فرهنگ انتظار عالمانه بر اساس روایت های تمثیلی و داستانی در آثار عطار و مولانا abstract
زمینه و هدف :بررسی آثار شاعران و نویسندگان متون ادبی و عرفانی این سرزمین نشان می دهد که
داستان سرایی وسیله ای برای استفاده از بیان واقعیات و بازگو کردن حوادث و پیشامد ها بوده است و این رسانه برای برقراری ارتباط با مخاطبان به گونه های بسیار ظریفی در قالب حکایت، قصه و تمثیل مورد استفاده قرار می گرفته است .شیخ
عطار و مولوی دو شاعری هستند که در تبیین نکته های عرفانی و ارسال پیام های خود در جهت تایید یا توجه بیشتر در حوزه های دین و اخلاق با بسامد بسیار از آن قالب ها سود جسته اند . در حقیقت
داستان سرایی و کاربرد آن وسیله ای برای ژرف اندیشی در مباحث دینی و اخلاقی بوده است و صرفا جنبه داستانی و هنری آن مورد توجه نبوده است بلکه
داستان مرکوب اندیشه های این دو شاعر قلمداد می شده است.بر اساس موضوع »فرهنگ
انتظار عالمانه« که بسیار بنیادی و قابل توجه است و نیز چالشی است میان نسل امروز به دلیل اطلاعات نادرست و گوناگون همچنین کم توجهی به مسئله مصلح کل و عدالت گستر حقیقی که همانا مهدی موعود می باشد.لازم است به طور دقیق بررسی شود که این مسئله امروزی و صرفا در فرهنگ شیعه جاری نیست بلکه از ابتدای خلقت به همراه پیدایش ادیان مورد توجه بوده است در این جستار سعی شده است با توجه به برداشت های گوناگون و تعابیر متفاوت از مسلک و مذهب و گرایش به آنها آیا می توان در آثار دو شاعر یاد شده مصادیقی را یافت که گویای این موضوع باشد ؟و آیا می توان حداقل اشاراتی به صورت غیر مستقیم یافت ؟ آیا
انتظار به معنای عام و خاص در آثار این دو شاعر در کنار فرهنگ معنویت قرار دارد ؟ و پرسش هایی از این دست که پس از بررسی چنانچه شواهدی بدست آمد اسناد داده خواهد شد.روش تحقیق :در این جستار از روش توصیفی - تحلیلی استفاده شده که داده های آن از آثار دو شاعر (عطار و مولانا) به روش اسنادی - کتابخانه ای با فیش برداری انجام شده است .نتیجه گیری :مقوله
انتظار و به دنبال آن توجه به مسئله جهانی و نیاز مبرم به وجود مصلح کل چیزی است بازتاب آن مستقیم یا غیر مستقیم در آثار بیشتر شاعران دیده میشود. حتی اگر این امر به صورت عینی مطرح نشده باشد به گونه های دیگری به صورت انتزاعی و یا غیر مستقیم در لفافه به آن پرداخته شده است. گاهی شعرا واندیشمندان در حوزه مثال دینی و اخلاقی به این مباحث پرداخته اند و آثاری خلق کرده اند .سیطره نزاع و کشمش های برتری جویانه و آپارتاید مذهبی گاهی بر اندیشه حکام جاعر آنچنان جاری بوده حتی متفکران و علما در بیان اندیشه های دینی خویشمحافظه کاری می کردند و گاهی تقیه زیرا در آثار شاعرانی چون
عطار و مولوی به راحتی نمی توان مذهب و اندیشه دینی آنها را و همچنین گرایش مذهبی آنها رابه درستی معلوم کرد. گاهی بنا به اقتضای زمان خود حد وسطی را برگزیده اند تا از شر ایادی و حاکمان جور در امان باشند و اگر بر خلق اثری مبادرت ورزیدند کهدر آن جهت اندیش دینی آنها به صورت عیر مستقیم انعکاس یافته است به وسیله قشریان متعصب از بین نرود و اینجاست که اندیشه
انتظار عالمانه و نگاه بهمهدویت در برخی از آثار این دو به صورت مستقیم و غیر مستقیم دیده می شود