امروزه با ماشینی شدن زندگی و شتاب فزاینده در زندگی انسان ها مقوله
صنایع فرهنگی بیش از بیش جایگاه خود رابه دست آورده و هر روز بر ارزش و اعتبار خود در جوامع مختلف می افزاید. امروزه
صنایع فرهنگی با هویت مردمانجامعه پیوند ناگسستنی یافته است، به نحوی که می توان به هویت و نهاد مردمان آن جامعه از طریق این مقوله پی برد. با این حال اصطلاح
صنایع دستی که به عنوان پیشکسوت
صنایع فرهنگی محسوب می شود نه تنها در جوامع پیشرفتهبا گسترش مقوله
صنایع فرهنگی به فراموشی سپرده نشده که همگام و پابه پای آن به حیات خود ادامه می دهد. متاسفانه در کشور ما این دو مقوله چندان با یکدیگر همراه نبوده و در مراحلی در نقطه مقابل یکدیگر قرار گرفته اند.پژوهشگر این مقاله بر آن است تا پس از پرداختن به معنا و ریشه
صنایع فرهنگی به بررسی ارتباط
صنایع دستی وصنایع فرهنگی در جوامع گوناگون و از جمله در ایران بپردازد و در پایان پیشنهاداتی را در جهت محکم تر کردن ارتباط میان
صنایع فرهنگی و
صنایع دستی در کشور ارائه دهد.