مطابق نظریههای متداول اقتصادی، افزایش بهرهوری نقش مهمی در کاهش
فقر ایفا میکند. بهرهوری نیروی انسانی، ارتباط نزدیک با افزایش بالقوهی درآمد واقعی و سطح زندگی دارد. بهرهوری با تأکید بر بهکارگیری تمامی منابع یک جامعه در دستیابی به آرمانها، زمینههای مناسبتری را برای کاستن از فاصلههای اجتماعی ایجاد میکند. افزایش بهرهوری نیروی انسانی، از عوامل مؤثر بر کنترل و کاهش
فقر بهشمار میآید. در مطالعه حاضر، با استفاده از دادههای شاخص
فقر و
رشد بهرهوری نیروی انسانی در طول دوره 1357 تا 1385 به بررسی رابطه بین آنها پرداخته شده است. برای این منظور از روش
حداقل مربعات معمولی OLS برای بدست آوردن رابطه بین
رشد بهرهوری و
فقر استفاده شده است. نتایج حاصل از این مطالعه حاکی از آن است که تمام مؤلفهها از نظر آماری معنادار بوده و
رشد بهرهوری بر
فقر اثری منفی را نشان میدهد. در این میان رشد اقتصادی رابطهای مثبت با
فقر را نشان میدهد، و نشان از آن دارد که برای کاهش
فقر تأکید صرف بر رشد اقتصادی کافی نیست.