آموزش و به تبع آن پرورش نقش بسیار مهمی در یک زندگی موفق و خوب دارد. برنامه ریزی صحیح در زمینه آموزش، ارزش و تعالی زندگی فردی و اجتماعی را تقویت داده و زیربنای توسعه هرکشوری، از طریق آموزش وپرورش بنا نهاده میشود. از طرف دیگر، بی توجهی به آن، آثار زیان باری را در ابعاد مختلف بر فریاند پیشرفت و تعالی هر جامعه ای دارد. دانش آموزان منابع عظیم سرمایه و با ارزش ترین ذخایر یک جامعه هستند و هرقدر برای حفظ این منابع کوشش شود، جامعه در آینده ثروتمندتر و سعادتمندتر میشود. دانش آموزان به واسطه آموزش های کارآفرینانه یاد میگیرند که با شناسایی استعدادها، توانایی ها و علاقه های خود، بتوانند در هر شغل و حرفه، روش ها و سبک های جدید ایجاد نموده و نوآوری داشته باشند. آنها به واسطه انجام آموزش های کاربردی و عملی در کارگاه ها و آزمایشگاه ها می توانند به شناسایی نقاط قوت و ضعف و مشکلات و فرصت ها در رشته تحصیلی خود و محیط اطراف بپردازند و دبه دنبال خلق فرصت های جدید خواهند بود. این امر نیازمند تقویت نظریه
تفکر طراحی و برنامه ریزی در مدارس می باشد که نتیجه آن تقویت روحیه کارآفرینانه در دانش آموزان،معلمان و مسئولان اجرایی مدارس دشه و در نهایت
مدرسه خلاق را شکل میدهد. دانش آموزان با آموزش های کارآفرینانه، نه تنها به مهارت هایی از قبیل مهارت تصمیم گیری، حل مساله، هدف گذاری، تفکر انتقادی، تفکرخلاق و غیره، مجهز میشوند، بلکه مهارت ها و توانمندی های علمی، کاربردی و تقاضامحور را نیز فرا می گیرند. افراد توانمند و بامهارت با مجهز شدن به هوشیاری و آگاهی کارآفرینانه، فرصتی هایی در جهت اشتغال زایی در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خلق میکنند. به عبارت دیگر، با تفکر و نگاه متفاوت و نو به بررسی مسائل، مشکلات، نیازها و فرصت های محیط اطراف میپردازند و از آنها در جهت خلق ارزش استفاده میکنند. بر این اساس، در این مقاله با توجه به اهمیت موضوع، پرورش
خلاقیت و آموزش برای کارآفرینی در مدارس بررسی خواهد شد.