طرفین عقد نکاح میتوانند ضمن عقد با توافق شروطی را بگنجانند و در صورت تخلف از آنها برای مشروط له حق فسخ عقد پدیدار میشود. در برخی موارد طرفین صحبتی از وجود یا عدم وجود صفتی در طرف مقابل به میان نمی آورند در حالیکه آنرا پیش فرض ذهنی خود قرار داده اند و عقد نکاح را مبتنی بر آن منعقد می نمایند به صورتی که در صورت تخطی از آن شرط برای مشروط له حق
فسخ نکاح پدید می آید. این مورد را میتوان از ماده 1128 قانون مدنی استنباط نمود. در این پژوهش مصداقی از این صفات به نام ازدواج پیشین را مورد کاوش قرار می دهیم به این صورت که آیا میتوان در صورت سکوت طرفین عدم سابقه ازدواج یا روابط دوستی با جنس مخالف را شرط ضمنی نکاح فرض کرد و با مشخص شدن اینکه طرف مقابل این موارد را در گذشته تجربه نموده است معتقد به وجود حق
فسخ نکاح بود یا خیر. به طور اجمالی میتوان در صورت سکوت طرفین به نظر می رسد در مورد عدم روابط دوستی با جنس مخالف پیش از ازدواج ، اراده ضمنی طرفین نیز حکایت از تبانی آنها بر این صفت در عقد نمی کند ولی در مورد روابط جنسی و مدخوله با توجه به اینکه ارتکاز ذهنی متعاقدین حاکی از عدم تجربه این موضوع می باشد تخلف از آن میتواند موجد حق
فسخ نکاح برای طرف مقابل باشد همچنین فقدان بکارت در زوجه اگر به دلیلی غیر از روابط جنسی باشد موجبی برای فسخ نمی باشد.