بررسی نقش میانجی هیجان پذیری در تدریس در ارتباط بین تفکر تاملی با خلاقیتدانش آموزان شهرستان مبارکه abstract
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی هیجان پذیری در تدریس در ارتباط بین
تفکر تاملی با
خلاقیت دانش آموزان شهرستان مبارکه بوده است، بنابراین این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ شیوه اجرا، توصیفی از نوع مطالعات همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر مبارکه در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ است. نمونه پژوهش با استفاده از روش تصادفی ساده و بر اساس جدول کرجسی مورگان به تعداد ۳۲۱ نفر انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش حاضر از سه پرسشنامه استاندارد
تفکر تاملی کمبر و لیونگ (۲۰۰۰)،
خلاقیت تورنس (۱۹۷۹) و پرسشنامه هیجان پذیری در تدریس ویلا ویسنسیو (۲۰۱۰) استفاده گردید. روایی محتوایی ابزار از طریق بررسی نظر خبرگان، متخصصین و تحلیل عامل تاییدی و پایایی آنها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ محاسبه گردید. برای تحلیل داده ها از آزمون های آمار توصیفی و استباطی (ضریب رگرسیون و مدل سازی معادلات ساختاری) در محیط نرم افزارهای spss و SmartPLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که اثر غیر مستقیم هیجان پذیری در تدریس در ارتباط بین
تفکر تاملی با
خلاقیت دانش آموزان برابر (۰/۵۰۶) شده است و مقدار آماره سوبل در سطح اطمینان ۰/۹۵ معنادار شده است (۰/۰۵>p). بعلاوه یافته ها نشان دادند
تفکر تاملی ۰/۷۸ از واریانس خلاقیت، هیجان پذیری در تدریس ۰/۴۳ از واریانس
خلاقیت و ۰/۵۴ از واریانس
تفکر تاملی را پیش بینی می کند (۰/۰۵>p). بعلاوه بر اساس یافته های حاصل از مدلسازی معادلات ساختاری برازش مطلوبی بین ارتباط متغیرهای مدل در این پژوهش وجود داشت (۰/۰۱>P). با توجه به این یافته ها توجه بیش از پیش به نوع هیجان معلمان در ارائه آموزش به دانش آموزان پیشنهاد می گردد.