با اینکه سال های طولانی،
علم و دین، مثل دو گوهر فروزان در کنار یکدیگر بر این عالم می درخشیدند و از گذشته در تمدن های بشری ریشه ی مشترکی داشتند، اما با گذشت زمان، فضای دل و جان انسان، آلوده و سیاه می گردد و با نشستن گرد بی توجهی و غلفت و روزمره گی بر روح و جان انسان، کار به جایی می رسد که این دو امانت الهی دیگر مدد کار یکدیگر نبوده و با افتادن فاصله بین
علم و دین، انها رویاروی یکدیگر قرار می گیرند. در چنین شرایطی با تضاد
علم و دین، علمی سکولار، پا به عرصه می نهد و در برابر
علم دینی، قد
علم می کند. از آنجایی که
علم سکولار، تنها به امور دنیوی مشغول بود و خواهان سعادت بشر و رفاه او در طول زندگی اش بود، عده ی کثیری را در غرب به خود مشغول می گرداند تا جایی که
علم را، به صحنه و
دین را، به حاشیه می کشانند و این چیزی نیست که هدف
علم دینی باشد، چرا که تفکر مبتنی بر امور دنیوی، باید بسیار کوتاهب اشد که امور والایی چون امور اخروی را، نادیده بیانگارد. در این مقاله، نوع پیوند میان
علم دینی و
علم سکولار، م ورد بررسی قرار گرفته و با دو فرض تعامل یا تقابل، دیدگاه های مطرح، تبیین گردیده است.