در مبانی نظری، برای ایجاد تعادل و توسعه پایدار، ب ر هم ارزی بین ارزش کامل و هزینه کامل آب تاکید شده اسـت . ارزش کامل آب شامل ارزش مصرفی ( مستقیم نظیر برداشت از منـابع آب بـرای مصـارف مختلـف و ... ، غیرمسـتقیم نظیرفایده خالص از جریان آبهای برگشتی و ...) ، ارزش انتخاب ( بهای قابل پرداخـت بـرای حفـظ محـیط زیسـت بـه منظور بهره برداری های آتی ) و ارزش غیرمصرفی ( شامل ارزش ذا تی یعنی تمایل به پرداخت بـرای حفاظـت از منـابع فقط به منظور بودن آنها و ارزش میراث آیندگان ) است . هزینه کامل تامین ( سرمایه ای و نگهـداری و بهـره بـرداری ) ، هزینه فرصت ( ارزش مصرف آب در سایر مصارف ) و هزینه آثار خارجی ( اقتصادی و زیست محیطی ) ، اجزای تشـکیل دهنده هزینه ک امل آب است . برای مدیریت ایجاد تعادل، باید باتشخیص علل و میـزان عـدم تعـادل ارزش و هزینـه ، تمهیدات لازم برای انطباق منافع فردی ، گروهی و اجتماعی با استفاده از ابزارهای حقوقی ، فنی ، اقتصادی ، اجتمـاعی و فرهنگی در عمل فراهم شود . رویکرد محافل جهانی به مفهوم ارزش اقت صادی آب از اوایل دهه ١٩٩٠ میلادی شکل گرفته و در ایران نیز مطالعات و پژوهشهای مختلفی در زمینه هزینه و ارزش آب توسط معاونت امور آب وزارت نیرو از اوایل دهه ١٣٧٠ انجام شده است . در این زمینه تمهیدات مختلفی نیز در قالب برنامه های توسعه پنج سـاله بخصـوص در برنامـه چ هـارم توسـعه پیش بینی شده است . از میان سیاستهای اتخاذ شده، بند ج ماده ١٧ قانون برنامه چهارم توسعه به طور مسـتقیم بـه ارزش آب پرداخته است . بدیهی است که پیاده سازی کامل بند ج ماده ١٧ در سطح حوضه های آبریز کشور، می تواند منجر به
افزایش کارایی بخشهای مختلف مصرف آب ، کاهش تلفات ،
تخصیص بهینه آب و ... شـود . امـا اجـرای آن در عمل با چالشهای بسیاری روبرو است . این مقاله بر آن است که ضمن مروری بر سوابق موضوع ، چالشهای اجرایی بند ج ماده ١٧ قانون برنامه چهارم توسعه را مورد بررسی قرار داده و حتی المکان توصیه هایی را در این زمینه ارائه دهد .