دهه هفتاد را می توان دهه آگاهی یافتن از بحران های زیست محیطی نامید که عکس العمل هایی را در دنیا ایجاد کرد، از جمله می توان به اهمیت یافتن نقش اقتصاد در تمام زمینه ها از جمله معماری یاد کرد. در این مقاله به بررسی نقش
اقتصاد در معماری پرداختیم. رویکردهای معماری در بهره وری اقتصادی را مورد بررسی قرار دادیم. از این رو به سمت ارائه درکی از
صنعتی سازی که یکی از پاسخ های دوره مدرن به نیاز پاسخگویی اقتصادی ساختمانها است پیش رفتیم و مزایا و محدودیت های آن را ع نوان کردیم، از
معماری پایدار سخن گفتیم، که می توان آن را معماری دانست که نسبت به ویژگی ها و شرایط محیطی و مکانی پاسخگو است و از قابلیت های بستر خود در راستای ایجاد شرایط محیطی مطلوب استفاده بهینه می نماید. راهکارهای این نوع معماری را در پیشبرد اقتصاد بیان کردیم و نقش معماران در پیشبرد
اقتصاد در معماری پایدار را بررسی کردیم. و یافتیم که همانطور که اقتصاد یک جامعه بر معماری آن اثر می گذارد، معماری نیز متقابلاً تأثیرات بسیاری روی اقتصاد جامعه دارد. پس باید با شناخت دقیق این روابط، طراحی و معماری را در جهت مطلوب پیش ببریم.