زمینه و هدف: مقصود از میدان مشترک نفت و گاز در معنای موسع، نفت و گازی است که از مرزهای سرزمینی و سیاسی یک کشور، عبور کرده و وارد مرزهای سرزمینی کشوری دیگر می شود. در اینصورت برداشت از این نوع میادین می تواند موجبات بروز اختلافات بین المللی، و نیز تهدید صلح و ثبات منطقه ای را در پی داشته باشد. در واقع برداشت غیر صیانتی نفت و گاز از میدان مشترک توسط یکی از طرفین، قادر خواهد بود که
بهره برداری نفت و گاز طرف مقابل را با چالش های عدیده ای مواجه سازد. قاعدتا چنین رقابتی برای تصاحب سهم بیشتر در برداشت، به شیوه ای عادلانه صورت نمی پذیرد. در این وضعیت، حقوق بین الملل ناگزیر است تا قواعدی را جهت
بهره برداری منصفانه از میادین مشترک نفت و گاز ایجاد کند. البته می بایست خاطر نشان کرد که متداول ترین روش پیرامون الزامات حقوقی برداشت از میادین مشترک در سطح بین الملل، انتقاد معاهدات دو یا چند جانبه میان دولت هاست. اما به نظر میرسد که در این خصوص همچنان بین کشورهای صاحب چنین میادینی، اختلافات حقوقی و مالکیتی زیادی وجود دارد.روش: شیوه پژوهش حاضر، مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای می باشد.یافته ها و نتایج: بررسی ها نشان می دهد که الزامات حقوقی مناسبی در رابطه با
بهره برداری از میادین مشترک، مورد شناسایی قرار گرفته است. بر این اساس پیشنهاد می گردد که از یک سو، فقدان سرمایه گذاری و توسعە فناوری جهت تولید صیانتی از میادین مشترک، با ایجاد انگیزه برای شرکت های بین المللی در قالب اصلاح مدل قراردادی نفتی در حوزە بالادستی و افزایش شرط ثبات در این قراردادها فراهم گردد. از سوی دیگر، با انعقاد
قراردادهای یکپارچه سازی میان کشورهای منطقه، زمینه های لازم به منظور همکاری مشترک میان آن ها برای تولید از این میادین ایجاد شود. در این پژوهش قصد داریم تا ضمن بررسی الگوهای بین المللی ناظر بر
بهره برداری از میادین مشترک نفت و گاز، به شیوه های
بهره برداری از آن ها و موانع موجود در این راه بپردازیم.