در این مقاله سعی کرده ایم تصویری از فیزیک جدید را به تصویر بکشیم و نشان دهیم که بسیار دور از علم کامل است. ما استدلال خواهیم کرد که مکانیک کوانتومی، ستون فقرات فیزیک مدرن، عدم قطعیت و ذاتی بر مبنای آمار و احتمالات ریاضی را در بر گرفته است در حالی که از همان ابتدای طرح این نظریه تا کنون فیزیکدانان به مبارزه برای توجیه کامل بودن آن ادامه داده اند. ما در ادامه این مقاله استدلال خواهیم کرد که از سوی دیگر، موضع اسلام، یقین (یقین) و کمال است و ان تنها بر اساس ایمان به غیب امکان پذیر است و غیب تنها در صورت ایمان به روح آفریننده است که در جریان آفرینش در افریده ها ظهور می یابد و هنگامی که در کثرت نگاه علمی بشر به آن نگریسته می شود قلیل می نماید و هنگامی که در وحدت وجود انسان به شهود میرسد غیر از آن روح متعالی هیچ نیست. امروزه دیدگاههای شناختی فیزیک به عنوان زیر بنای علوم تجربی مبتنی بر عقل به مفهوم اعم پاسخگوی نیازهای شناختی انسان نسبت به مفاهیمی اساسی مانند انسان و جهان نیست. از دیدگاه
هستی شناسی اسلام مبتنی بر قران که منابع شناختی انسان را محدود به عقل نکرده است نوعی همگرایی بین مفهوم انسان و جهان در قالب ورود آفریننده به این دو مفهوم و تعریف جهان و انسان به عنوان مخلوقات خالق بوجود می اید. در واقع اندازه گیری فیزیکی جای خود را به تقدیر در افرینش مدام افریننده می دهد ما در این رهیافت با مفاهیمی دقیق قطعی و متعین قرانی در قالب خلقت یا همان افرینش خداوند و توان افرینندگی انسان در عرض افرینش خداوند سر و کار خواهیم داشت و از گرداب نظریه نا کامل غیر متعین و بر گرفته از آمار و احتمالات و شکل یافته در قالب منطق حاکم بر قوانین ریاضی رهایی می یابیم. در حالیکه مرجعیت شناخت علمی را برای انسان در قالب مخلوقی از مخلوقات خداوند قایل شده ایم و عقل را نه عقل تجربی بلکه عقلی که انسان را به درجه عبودیت و شهود خالق می رساند باز تعریف کنیم .