این مقاله به بررسی روش یادگیری مبتنی بر بازی پرداخته و با روشی توصیفی و مروری، مزایا و معایب
هوش مصنوعی و نحوه به کارگیری آن در تدریس مبتنی بر بازی را مورد بررسی قرار داده است. یادگیری مبتنی بر بازی یک استراتژی یادگیری فعال است که نقطه تلاقی بین عناصر بازی و محیط یادگیری است و از استراتژی هایی استفاده می کند که معمولا برای بازی ها برای تشویق و تقویت یادگیری، تمرین و ارزیابی استفاده می شود. یادگیری مبتنی بر بازی یک راه عالی برای بهبود خلاقیت، تفکر انتقادی و مهارت های حل مسئله در زبان آموزان جوان است. مربیان می توانند به دانش آموزان این آزادی را بدهند تا راه حل ها و ایده هایی ارائه دهند که سطح خلاقیت آنها را افزایش می دهد. نتایج حاصل از
هوش مصنوعی به معلمان اطلاع دهد که در طول کلاس روی کدام حوزه های موضوعی تمرکز کنند. با گذشت زمان، برنامه های
هوش مصنوعی یاد می گیرند که دانش آموزان چگونه کار می کنند و یادگیری را برای آنها شخصی سازی می کنند. دانش آموزان می توانند به جای پیروی از یک برنامه استاندارد، بر شکاف های یادگیری خاص خود تمرکز کنند. هر کسی که از روندهای جهانی در صنایع مختلف مطلع باشد، می داند که شخصی سازی در صدر فهرست قرار دارد. این به دلیل ظهور
هوش مصنوعی است که یک مزیت برای بخش آموزش است.
هوش مصنوعی به معلمان کمک می کند تا بازی خود را ارتقا دهند و تمام اطلاعات مورد نیاز را در اختیار آنها بگذارند. همچنین به معلمان این امکان را می دهد که محتوایی را ایجاد کنند که به بهترین شکل برای دانش آموزانشان مناسب باشد و در عین حال از یادگیری شخصی اطمینان حاصل کنند. این کارها را خودکار می کند، بنابراین معلمان زمان بیشتری برای انجام آموزش بیشتر و تاثیر بهتر بر دانش آموزان دارند.