به آگاهی
وکیل رسیده شده باشد یا نه.ولی برخی دیگر معتقدند موکل باید به
وکیل خود
عزل را اطلاع بدهد. اما در صورتی که امکان اطلاع دادن به
وکیل نباشد،تکلیف دیگری به عنوان بدل یعنی شاهد گرفتن دیگران بر
عزل برعهده موکل خواهد بود اما قانون مدنی موکل را ملزم به
اعلام اراده
عزل وکیلش و هم به افراد ثالث و به دادگاه، نموده و اموری که
وکیل قبل از رسیدن خبر
عزل به او در حدود وکالت خود بنماید نسبت به موکل نافذ است.