امروزه توسعه شهر، در ارتباط با تنگاتنگ با میزان و شهر جمعیت شهری است و در این ارتباط افزایش طبیعی جمعیت شهری، میزان مهاجرت خالص به شهر، انتقال ساخت جمعیتی جوامع غیر شهری به شهر و ساخت جمعیت شهر از عوامل اساسی به شمار می روند، مهاجرت نیز به عنوان یکی از معلول های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، که خود تاثیر عمده ای در ایجاد ساختار های جدید اقتصادی- اجتماعی دارد، نقش عهده ای درتوسعه فیزیکی شهرها بر عهده داشته است. هدف این پژوهش مدیریت یکپارچه الزامات تحقق اهداف
توسعه شهری می باشد. نتایج نشان می دهد سیاست های دولت ها از جنبه های مختلف می تواند در توسعه شهر ها موثر باشد، از جمله توسعه ی شهرهای اداری، سیاسی، وابستگی اقتصادی شهرهای جهان سوم، روابط تولیدی حاکم بر جامعه و ایجاد زاغه نشینی، حومه نشینی، فرسودگی شهر مرکزی، ایجاد بانک زمین و کنترل فرم توسعه شهر ها و استفاده بهینه از زمین های شهری، دخیل است. امروزه نقش دولت ها در فضا سازی جغرافیایی، که قبلا در مطالعات جغرافیایی فراموش شده بود از عوامل تعیین کننده است و در تمام زمینه های جغرافیایی، به ویژه جغرافیای شهری برآن تاکید می شود(شکویی، ۳۱:۱۳۷۳-۲۹). لذا تصمیم گیری های سیاسی می توانند مجموعه یک شهر را جاذب یا غیر جاذب سازند و می توانند وضعیتی را که برای سر مایه گذاری های دیگر مساعد است، به طور کامل تغییر دهند از جمله این تصمیمات تعیین خطوط مرزی و تاثیر آن بر رشد و توسعه شهر و هم چنین انتقال نقش های اداری و ارشادی به شهر ها است که بر دینامیزم شهرها موثر است.