تحلیلی بر جایگاه مشارکت در نظام برنامه ریزی شهری با تاکید بر نقش شهروندان abstract
امروزه مفهوم
مشارکت در ادبیات
برنامه ریزی شهری مورد بحث قرارگرفته است و در این بین نقش شهروندان در بهبودمشکلات و تسریع روند توسعه شهری بر کسی پوشیده نیست. بنابراین جهت ایفای چنین نقشی توسط شهروندان بایدموضوع
مشارکت آنان در سطوح مختلف محلی تا ملی در فرآیند برنامه ریزی ضرورت یابد. اهمیت این موضوع درکشورهای توسعه یافته، درک شده و
مشارکت در برنامه ریزی ها نمود یافته است اما در کشورهای درحال توسعه همچونایران، علیرغم باورداشتن بر ضرورت
مشارکت در فرآیند برنامه ریزی شهری، هنوز تحقق آن به چالشی بزرگ برایمدیریت شهری بدل شده است. این مقاله با هدف تحلیل جایگاه
مشارکت در نظام
برنامه ریزی شهری با تاکید بر نقششهروندان بااستفاده از روش کتابخانه ای انجام شده است. براساس مطالعه حاضر می توان بیان نمود که مفهوم
مشارکت بهعنوان ابزار جامعه مدنی در نظام
برنامه ریزی شهری در راستای تحقق پذیری برنامه های دموکراتیک و عدالت اجتماعینقش اساسی ایفا می کند. بنابراین جهت موفقیت مدیریت شهری در اجرای برنامه ریزی و سیاست های شهری باید قدرت وعاملیت و نیز شرایط اجتماعی، نگرش ها و رفتارهای شهروندان مدنظر قرارگیرد. زیرا
مشارکت شهروندان میتواندبنیان های مشروعیت شهرسازی را محکم تر نماید. این موضوع در دیدگاه نظریه پردازان حوزه
مشارکت بعد از دهه ۱۹۶۰نیز نمود یافته است. بطوریکه معتقد هستند لازمه ایجاد دستاوردهای مهم در برنامه ریزی شهری، وجود شهروندانی آگاه ومشارکت جو است. همچنین
مشارکت شهروندان بر مدیریت شهری تاثیر ثانویه دارد و با وجود تعامل با مدیریت شهریسبب ایجاد اعتماد در شهروندان میشود. در این صورت نگرانی شهروندان که سبب کاهش قصد
مشارکت میشود،کمرنگ خواهدشد. در پایان میتوان گفت که برنامه ریزی امری دو سویه بین شهروندان و مدیریت شهری است که هر دوباید برحسب شرایط خود به وظایف خود در قبال یکدیگر عمل نمایند. مباحث مطرح شده در این مقاله میتواند بدلیلمطالعه پژوهش های داخلی و خارجی در جهت گسترش فرهنگ
مشارکت در جامعه و جایگاه آن در نظام برنامه ریزیشهری برای مدیریت شهری راهگشا باشد.