بازخوانی تحلیلی آراء انسان شناختی علامه طباطبایی در معناکاوی پرده خیالی نگاری ظهر عاشورا اثرقوللرآقاسی (انگاره ای برای مطالعات علوم انسانی و هنر) abstract
یکی از اصلی ترین دغدغه های تمامی مکاتب و ادیان الهی وبشری، شناخت و تبیین جایگاه انسان (انسان شناسی) بوده است. که بعدها این امر منجر به دانشی شد با عنوان انسانشناسی. در حال حاضرغالبا رویکرد معمول در انسان شناسی که محققان عرصه ی
علوم انسانی و هنر در شناخت انسان، آثار و رفتارهای انسانی از آن بهره میبرند، رویکرد انسانشناسی در سنت غربی آن است. در این میان مسئله این است که رویکرد غربی انسان شناسی با وجود خلاءهایی که با آن روبهرو است، برای پاسخگویی به نیاز بشر در جهت پیشرفتی جامع و کامل، همچنین شناخت انسان و جایگاه آن در جامعه اسلامی- ایرانی کاربردهای غنی و لازم را دارا نیست. بر این اساس، در دهه گذشته در محافل دانشگاهی و علمی ایران بحث بومی سازی
علوم انسانی بر اساس دیدگاه اسلامی- ایرانی مطرح گردیده است. در راستای چنین نگرش تحولگرایی، در پژوهشی دیگر از نویسنده، بر اساس آراء و کتب علامه طباطبایی مبانی انسان شناختی اسلامی تدوین شده است، این مبانی به پنج ساحت اصلی تقسیم میشوند که عبارتند از: -۱ مراتب وجودی انسان -۲ ابعاد وجودی انسان -۳ عوامل سعادت و شقاوت انسان -۴ جزاء سعادت و شقاوت انسان -۵ انسان کامل، که این پنج ساحت، شناختی کامل از مبانی انسان شناسی را ارائه میکند، و بر اساس این مبانی با رویکرد اسلامی- ایرانی میتوان به بررسی و مطالعه شاخه های مختلف
علوم انسانی و هنر پرداخت. پژوهش حاضر با استفاده از قسمی از این مبانی به تحلیل نمونه ای از خیالی نگاریهای مذهبی پرداخته است، پرسش اصلی این است که انسان طرح شده در پرده ظهر عاشورا اثر قوللر آقاسی بر اساس چه مبانی انسان شناختی شکل گرفته و دارای چه شاخصه هایی است؟ حاصل پژوهش این است که هنرمند با آگاهی از مبانی انسان شناختی شیعی و با بهره مندی از ابزار رسانه ای خیالی نگاری، سعی در انتقال این مفاهیم به مخاطب (عموم جامعه) داشته است. همچنین پرده ظهر عاشورا برآمده از ساختار دینی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه ی دوره ی قاجار و عصر مشروطه است. نوع تحقیق بنیادی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی است و در گردآوری اطلاعات و داده های تحقیق از شیوه ی کتابخانه ای استفاده شده است