قول مشهور این است که مبنای اعتبار اصول و قواعد حقوقی در اسلام،
اراده شارع است. این مبنا با پارادایم غالب در اصول فقه که همان پارادایم شخصیت گرایی است بسیار مناسب است. اما در دنیای مدرن نیاز ما به گذار پارادایمی موجب شده است که بعضی شخصیت های معاصر در فقه اسلامی رویکرد قانونی نسبت به فقه برگزینند. این همان
نظریه اعتبار قانونی است. در این پژوهش نشان داده شده است که قرائت صحیح از
نظریه اعتبار قانونی از دریچه نظریه
ادراکات اعتباری علامه طباطبایی میسور است. با چنین رویکردی، فقه در زمینه ای اجتماعی موجب فراهم آمدن اصول و قواعدی میشود که مبنای این قواعد، تنها
اراده شارع نیست. ماهیت اجتماعی فقه در این نظریه موجب میشود ما نقش اساسی به عقل دهیم و عقل مبنا در الزام بخشی به قواعدحقوقی کارکرد اساسی پیدا کند. چنین عقلی میخواهد به اصولی که از شارع دریافت میکنیم در صحنه اجتماعی عینیت بخشد. پس این منجر به یک مبنای کثرت گرایانه طولی خواهد شد که در این مبنا، عقل در طول
اراده شارع جایگاهی ویژه پیدا میکند.