منطقه
خاورمیانه یکی از غنی ترین مناطق جهان به لحاظ منابع انرژی و بازارمصرف جهانی است که از دیرباز توجه و علاقه قدرتهای بزرگ را به خود جلب کردهاست ؛در سالهای نه چندان دور بریتانیا و در عصر معاصر بیشتر ایالات متحده آمریکا به دخالت در امور منطقه پرداخته و منافع خود را تعقیب کرده اند؛اما در عصر افول قدرت آمریکا شاهد ظهور یک رقیب در عرصه جهانی برای ایالات متحده هستیم به نام
جمهوری خلق چین ؛جمهوری خلق چین کشوری است که در سال ۱۹۴۹ توسط حزب کمونیست چین به رهبری مائوتسه دونگ پس از برتری بر نیروهای ملی گرای چینی به رهبری جیانکای شک تاسیس شد. پس از گذار سالهای سخت حاکمیت مائو بر چین و گذار دوره اصلاحات دنگ شیائوپینگ و اتمام رهبری جیانگ زمین و هوجین تائو امروزه چین از شاخصه های یک قدرت بزرگ برخوردار شده است . قدرت بزرگی که طبیعتا نسبت به قدرتهای کوچک امکان بیشتری برای ترسیم نظم جهانی و منطقه ای خاص مطلوب خود را دارد.به نظر می رسد براساس نظریه انتخاب عقلانی آن نظمی مطلوب چینی ها برای منطقه غرب آسیاست که در آن نیاز چین به انرژی وبازار مصرف و سرمایه خارجی پاسخ داده شده و منافع محوری تعریف شده رهبران عصر جدید
جمهوری خلق چین یعنی منافع امنیتی ،منافع حاکمیتی و منافع توسعه ای
جمهوری خلق چین لحاظ شود. این پژوهش باروش تحقیق کیفی انجام شده است ؛