امروزه اهمیت موضوع نما و منظر شهر از یکسو و تحولات چند دهه اخیر در مصالح و تنوع سبک ها و سرعت ساخت وساز از سوی دیگر، لزوم توجه به نما و ساماندهی نماهای شهری را در میان معماران و شهرسازان معاصر بیش ازپیش ضروری نموده است. ورودی هر شهر به عنوان حد فاصل درون و بیرون مهم ترین عنصر القا کننده حس ورود به آن شهر است و با توجه به آنکه به عنوان اولین عنصر قابل رویت از کالبد هر شهر شناخته می شود تبیین کننده ویژگی های کالبدی و منظر شهر و حتی ویژگی های اجتماعی یک شهر بوده و به عنوان شاخص قضاوت بینندگان از شهر اهمیت ویژه ای می یابد. منظر در ورودی ها تلفیقی از منظر مصنوع و طبیعی است. هدف این مقاله برنامه ریزی شهرداریها در جهت ساماندهی منظر شهری می باشد. نتایج نشان می دهد بنابراین نقش فضاهای شهری در تقویت بنیان های اجتماعی و فرهنگی شهر بسیار دارای اهمیت است. بر این اساس هنر شهری در این فضاها از اهمیت اساسی برخوردار بوده و با جذب طیف وسیعی از گروه های اجتماعی، حس هم گرایی و تعامل مستقیم شهروندان را با وجود بینش ها، احساس ها، خواسته ها و گرایش های مختلف تقویت می کند. انسجام نماهای شهری نقشی بی بدیل در سامان سیما و منظر شهری دارد. نماها خود ابعاد و اجزای متشکله متفاوتی دارند. کیفیت ساختاری و نحوه چینش این ابعاد و اجزا، چه در یک نمای واحد، چه در نحوه استقرار نماهای مجاور و چه در زمینه گسترده تری چون نماهای یک شهر نیاز به انسجام دارد. لازمه ایجاد این انسجام، وجود اصول و قوانینی است.