فرهنگ و هنر اسلامی به دلیل پر مایگی محتوا و ژرفای درونی از جلوههای مهم و برجسته تولید الگوهای آموزشی به شمار می-آید. ژرفای درونی فرهنگ و هنر اسلامی که در گذرای تاریخ به تولید علم پرداخته ،توانسته است بستری از تمدن را در نخستین سدهها مدیریت کند. متاسفانه با کمرنگ شدن ارزشهای نهادی اسلام که با تولید و شکوفایی علم رابطه مستقیمی ندارد، در مدارس ایران با دوران فرو رفت این مهم به معنای واقعی خود مواجه هستیم و مدارس در این زمینه کامیابی چشمگیری در مقایسه جهانی به دست نیاورده اند. پژوهش حاضر به روش توصیفی _تحلیلی کوشیده است که جایگاه ترویج فرهنگ و هنر اسلامی را در آموزش وپرورش (مدارس) بررسی کند. بدین منظور با کاوش در اهداف
سند تحول بنیادین و بیانیه
گام دوم انقلاب نتایج نشان میدهد که ترویج فرهنگ و هنر اسلامی در مدارس ایران باتوجه به اهداف سند بالادستی وبرنامه ملی درسی در سطح دنیا یبه شکوفایی چندانی دست نیافته است وبه دلیل الگوبرداری آموزشی از کشورهای دیگر و عدم توجه به اهداف عملیاتی سند نامبرده در مدارس ایران وضعیت فرهنگ وهنر چندان رضایت بخش نیست.