از ارکان اصلی هر عمل حقوقی و بویژه عقد، قصد و اراده اصحاب آن می باشد و اصولا بدون آن عقدی تحقق پیدا نمیکند و از طرفی این قصد بایستی با طیب نفس و رضایت از متعاقدین صادر شود تا منشا اثر گردد.
اکراه در لغت به معنایکسی را به زور و ستم به کاری واداشتن است و در اصطلاح به وادار کردن کسی به انجام کاری که به آن مایل نیست،گفته می شود. هرگاه عقدی از روی
اکراه و بدون رضایت از شخص واقع شد، اینکه چنی ن عقدی منشا اثر است یا راساباطل می باشد؛ موضوع بحث این پژوهش است. همچنین هدف دیگر از انجام پژوهش حاضر بررسی اثر
اکراه در عقود وبه طور خاص عقد بیع، به عنوان مهمترین عقد از عقود معین، است. همچنی ن با اشاره به نقش قصد و اراده در هر عملحقوقی و بویژه عقد، به بررسی عقدی که از روی
اکراه و بدون رضایت از شخص واقع شود می پردازد. صحت، بطلان وعدم نفوذ سه احتمالی است که در مورد بیع مکره قابل تصور است. یافته های این پژوهش نشان می دهد؛ در میان امامیه،احتمال اول طرفدار ندارد. اغلب فقیهان بیع مکره را غیرنافذ می دانند که با اعلام رضایت بعدی مکره (تنفیذ) به عقدیصحیح و کامل تبدیل میشود. در خصوص زمان ترتب آثار بر بیع مکره نیز میتوان، با استناد به وحدت ملاک این عقد باعقد فضولی، معتقد بود که پس از تنفیذ عقد، آثار عقد صحیح از لحظه انعقاد قرارداد بر آن مترتب می شود. این دیدگاهکه به نظریه کشف معروف بوده و در برابر نظریه نقل قرار دارد، در قانون مدنی ایران مورد پذیرش واقع شده است.